فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

نخستین وظیفه یک طلبه

نخستین کاری که طلبه بعنوان یک طلبه باید بکند این است که تبارنامه صنفی خویش را بخوبی بشناسد، و بداند که وارد چه جریانی شده و چکاره است، و پا جای پای چه کسانی گذاشته است در این شناخت و پیگیری است که می رسد به منشأ صنفی روحانی.
طلبه هنگامی که دانست که از نظر صنفی و شغلی از تبار پیامبران است و سلاله ابراهیم و موسی و عیسی و محمد - صلی الله علیه و آله - و بت شکنان بزرگ تاریخ است، با شخصیت و قوامی سخن خواهد گفت، وارد جریان انبیاء می شود و خود وارث جریان انبیائی تاریخ است جریانی که از پیامبران به پیامبر ما و از پیغمبر اکرم به ائمه طاهرین و از ائمه طاهرین به علمای عاملین تا امروز که رسیده است به روحانیت و به طلاب علوم دینی و وارثان موضع متعهد اسلامی.(119)
- عمامه

تاریخ عمامه گذاری سادات به رنگ سیاه

شاه اسماعیل از حسرت جنگ چالدران و اسارت همسرش مسلول شد و درگذشت. گویند به عزای این جنگ بود که شاه اسماعیل عمامه سیاه پوشید و تا دم مرگ از سر برنداشت پس از آن سادات نیز عمامه سیاه را انتخاب کردند.
جنگ چالدران شجاعت ایرانیان را در جنگهای کورش کوچک و شاه منصور تجدید کرد، جنگی که فداکارانش تا پای جان ایستادند و با زنجیر توپ نیز با شمشیر هم نبرد شدند، گفته اند که سلطان سلیم به افسران خود گفت: افسران اسیر ایرانی را بیاورید. گفتند: اسیر نداریم زیرا همه کشته شدند و بعد اجساد آنان را نشان دادند، سلطان سلیم با دیدن جسد صدها افسر رشید با لحن طعنه آمیز گفت: حیف از این افسران لایق که چنان فرماندهی نالایق داشتند.(120)
- تاریخ صفویه

تاریخ عمامه گذاری سادات به رنگ سیاه

شاه اسماعیل از حسرت جنگ چالدران و اسارت همسرش مسلول شد و درگذشت. گویند به عزای این جنگ بود که شاه اسماعیل عمامه سیاه پوشید و تا دم مرگ از سر برنداشت پس از آن سادات نیز عمامه سیاه را انتخاب کردند.
جنگ چالدران شجاعت ایرانیان را در جنگهای کورش کوچک و شاه منصور تجدید کرد، جنگی که فداکارانش تا پای جان ایستادند و با زنجیر توپ نیز با شمشیر هم نبرد شدند، گفته اند که سلطان سلیم به افسران خود گفت: افسران اسیر ایرانی را بیاورید. گفتند: اسیر نداریم زیرا همه کشته شدند و بعد اجساد آنان را نشان دادند، سلطان سلیم با دیدن جسد صدها افسر رشید با لحن طعنه آمیز گفت: حیف از این افسران لایق که چنان فرماندهی نالایق داشتند.(121)
- تورات