فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

آزادمنشی و بلند طبعی سید رضی علیه الرحمه

ابن منیر هدیه ای را به همراه غلام سیاهی به نزد سید رضی علیه الرحمه فرستاد سید در نامه اش به او نوشت: اگر تو عددی کمتر از یک و رنگی بدتر از سیاهی می دانستی به سوی من می فرستادی والسلام.
پس ابن منیر قسم خورد که پس از این هدیه ای برای سید نفرستد مگر اینکه به همراه عزیزترین اشخاص نزدش باشد تا اینکه هدایای گرانبهائی تهیه کرد به همراه یکی از غلامانش که نامش تتر و در نزد او خیلی عزیز بود که هیچوقت راضی به فراق او نبود و به او عشق می ورزید و هر وقت غصه دار و گرفته خاطر می شد به او نظر می کرد به نزد سید فرستاد وقتی که غلام به نزد سید رسید، سید خیال کرد که غلام نیز جزء هدایا است در عوض آن غلام سیاه پس او را نزد خود نگه داشت و این حادثه را برای ابن منیر بسیار گران آمد و هیچ راهی هم نداشت برای خلاصی غلام از دست سید جز اینکه اگر غلام را سید رد نکند اظهار کند که از تشیع خارج شود و انکار کند آنچه را درباره امیرالمؤمنین از داستان غدیر شنیده پس قصیده ای دراین مورد نوشت و فرستاد نزد سید.
وقتی این قصیده به سید رسید تبسم کرد و دستور داد غلام را با هدایای نفیسه برایش فرستادند. پس ابن منیر خوشش آمد و این شعر را نوشت:
الی المرتضی حث المطی فانه - امام علی کل البریة قد سما
تر الناس ارضا فی الفضائل عنده - و نجل الزکی الهاشمی هو السما(244)
- بزرگواری

آزادمنشی و بلند طبعی سید رضی علیه الرحمه

ابن منیر هدیه ای را به همراه غلام سیاهی به نزد سید رضی علیه الرحمه فرستاد سید در نامه اش به او نوشت: اگر تو عددی کمتر از یک و رنگی بدتر از سیاهی می دانستی به سوی من می فرستادی والسلام.
پس ابن منیر قسم خورد که پس از این هدیه ای برای سید نفرستد مگر اینکه به همراه عزیزترین اشخاص نزدش باشد تا اینکه هدایای گرانبهائی تهیه کرد به همراه یکی از غلامانش که نامش تتر و در نزد او خیلی عزیز بود که هیچوقت راضی به فراق او نبود و به او عشق می ورزید و هر وقت غصه دار و گرفته خاطر می شد به او نظر می کرد به نزد سید فرستاد وقتی که غلام به نزد سید رسید، سید خیال کرد که غلام نیز جزء هدایا است در عوض آن غلام سیاه پس او را نزد خود نگه داشت و این حادثه را برای ابن منیر بسیار گران آمد و هیچ راهی هم نداشت برای خلاصی غلام از دست سید جز اینکه اگر غلام را سید رد نکند اظهار کند که از تشیع خارج شود و انکار کند آنچه را درباره امیرالمؤمنین از داستان غدیر شنیده پس قصیده ای دراین مورد نوشت و فرستاد نزد سید.
وقتی این قصیده به سید رسید تبسم کرد و دستور داد غلام را با هدایای نفیسه برایش فرستادند. پس ابن منیر خوشش آمد و این شعر را نوشت:
الی المرتضی حث المطی فانه - امام علی کل البریة قد سما
تر الناس ارضا فی الفضائل عنده - و نجل الزکی الهاشمی هو السما(245)
- هدیه

آزادمنشی و بلند طبعی سید رضی علیه الرحمه

ابن منیر هدیه ای را به همراه غلام سیاهی به نزد سید رضی علیه الرحمه فرستاد سید در نامه اش به او نوشت: اگر تو عددی کمتر از یک و رنگی بدتر از سیاهی می دانستی به سوی من می فرستادی والسلام.
پس ابن منیر قسم خورد که پس از این هدیه ای برای سید نفرستد مگر اینکه به همراه عزیزترین اشخاص نزدش باشد تا اینکه هدایای گرانبهائی تهیه کرد به همراه یکی از غلامانش که نامش تتر و در نزد او خیلی عزیز بود که هیچوقت راضی به فراق او نبود و به او عشق می ورزید و هر وقت غصه دار و گرفته خاطر می شد به او نظر می کرد به نزد سید فرستاد وقتی که غلام به نزد سید رسید، سید خیال کرد که غلام نیز جزء هدایا است در عوض آن غلام سیاه پس او را نزد خود نگه داشت و این حادثه را برای ابن منیر بسیار گران آمد و هیچ راهی هم نداشت برای خلاصی غلام از دست سید جز اینکه اگر غلام را سید رد نکند اظهار کند که از تشیع خارج شود و انکار کند آنچه را درباره امیرالمؤمنین از داستان غدیر شنیده پس قصیده ای دراین مورد نوشت و فرستاد نزد سید.
وقتی این قصیده به سید رسید تبسم کرد و دستور داد غلام را با هدایای نفیسه برایش فرستادند. پس ابن منیر خوشش آمد و این شعر را نوشت:
الی المرتضی حث المطی فانه - امام علی کل البریة قد سما
تر الناس ارضا فی الفضائل عنده - و نجل الزکی الهاشمی هو السما(246)
- آخوند خراسانی