فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

آیت الله نجفی و کار در خانه

حجةالاسلام و المسلمین آقای امینی اراکی نقل کرد از آیت الله العظمی آقای نجفی مرعشی - قدس سره - که ایشان فرمودند ایامی که در نجف اشرف مشغول تحصیل علم بودم بیشتر اوقات پول به من نمی رسید و من از شدت احتیاج و سختی معاش شبها می رفتم در کارخانه برنج کوبی پدر مرحوم نصر الله خلخالی کار می کردم و مزد می گرفتم و روزها به خواندن درس و تحصیل ادامه می دادم و هیچوقت به هیچ کسی اظهار حاجت نمی کردم جز خداوند تبارک و تعالی و توسل به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام.
مردی آمد نزد دانشمندی گفت: دلم می خواهد علم یاد گیرم ولی می ترسم حق علم را ضایع کنم. عالم در پاسخ گفت: همین ترک علم خود تضییع آن است.(182)
- دوران تحصیل

آیت الله نجفی و کار در خانه

حجةالاسلام و المسلمین آقای امینی اراکی نقل کرد از آیت الله العظمی آقای نجفی مرعشی - قدس سره - که ایشان فرمودند ایامی که در نجف اشرف مشغول تحصیل علم بودم بیشتر اوقات پول به من نمی رسید و من از شدت احتیاج و سختی معاش شبها می رفتم در کارخانه برنج کوبی پدر مرحوم نصر الله خلخالی کار می کردم و مزد می گرفتم و روزها به خواندن درس و تحصیل ادامه می دادم و هیچوقت به هیچ کسی اظهار حاجت نمی کردم جز خداوند تبارک و تعالی و توسل به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام.
مردی آمد نزد دانشمندی گفت: دلم می خواهد علم یاد گیرم ولی می ترسم حق علم را ضایع کنم. عالم در پاسخ گفت: همین ترک علم خود تضییع آن است.(183)
- علمای دینی

سعی و کوشش آیت الله سید مهدی شیرازی در تحصیل و عبادت

آیت الله سید محمد شیرازی می گوید: مرحوم پدرم آیت الله حاج میرزا مهدی شیرازی - قدس سره - مرا وادار بر مطالعه و مواظبت بر درس می کرد و می فرمود: من در ایام تحصیلی شبانه روز فقط دو ساعت می خوابیدم و در مقابل نور ماه بدلیل نبودن برق قرآن حفظ می کردم و در روز مشغول درس و بحث بودم. ایشان با خود عهد کرده بود از ایام بلوغ از اموری که طالب علم را آلوده می کند از قبیل: صدرنشینی در مجالس در مباحثه بر رفیق خود غالب شدن و با او مجادله کردن اجتناب نماید و تا آخر زندگی این چنین بود، در یکی از سفرها که از نجف اشرف به کربلا می آمدیم در نزدیکی منطقه نخیله ماشینمان به علت تمام شدن بنزین از حرکت ایستاد، پدرم از ماشین پیاده شده قدم زنان مشغول خواندن قرآن گردید چون حافظ قرآن بود و تا طلوع فجر این کارش ادامه داشت. از پدرم پرسیدم چقدر قرآن خواندید؟ فرمود: هشت جزء خواندم. هیچ وقت بین الطلوعین نمی خوابید و هر روز صبح غیر از دعا یک جزء قرآن می خواندند و یک از کارهایشان این بود که در ایام زیارتی و کثرت زوار نماز جماعت را منتقل به مسجد یا حسینیه می کردند و می فرمودند: دوست ندارم مزاحم زوار امام حسین شوم و یکی از برنامه های پدرم این بود که توجه خاصی به امام زمان - علیه السلام - داشت و عصرهای جمعه در بالای بام خانه متوجه امام شده و با توجه خاصی دعا می خواند.(184)
- سیره علماء