فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

مرا با کسی که سخاوت ندارد کاری نیست

روزی یکی از روستائیها با کیسه ای از لیره های طلا به فردی که با آخوند خراسانی مخالف بود برخورد کرده از او پرسید عالم اینجا کیست؟ وی نام یکی از دوستانش را برد و گفت: ولی این عالم به کسی چیزی نمی دهد اما آخوند خراسانی بخشش و عطایش به کسی پوشیده نیست.
مرد دهاتی گفت: مرا با کسی که بخشش و سخاوت ندارد کاری نیست، به کسی معرفیم کن که کریم و بخشنده باشد.
این شخص می گوید: مرد روستائی را به منزل آخوند خراسانی آوردم، مرد روستائی به آخوند عرض کرد: این مبلغ از پول ثلث مال یک میت است.
مرحوم آخوند فرمود: روی این حصیر بگذار، مرد روستائی پولها را گذاشت و رفت، مرحوم آخوند مشغول وضو گرفتن بود پس از اتمام رو به من کرده فرمود: این پولها را بردار. من از سخن آخوند تعجب کردم، عرض کردم: من تمام پولها را برنمی دارم. آخوند فرمود: تمامش را بردار و با اصرار زیاد تمام مبلغ را به من داد.
این احسان و کرم آخوند باعث گردید که عداوت و دشمنی من مبدل به دوستی و محبت ایشان شود.(248)
- یتیم

نجات یافتن شیخ عبدالله تستری

مرحوم مجلسی درباره شیخ عبدالله تستری گفته است او در فضل و فضیلت دارای مقام والائی است، وقتی که به جوار رحمت خدا رفت یکی از علما او را در خواب دید که وضع خوب و هیئت نیکوئی دارد، از او سؤال کرد به چه وسیله صاحب این رتبه و مقام شدی؟ پاسخ داد من یک وقتی در مسجد جامع اصفهان درس حدیث می گفتم: مردی بر من وارد شد که یکدانه سیب در دستش بود، آن را به من هدیه کرد چون درس تمام شد من از مسجد خارج شدم در حالی که آن سیب در دستم بود، در بین راه کودکی (ظاهراً) یتیمی را مشاهده کردم آن سیب را به آن کودک دادم آن طفل از گرفتن سیب بسیار خوشحال شد به همین جهت خداوند به من این را عطا فرموده است.(249)
- احسان

نجات یافتن شیخ عبدالله تستری

مرحوم مجلسی درباره شیخ عبدالله تستری گفته است او در فضل و فضیلت دارای مقام والائی است، وقتی که به جوار رحمت خدا رفت یکی از علما او را در خواب دید که وضع خوب و هیئت نیکوئی دارد، از او سؤال کرد به چه وسیله صاحب این رتبه و مقام شدی؟ پاسخ داد من یک وقتی در مسجد جامع اصفهان درس حدیث می گفتم: مردی بر من وارد شد که یکدانه سیب در دستش بود، آن را به من هدیه کرد چون درس تمام شد من از مسجد خارج شدم در حالی که آن سیب در دستم بود، در بین راه کودکی (ظاهراً) یتیمی را مشاهده کردم آن سیب را به آن کودک دادم آن طفل از گرفتن سیب بسیار خوشحال شد به همین جهت خداوند به من این را عطا فرموده است.(250)
- پاداش