فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

چند روایت درباره عمل به علم

علی - علیه السلام - فرموده است: اوضع العلم ما وقف علی اللسان، و ارفعه ما ظهر فی الجوارح و الارکان.
پست ترین علم علمی است که فقط در زبان قرار بگیرد و از زبان به سایر اعضا و جوارح سرایت نکند و بالاترین و بهترین علم آن علمی است که در اعضا و جوارح بدن خودش را نشان بدهد و در مرحله عمل و کردار آشکار گردد.(224)
و فی الحدیث: لانجات الا بالطاعة و الطاعة بالعلم و العلم بالتعلم و التعلم بالعقل.
رستگاری حاصل نمی شود جز با طاعت و طاعت نیاز به علم دارد و علم با تعلم و دانشجوئی است و طلب دانش نیز با عقل است، که علم و دانش را بفهمد و درک نماید.(225)
و در حدیث است: اعقلوا الخبر اذ اسمعتموه عقل رعایة لا عقل روایة فان رواة العلم کثیر ورعاته قلیل.
و المراد بعقل الرعایة تدبره و تفهم معناه و بعقل الروایة نقل الفاظه فقط. (226)
یعنی وقتی خبر و حدیثی را شنیدید در معنی آن تدبر و تحقیق کنید نه اینکه تنها به لفظ و عبارت ظاهری آن اکتفا کنید، راویان و گویندگان علم زیادند ولی رعایت کنندگان و عمل کنندگان به حقیقت آن کمند.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: و من اخذ العلم من اهله و عمل به نجی و من اراد به الدنیا فهو حظته. (227)
کسی که بگیرد علم را از اهلش و به آن عمل نماید رستگار شده است و هر کس از علم دنیا را اراده کند پس همان دنیا نصیب او است، (و از آخرت نصیبی ندارد).
من نصب نفسه للناس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره والیکن تادیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجل من معلم الناس و مؤدبهم.
آنکه خود را پیشوای مردم سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش پردازد و پیش از آنکه به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید، و آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد شایسته تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.(228)
العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل، و العلم یهتف بالعمل فان اجاب و الا ارتحل عنه.
علم را با عمل همراه باید ساخت و آنکه آموخت بکار بایدش پرداخت و علم عمل را خواند اگر پاسخ داد، و گرنه روی از او بگرداند.(229)
قال النبی صلی الله علیه و آله: و من تعلم القرآن و تواضع فی العلم و علم عباد الله و هو یرید ما عند الله لم یکن له فی الجنة اعظم ثوابا منه و اعظم منزلة منه و لم یکن فی الجنة منزلة و لا درجة رفیعة و لا نفیسة الا کان له فیها اوفر النصیب و اشرف المنازل لا وان العمل خیر من العلم و ملاک الدین الورع الا و ان العالم من یعمل بالعلم و ان کان قلیل العمل الخطبة.
پیامبر گرامی اسلام در ضمن خطبه ای فرمود: کسی که قرآن را یاد بگیرد و در مقابل علم تواضع کند و به بندگان خدا یاد بدهد. در صورتی که از خداوند عوض و ثواب بخواهد هیچ کسی در بهشت ثوابش به بزرگی ثواب او نیست و در بهشت منزلت و درجه و مقام رفیعه و نفیسه ای که او را نصیب است دیگران ندارند، بدانید که عمل از علم بهتر است و ملاک دین ورع و تقوی است و عالم کسی است که عمل به علم خود کند هر چند علم کمتری باشد.(230)
عن الصادق علیه السلام انه قال: من لم یتسلخ عن هو اجسه و لم یتخلص من آفات نفسه و شهواتها و لم یهزم الشیطان و لم یدخل فی کنف الله و توحیده و امان عصمته لایصلح له الامر بالمعروف و النهی عن المنکر
امام صادق - علیه السلام - می فرمود: آن کس که خاطرات شخصی خود را از دل نزداید و از خطرات نفسانی و شهوی خویش فارغ نشود، افکار شیطانی را از خود نراند، و در پناه خداوند بزرگ نرود شایسته نیست مردم را امر به معروف و نهی از منکر نماید.(231)
قال علی علیه السلام: کلما زاد علم و الرجل زاد عنایته بنفسه و بذل فی ریاضتها و صلاحها جهده. (232)
علی - علیه السلام - فرموده است: به هر نسبت که دانش آدمی زیادتر می شود توجه خود را به نفس خویش افزون می کند و برای نیل به سعادت و صلاح، سعی و کوشش خود را به کار می اندازد.
و نیز علی - علیه السلام - فرموده است: من کلف بالادب قلت مساویه.(233)
کسی که به ادب آموزی وادار شود و به خوبی تربیت گردد بدکاریش کم خواهد بود.
- حدیث

