فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

گلابش بوئی ندارد

معروف است یکی از مردم بهبهان از یکی از علمای آنجا از فضل آقا میر محمد صالح بهبهانی پرسش نمود، آن عالم در جوابش گفت: گلابش بوئی ندارد.
چون این کلام به گوش وی رسید برای بار دوم به نجف آمد و مدتی بر شیخ مرتضی انصاری مراسم شاگردی معمول داشت و بعد از آن به بهبهان مراجعت نمود و در آنجا بنای تدریس گذاشت و در ترویج دین مبین سعی بلیغ از خود نشان داد تا آنکه در سال 1311 در آن شهر به رحمت ایزدی پیوست و جنازه اش را به نجف اشرف حمل کردند.(210)
- شیخ انصاری

همه توفیقات از اشاره شیخ در جواب بود

شیخ میرزا از محمود عراقی در اواخر (دارالسلام) خود گوید: بعد از وفات استادم (شیخ مرتضی انصاری) آن جناب را در خواب دیدم که در بیابانی وسیع که در آن نهری عظیم جاری بود ایستاده، پس جام آبی که در دست داشت به دست من داد و فرمود: از این نهر آب بیاور چون جام را گرفته بر لب آن نهر رفتم از این طرف نهر پر کردم دیدم کرم ریزه بسیار در آن نمودار است پس از طرف دیگر پر کردم، باز کرم بسیار در آن دیدم با خود گفتم از وسط نهر پر کنم که صاف است آمدم از سر پل و خم شده جام را از وسط نهر پر کردم باز خالی از کرم نبود، واقعه را به عرض شیخ رساندم فرمود تدبیری کن، دانستم که مقصود صاف کردن آن آبست از آن کدورات پس از خواب بیدار شده آن واقعه را برای بعضی از علما نقل کردم، آب را تعبیر به علم نمودند و گفتند: مقصود آن جناب تنقیح مطالب علمیه بوده (از مطالب غلط) پس زمانی گذشت که حقیر عازم بر تنقیح و تحریر مطالب و مباحث اصولیه و فقهیه شدم و مناسب آن دیدم که جمیع تحقیقات اصولیه و فروعیه استاد را از مسموعات و غیر مسموعات تنقیح و تحریر و جمع نمایم.
در اصول کتاب جوامع و در فقه کتاب لوامع را نوشتم و بار دیگر موفق شده در اصول کتاب قوامع و در فقه کتاب خزائن را نوشته و همه این توفیقات از آثار اشاره آن جناب در خواب بود.(211)
- رؤیا

همه توفیقات از اشاره شیخ در جواب بود

شیخ میرزا از محمود عراقی در اواخر (دارالسلام) خود گوید: بعد از وفات استادم (شیخ مرتضی انصاری) آن جناب را در خواب دیدم که در بیابانی وسیع که در آن نهری عظیم جاری بود ایستاده، پس جام آبی که در دست داشت به دست من داد و فرمود: از این نهر آب بیاور چون جام را گرفته بر لب آن نهر رفتم از این طرف نهر پر کردم دیدم کرم ریزه بسیار در آن نمودار است پس از طرف دیگر پر کردم، باز کرم بسیار در آن دیدم با خود گفتم از وسط نهر پر کنم که صاف است آمدم از سر پل و خم شده جام را از وسط نهر پر کردم باز خالی از کرم نبود، واقعه را به عرض شیخ رساندم فرمود تدبیری کن، دانستم که مقصود صاف کردن آن آبست از آن کدورات پس از خواب بیدار شده آن واقعه را برای بعضی از علما نقل کردم، آب را تعبیر به علم نمودند و گفتند: مقصود آن جناب تنقیح مطالب علمیه بوده (از مطالب غلط) پس زمانی گذشت که حقیر عازم بر تنقیح و تحریر مطالب و مباحث اصولیه و فقهیه شدم و مناسب آن دیدم که جمیع تحقیقات اصولیه و فروعیه استاد را از مسموعات و غیر مسموعات تنقیح و تحریر و جمع نمایم.
در اصول کتاب جوامع و در فقه کتاب لوامع را نوشتم و بار دیگر موفق شده در اصول کتاب قوامع و در فقه کتاب خزائن را نوشته و همه این توفیقات از آثار اشاره آن جناب در خواب بود.(212)
- توفیق