فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

سعی و کوشش آیت الله سید مهدی شیرازی در تحصیل و عبادت

آیت الله سید محمد شیرازی می گوید: مرحوم پدرم آیت الله حاج میرزا مهدی شیرازی - قدس سره - مرا وادار بر مطالعه و مواظبت بر درس می کرد و می فرمود: من در ایام تحصیلی شبانه روز فقط دو ساعت می خوابیدم و در مقابل نور ماه بدلیل نبودن برق قرآن حفظ می کردم و در روز مشغول درس و بحث بودم. ایشان با خود عهد کرده بود از ایام بلوغ از اموری که طالب علم را آلوده می کند از قبیل: صدرنشینی در مجالس در مباحثه بر رفیق خود غالب شدن و با او مجادله کردن اجتناب نماید و تا آخر زندگی این چنین بود، در یکی از سفرها که از نجف اشرف به کربلا می آمدیم در نزدیکی منطقه نخیله ماشینمان به علت تمام شدن بنزین از حرکت ایستاد، پدرم از ماشین پیاده شده قدم زنان مشغول خواندن قرآن گردید چون حافظ قرآن بود و تا طلوع فجر این کارش ادامه داشت. از پدرم پرسیدم چقدر قرآن خواندید؟ فرمود: هشت جزء خواندم. هیچ وقت بین الطلوعین نمی خوابید و هر روز صبح غیر از دعا یک جزء قرآن می خواندند و یک از کارهایشان این بود که در ایام زیارتی و کثرت زوار نماز جماعت را منتقل به مسجد یا حسینیه می کردند و می فرمودند: دوست ندارم مزاحم زوار امام حسین شوم و یکی از برنامه های پدرم این بود که توجه خاصی به امام زمان - علیه السلام - داشت و عصرهای جمعه در بالای بام خانه متوجه امام شده و با توجه خاصی دعا می خواند.(185)
- وظیفه

من مأمورم که علم فراگیرم

آیت الله سید محمد شیرازی نوشته است: یکی از علماء در نجف اشرف خیلی کم به زیارت امام حسین - علیه السلام - در کربلای معلی مشرف می شد. سبب را پرسیدند، فرمود: من مأمورم که علم فراگیرمو علم بیاموزم و از این قبیل وظائف و اگر بنا باشد زیاد به زیارت کربلا بروم به من گفته می شود چرا وظیفه شرعی که به تو واگذار شده ترک کردی و بیش از حد به زیارت امام حسین رفتی؟(186)

- تحصیل

من مأمورم که علم فراگیرم

آیت الله سید محمد شیرازی نوشته است: یکی از علماء در نجف اشرف خیلی کم به زیارت امام حسین - علیه السلام - در کربلای معلی مشرف می شد. سبب را پرسیدند، فرمود: من مأمورم که علم فراگیرمو علم بیاموزم و از این قبیل وظائف و اگر بنا باشد زیاد به زیارت کربلا بروم به من گفته می شود چرا وظیفه شرعی که به تو واگذار شده ترک کردی و بیش از حد به زیارت امام حسین رفتی؟(187)
- سیره علما