چند روایت درباره عمل به علم

علی - علیه السلام - فرموده است: اوضع العلم ما وقف علی اللسان، و ارفعه ما ظهر فی الجوارح و الارکان.
پست ترین علم علمی است که فقط در زبان قرار بگیرد و از زبان به سایر اعضا و جوارح سرایت نکند و بالاترین و بهترین علم آن علمی است که در اعضا و جوارح بدن خودش را نشان بدهد و در مرحله عمل و کردار آشکار گردد.(234)
و فی الحدیث: لانجات الا بالطاعة و الطاعة بالعلم و العلم بالتعلم و التعلم بالعقل.
رستگاری حاصل نمی شود جز با طاعت و طاعت نیاز به علم دارد و علم با تعلم و دانشجوئی است و طلب دانش نیز با عقل است، که علم و دانش را بفهمد و درک نماید.(235)
و در حدیث است: اعقلوا الخبر اذ اسمعتموه عقل رعایة لا عقل روایة فان رواة العلم کثیر ورعاته قلیل.
و المراد بعقل الرعایة تدبره و تفهم معناه و بعقل الروایة نقل الفاظه فقط. (236)
یعنی وقتی خبر و حدیثی را شنیدید در معنی آن تدبر و تحقیق کنید نه اینکه تنها به لفظ و عبارت ظاهری آن اکتفا کنید، راویان و گویندگان علم زیادند ولی رعایت کنندگان و عمل کنندگان به حقیقت آن کمند.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: و من اخذ العلم من اهله و عمل به نجی و من اراد به الدنیا فهو حظته. (237)
کسی که بگیرد علم را از اهلش و به آن عمل نماید رستگار شده است و هر کس از علم دنیا را اراده کند پس همان دنیا نصیب او است، (و از آخرت نصیبی ندارد).
من نصب نفسه للناس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره والیکن تادیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجل من معلم الناس و مؤدبهم.
آنکه خود را پیشوای مردم سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش پردازد و پیش از آنکه به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید، و آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد شایسته تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.(238)
العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل، و العلم یهتف بالعمل فان اجاب و الا ارتحل عنه.
علم را با عمل همراه باید ساخت و آنکه آموخت بکار بایدش پرداخت و علم عمل را خواند اگر پاسخ داد، و گرنه روی از او بگرداند.(239)
قال النبی صلی الله علیه و آله: و من تعلم القرآن و تواضع فی العلم و علم عباد الله و هو یرید ما عند الله لم یکن له فی الجنة اعظم ثوابا منه و اعظم منزلة منه و لم یکن فی الجنة منزلة و لا درجة رفیعة و لا نفیسة الا کان له فیها اوفر النصیب و اشرف المنازل لا وان العمل خیر من العلم و ملاک الدین الورع الا و ان العالم من یعمل بالعلم و ان کان قلیل العمل الخطبة.
پیامبر گرامی اسلام در ضمن خطبه ای فرمود: کسی که قرآن را یاد بگیرد و در مقابل علم تواضع کند و به بندگان خدا یاد بدهد. در صورتی که از خداوند عوض و ثواب بخواهد هیچ کسی در بهشت ثوابش به بزرگی ثواب او نیست و در بهشت منزلت و درجه و مقام رفیعه و نفیسه ای که او را نصیب است دیگران ندارند، بدانید که عمل از علم بهتر است و ملاک دین ورع و تقوی است و عالم کسی است که عمل به علم خود کند هر چند علم کمتری باشد.(240)
عن الصادق علیه السلام انه قال: من لم یتسلخ عن هو اجسه و لم یتخلص من آفات نفسه و شهواتها و لم یهزم الشیطان و لم یدخل فی کنف الله و توحیده و امان عصمته لایصلح له الامر بالمعروف و النهی عن المنکر
امام صادق - علیه السلام - می فرمود: آن کس که خاطرات شخصی خود را از دل نزداید و از خطرات نفسانی و شهوی خویش فارغ نشود، افکار شیطانی را از خود نراند، و در پناه خداوند بزرگ نرود شایسته نیست مردم را امر به معروف و نهی از منکر نماید.(241)
قال علی علیه السلام: کلما زاد علم و الرجل زاد عنایته بنفسه و بذل فی ریاضتها و صلاحها جهده. (242)
علی - علیه السلام - فرموده است: به هر نسبت که دانش آدمی زیادتر می شود توجه خود را به نفس خویش افزون می کند و برای نیل به سعادت و صلاح، سعی و کوشش خود را به کار می اندازد.
و نیز علی - علیه السلام - فرموده است: من کلف بالادب قلت مساویه.(243)
کسی که به ادب آموزی وادار شود و به خوبی تربیت گردد بدکاریش کم خواهد بود.
- سید رضی

آزادمنشی و بلند طبعی سید رضی علیه الرحمه

ابن منیر هدیه ای را به همراه غلام سیاهی به نزد سید رضی علیه الرحمه فرستاد سید در نامه اش به او نوشت: اگر تو عددی کمتر از یک و رنگی بدتر از سیاهی می دانستی به سوی من می فرستادی والسلام.
پس ابن منیر قسم خورد که پس از این هدیه ای برای سید نفرستد مگر اینکه به همراه عزیزترین اشخاص نزدش باشد تا اینکه هدایای گرانبهائی تهیه کرد به همراه یکی از غلامانش که نامش تتر و در نزد او خیلی عزیز بود که هیچوقت راضی به فراق او نبود و به او عشق می ورزید و هر وقت غصه دار و گرفته خاطر می شد به او نظر می کرد به نزد سید فرستاد وقتی که غلام به نزد سید رسید، سید خیال کرد که غلام نیز جزء هدایا است در عوض آن غلام سیاه پس او را نزد خود نگه داشت و این حادثه را برای ابن منیر بسیار گران آمد و هیچ راهی هم نداشت برای خلاصی غلام از دست سید جز اینکه اگر غلام را سید رد نکند اظهار کند که از تشیع خارج شود و انکار کند آنچه را درباره امیرالمؤمنین از داستان غدیر شنیده پس قصیده ای دراین مورد نوشت و فرستاد نزد سید.
وقتی این قصیده به سید رسید تبسم کرد و دستور داد غلام را با هدایای نفیسه برایش فرستادند. پس ابن منیر خوشش آمد و این شعر را نوشت:
الی المرتضی حث المطی فانه - امام علی کل البریة قد سما
تر الناس ارضا فی الفضائل عنده - و نجل الزکی الهاشمی هو السما(244)
- بزرگواری