فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

اشخاص با ایمان در دستگاه ظالمان

در مجالس المؤمنین آورده است که: شخصی خدمت حضرت صادق - علیه السلام - رفت و عرض کرد: مرا مهمی است در دربار سلطان و وسیله و آشنائی در آن درگاه ندارم، به خدمت شما مشرف شدم که در این باره تدبیری بفرمائید.
حضرت فرمود: برو به دربار و فرصت را نگهدار تا خود را به چنین شخصی برسانی که او از دربانان خاص است در خلوت به او بگو: مرا جعفر بن محمد پیش تو فرستاده که مهم و کار مرا در درگاه سلطان انجام دهی، آن شخص گوید: خود را به آن دربان رساندم و حاجتم را گفتم او در انجام مهم من بسیار اهتمام کرد و حاجتم را برآورد.
سپس خدمت آن حضرت آمدم و عرض کردم یابن رسول الله آن دربان که مرا پیش او فرستادی چون نام آشنا را بردم بی اندازه خوشحال شد که از خوشحالی و نشاط نزدیک بود بیهوش شود و فوراً پیش سلطان رفت و چنانچه دلخواه من بود کار مرا انجام داد ولی می خواهم عرض کنم که: چنان شخص نیک و ستوده ای که از دوستان شما می باشد چرا باید در دربار اینگونه اشخاص باشد.
حضرت فرمود: خدای تعالی این کرامت را به ما مرحمت فرموده اسن که هیچ شهریاری نیست مگر اینکه بعضی از دوستان ما را در دربارشان مقرب و آبرومند فرموده تا چون بعضی از شیعیان و دوستان ما را نیازی و کاری پیش آید به انجام آن بپردازند و کارشان را اصلاح نمایند.(102)
- امام صادق(ع)

اشخاص با ایمان در دستگاه ظالمان

در مجالس المؤمنین آورده است که: شخصی خدمت حضرت صادق - علیه السلام - رفت و عرض کرد: مرا مهمی است در دربار سلطان و وسیله و آشنائی در آن درگاه ندارم، به خدمت شما مشرف شدم که در این باره تدبیری بفرمائید.
حضرت فرمود: برو به دربار و فرصت را نگهدار تا خود را به چنین شخصی برسانی که او از دربانان خاص است در خلوت به او بگو: مرا جعفر بن محمد پیش تو فرستاده که مهم و کار مرا در درگاه سلطان انجام دهی، آن شخص گوید: خود را به آن دربان رساندم و حاجتم را گفتم او در انجام مهم من بسیار اهتمام کرد و حاجتم را برآورد.
سپس خدمت آن حضرت آمدم و عرض کردم یابن رسول الله آن دربان که مرا پیش او فرستادی چون نام آشنا را بردم بی اندازه خوشحال شد که از خوشحالی و نشاط نزدیک بود بیهوش شود و فوراً پیش سلطان رفت و چنانچه دلخواه من بود کار مرا انجام داد ولی می خواهم عرض کنم که: چنان شخص نیک و ستوده ای که از دوستان شما می باشد چرا باید در دربار اینگونه اشخاص باشد.
حضرت فرمود: خدای تعالی این کرامت را به ما مرحمت فرموده اسن که هیچ شهریاری نیست مگر اینکه بعضی از دوستان ما را در دربارشان مقرب و آبرومند فرموده تا چون بعضی از شیعیان و دوستان ما را نیازی و کاری پیش آید به انجام آن بپردازند و کارشان را اصلاح نمایند.(103)
- لطف الهی

اشخاص با ایمان در دستگاه ظالمان

در مجالس المؤمنین آورده است که: شخصی خدمت حضرت صادق - علیه السلام - رفت و عرض کرد: مرا مهمی است در دربار سلطان و وسیله و آشنائی در آن درگاه ندارم، به خدمت شما مشرف شدم که در این باره تدبیری بفرمائید.
حضرت فرمود: برو به دربار و فرصت را نگهدار تا خود را به چنین شخصی برسانی که او از دربانان خاص است در خلوت به او بگو: مرا جعفر بن محمد پیش تو فرستاده که مهم و کار مرا در درگاه سلطان انجام دهی، آن شخص گوید: خود را به آن دربان رساندم و حاجتم را گفتم او در انجام مهم من بسیار اهتمام کرد و حاجتم را برآورد.
سپس خدمت آن حضرت آمدم و عرض کردم یابن رسول الله آن دربان که مرا پیش او فرستادی چون نام آشنا را بردم بی اندازه خوشحال شد که از خوشحالی و نشاط نزدیک بود بیهوش شود و فوراً پیش سلطان رفت و چنانچه دلخواه من بود کار مرا انجام داد ولی می خواهم عرض کنم که: چنان شخص نیک و ستوده ای که از دوستان شما می باشد چرا باید در دربار اینگونه اشخاص باشد.
حضرت فرمود: خدای تعالی این کرامت را به ما مرحمت فرموده اسن که هیچ شهریاری نیست مگر اینکه بعضی از دوستان ما را در دربارشان مقرب و آبرومند فرموده تا چون بعضی از شیعیان و دوستان ما را نیازی و کاری پیش آید به انجام آن بپردازند و کارشان را اصلاح نمایند.(104)
- تفسیر