فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

همه توفیقات از اشاره شیخ در جواب بود

شیخ میرزا از محمود عراقی در اواخر (دارالسلام) خود گوید: بعد از وفات استادم (شیخ مرتضی انصاری) آن جناب را در خواب دیدم که در بیابانی وسیع که در آن نهری عظیم جاری بود ایستاده، پس جام آبی که در دست داشت به دست من داد و فرمود: از این نهر آب بیاور چون جام را گرفته بر لب آن نهر رفتم از این طرف نهر پر کردم دیدم کرم ریزه بسیار در آن نمودار است پس از طرف دیگر پر کردم، باز کرم بسیار در آن دیدم با خود گفتم از وسط نهر پر کنم که صاف است آمدم از سر پل و خم شده جام را از وسط نهر پر کردم باز خالی از کرم نبود، واقعه را به عرض شیخ رساندم فرمود تدبیری کن، دانستم که مقصود صاف کردن آن آبست از آن کدورات پس از خواب بیدار شده آن واقعه را برای بعضی از علما نقل کردم، آب را تعبیر به علم نمودند و گفتند: مقصود آن جناب تنقیح مطالب علمیه بوده (از مطالب غلط) پس زمانی گذشت که حقیر عازم بر تنقیح و تحریر مطالب و مباحث اصولیه و فقهیه شدم و مناسب آن دیدم که جمیع تحقیقات اصولیه و فروعیه استاد را از مسموعات و غیر مسموعات تنقیح و تحریر و جمع نمایم.
در اصول کتاب جوامع و در فقه کتاب لوامع را نوشتم و بار دیگر موفق شده در اصول کتاب قوامع و در فقه کتاب خزائن را نوشته و همه این توفیقات از آثار اشاره آن جناب در خواب بود.(213)
- قناعت

مردم تصور کنند که او هر روز هندوانه می خورد

مؤلف آئینه دانشوران در صفحه 787 آن کتاب گوید:
مرحوم ملا محمد علی بافقی استاد خط من بود و در مدرسه مصلی حجره ای داشت. کسانی برای من گفتند: که آخوند مذکور در روزگار طلبگیش در ایام تابستان مدتی یک دانه هندوانه را هر روز از حجره بیرون می آورد و در انظار به لب حوض آورده می شست و به حجره برمی گردانید تا مردم تصور کنند که همه روزه هندوانه می خورد و از متمکنین است.
آنکه قناعت کند به منفعت کم - می نکشد منت از سخاوت حاتم
چشم بپوشد همه ز هستی دنیا - تا نبرد حاجتش به قبله عالم
(ملا محمد مضطر)
- آبرو

مردم تصور کنند که او هر روز هندوانه می خورد

مؤلف آئینه دانشوران در صفحه 787 آن کتاب گوید:
مرحوم ملا محمد علی بافقی استاد خط من بود و در مدرسه مصلی حجره ای داشت. کسانی برای من گفتند: که آخوند مذکور در روزگار طلبگیش در ایام تابستان مدتی یک دانه هندوانه را هر روز از حجره بیرون می آورد و در انظار به لب حوض آورده می شست و به حجره برمی گردانید تا مردم تصور کنند که همه روزه هندوانه می خورد و از متمکنین است.
آنکه قناعت کند به منفعت کم - می نکشد منت از سخاوت حاتم
چشم بپوشد همه ز هستی دنیا - تا نبرد حاجتش به قبله عالم
(ملا محمد مضطر)