فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

اگر شما بروید دیگر از پلو خبری نیست

و از فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) است که می فرماید: وقتی که حاج شیخ محمد رضا به قم مشرف می شدند تا چند روزی در منزل مرحوم حاج شیخ عبدالکریم می ماندند تا اینکه جای مناسبی برای ایشان آماده می شد.
گاهی اوقات از این رفت و آمدها برای ما خاطراتی نقل می کرد، از جمله زهد و ساده زیستی مرحوم حائری را می ستود و در این باره می فرمود: در یکی از سفرها که به قم مشرف شدم طبق معمول یکی در شب اول را در منزل آقای حائری بسر بردم، وقتی که خواستم آنجا را ترک کنم فرزند کوچک ایشان آقا مهدی اصرار می کرد شما چند شب دیگر هم منزل ما بمانید. به مزاح گفتم: فرزند شما خیلی اصرار می ورزید، چرا آقا خودش اصرار نمی کند. در پاسخ گفت: به خاطر این که چند شبی که شما اینجا بودید، آقا دستور داده بود که شام پلو درست کنند و اگر شما بروید دیگر از پلو خبری نیست.
و همچنین درباره زهد مرحوم حائری می فرمود: وارد اندرونی ایشان شدم دیدم در اتاق تنها یک گلیم در کف اتاق پهن است و صندوقی هم در کنار اتاق است، بسیار ساده و زاهدانه بود، همانجا گفتم: واقعاً اگر کسی بخواهد معنی زهد را بفهمد باید بیاید اینجا را ببیند. مرحوم شیخ از این سخن خوشش نیامد.(175)
- ساده زیستی

مرحوم مسجد شاهی برای امام خمینی از ساده زیستی مرحوم حائری خاطره نقل می کند

آیت الله حاج شیخ حیدر علی محقق در ضمن مصاحبه خود فرموده اند: از جمله اساتیدم مرحوم حاج شیخ محمد رضا نجفی مسجد شاهی است و ایشان از دوستان صمیمی مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری و با ایشان همدوره بود.
مرحوم حائری درباره ایشان فرمود: حاج شیخ محمد رضا شیخ بهائی عصر ماست. چون ایشان جامع معقول و منقول بوده و به خاطر همین عمق دانش بود که هر وقت به قم تشریف می آورد مرحوم آیت الله حائری از ایشان می خواست در مدت اقامت تدریس کند.

اگر شما بروید دیگر از پلو خبری نیست

و از فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) است که می فرماید: وقتی که حاج شیخ محمد رضا به قم مشرف می شدند تا چند روزی در منزل مرحوم حاج شیخ عبدالکریم می ماندند تا اینکه جای مناسبی برای ایشان آماده می شد.
گاهی اوقات از این رفت و آمدها برای ما خاطراتی نقل می کرد، از جمله زهد و ساده زیستی مرحوم حائری را می ستود و در این باره می فرمود: در یکی از سفرها که به قم مشرف شدم طبق معمول یکی در شب اول را در منزل آقای حائری بسر بردم، وقتی که خواستم آنجا را ترک کنم فرزند کوچک ایشان آقا مهدی اصرار می کرد شما چند شب دیگر هم منزل ما بمانید. به مزاح گفتم: فرزند شما خیلی اصرار می ورزید، چرا آقا خودش اصرار نمی کند. در پاسخ گفت: به خاطر این که چند شبی که شما اینجا بودید، آقا دستور داده بود که شام پلو درست کنند و اگر شما بروید دیگر از پلو خبری نیست.
و همچنین درباره زهد مرحوم حائری می فرمود: وارد اندرونی ایشان شدم دیدم در اتاق تنها یک گلیم در کف اتاق پهن است و صندوقی هم در کنار اتاق است، بسیار ساده و زاهدانه بود، همانجا گفتم: واقعاً اگر کسی بخواهد معنی زهد را بفهمد باید بیاید اینجا را ببیند. مرحوم شیخ از این سخن خوشش نیامد.(176)
- سید ابوالحسن اصفهانی