فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

سید مهدی درچه ای برای طلبه ها خاطره نقل می کند

آیت الله حاج شیخ حیدر علی محقق در مصاحبه با مجله حوزه فرمودند: قسمتی از متاجر را خدمت آقا سید مهدی درچه ای خواندم، ایشان روزی در مقام موعظه به شاگردان فرمودند: تمام همت خود را بر تحصیل توأم با تقوا قرار دهید.
روزی را خداوند متعال می رساند، زیرا خداوند متعال معاش اهل علم را متعهد شده است.
ایشان در مقام تأیید کلامش، خاطره ای فرمودند که مناسب است نقل شود فرمودند: نجف که بودم روزی برای صبحانه چیزی نداشتم خیلی هم گرسنه بودم، نگران بودم که اگر با این وضع در درس شرکت کنم ممکن است مطالب استاد را خوب فرانگیرم، در هر صورت از مدرسه آمدم بیرون و به سمت حوزه درس حرکت کردم، مقابل یکی از بقالی ها که رسیدم صاحب مغازه مرا صدا زد، صورتم را به طرف صدا برگرداندم، صاحب مغازه گفت: شما برادر حاج سید محمد باقر درچه ای هستید (سید محمد باقر از بزرگان حوزه بود و این دو برادر خیلی شبیه به یکدیگر بودند) گفتم بلی، گفت: برادر شما خیلی بزرگوار بود، شما تا وقتی که این جا هستید، هر چه نیاز داشتید از مغازه من ببرید.
خاطره دیگری که باز به ایشان مربوط می شود اینکه آن مرحوم در این اواخر، سکته کرده بودند و قسمتی از بدنشان بی حرکت و لمس شده بود. درشکه ای داشتند که روزهای چهارشنبه ایشان را به درچه می برد، ایشان گفتند: روز چهارشنبه بود و می خواستم بروم و به درچه، درشکه خراب بود و پول هم نداشتم که درشکه را درست کنم، از مسجد که بیرون آمدم، قدری صلوات هدیه به امامزاده سید محمد پسر امام علی نقی - علیهاالسلام - فرستادم تا اینکه خداوند فرجی برساند. هنوز نزدیک مسجد بودم که شخصی آمد و گفت: آقا مبلغ هشتصد تومان وجوهات دارم آورده ام پیش شما، من هم از آن وجوهات، درشکه را درست کردم و خدا را بر این که زود حاجتم را برآورد شکر کردم.
مقصود ایشان این بود که اگر اهل علم تحصیلشان همراه با تقوا باشد، خداوند آنان را به خود وانمی گذارد.
- تحصیل

سید مهدی درچه ای برای طلبه ها خاطره نقل می کند

آیت الله حاج شیخ حیدر علی محقق در مصاحبه با مجله حوزه فرمودند: قسمتی از متاجر را خدمت آقا سید مهدی درچه ای خواندم، ایشان روزی در مقام موعظه به شاگردان فرمودند: تمام همت خود را بر تحصیل توأم با تقوا قرار دهید.
روزی را خداوند متعال می رساند، زیرا خداوند متعال معاش اهل علم را متعهد شده است.
ایشان در مقام تأیید کلامش، خاطره ای فرمودند که مناسب است نقل شود فرمودند: نجف که بودم روزی برای صبحانه چیزی نداشتم خیلی هم گرسنه بودم، نگران بودم که اگر با این وضع در درس شرکت کنم ممکن است مطالب استاد را خوب فرانگیرم، در هر صورت از مدرسه آمدم بیرون و به سمت حوزه درس حرکت کردم، مقابل یکی از بقالی ها که رسیدم صاحب مغازه مرا صدا زد، صورتم را به طرف صدا برگرداندم، صاحب مغازه گفت: شما برادر حاج سید محمد باقر درچه ای هستید (سید محمد باقر از بزرگان حوزه بود و این دو برادر خیلی شبیه به یکدیگر بودند) گفتم بلی، گفت: برادر شما خیلی بزرگوار بود، شما تا وقتی که این جا هستید، هر چه نیاز داشتید از مغازه من ببرید.
خاطره دیگری که باز به ایشان مربوط می شود اینکه آن مرحوم در این اواخر، سکته کرده بودند و قسمتی از بدنشان بی حرکت و لمس شده بود. درشکه ای داشتند که روزهای چهارشنبه ایشان را به درچه می برد، ایشان گفتند: روز چهارشنبه بود و می خواستم بروم و به درچه، درشکه خراب بود و پول هم نداشتم که درشکه را درست کنم، از مسجد که بیرون آمدم، قدری صلوات هدیه به امامزاده سید محمد پسر امام علی نقی - علیهاالسلام - فرستادم تا اینکه خداوند فرجی برساند. هنوز نزدیک مسجد بودم که شخصی آمد و گفت: آقا مبلغ هشتصد تومان وجوهات دارم آورده ام پیش شما، من هم از آن وجوهات، درشکه را درست کردم و خدا را بر این که زود حاجتم را برآورد شکر کردم.
مقصود ایشان این بود که اگر اهل علم تحصیلشان همراه با تقوا باشد، خداوند آنان را به خود وانمی گذارد.
- شیخ عبدالکریم حائری

مرحوم مسجد شاهی برای امام خمینی از ساده زیستی مرحوم حائری خاطره نقل می کند

آیت الله حاج شیخ حیدر علی محقق در ضمن مصاحبه خود فرموده اند: از جمله اساتیدم مرحوم حاج شیخ محمد رضا نجفی مسجد شاهی است و ایشان از دوستان صمیمی مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری و با ایشان همدوره بود.
مرحوم حائری درباره ایشان فرمود: حاج شیخ محمد رضا شیخ بهائی عصر ماست. چون ایشان جامع معقول و منقول بوده و به خاطر همین عمق دانش بود که هر وقت به قم تشریف می آورد مرحوم آیت الله حائری از ایشان می خواست در مدت اقامت تدریس کند.