فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

محقق کرکی و ترویج قوانین اسلام و اصل در حکومت

مرحوم سید نعمت الله جزائری در اول کتاب غواص اللئالی نوشته است که چون محقق کرکی یا محقق ثانی در عصر شاه طهماسب صفوی به اصفهان و قزوین آمد سلطان به او گفت: تو به سلطنت از من سزاوارتری زیرا تو نائب امامی و من از جمله عمال تو می شوم که اوامر و نواهی تو را اجرا و عملی می کنم.
شیخ احکام و رسائل به سوی مملکت پادشاه فرستاد به نزد عمال ایشان که متضمن قوانین عدل و کیفیت سلوک عمال با رعیت در اخذ خراج و مقدار آن و مقدار مدت آن بود و امر کرد که مخالفین را بیرون کنند تا مبادا موافقین را گمراه نمایند و امر کرد که در هر بلدی و قریه ای پیشنمازی مقرر دارند که نماز را بپا و شرایع و مسائل دین را بیان نمایند.
سلطان نیز به عمال نوشت که اطاعت و امتثال اوامر شیخ نمایند و بدانند که شیخ اصل در حکومت و سلطنت است.
شیخ مذکور هرگز سوار نمی شد و یا به جائی پیاده نمی رفت مگر اینکه جوانان در رکاب او بودند و در مقابل مخالفین مجاهده می نمودند و لعن می کردند هر کسی را بر طریقه متخلفین بود.
گویند روزی که شیخ به اصفهان آمد فردای آن روز به مسجد رفت و نماز خواند و پس از نماز جماعت یکی از شاگردان او منبر رفت و آشکارا متخلفین را سب کرد.
سید جزائری نوشته است علمای شیعه که در مکه بودند به علمای اصفهان نوشتند که: شما سب می نمائید متخلفین را که اصفهان و در عوض ما که در حرمین شریفین می باشیم، عامه ما را به سبب این سب سیاست و عذاب می کنند.
صاحب لؤلؤ همین را قدح در محقق ثانی دانسته است که اگر این نسبت صحیح باشد خلاف آن چیزی است که از ائمه - علیهم السلام در باب تقیه رسیده است.
صاحب قصص العلماء گوید: شاید محقق ثانی مصلحت را در این دیده است که آن را شایع و رایج کند تا بر مردم بطلان آنها آشکار شود.(100)
- ترویج

محقق کرکی و ترویج قوانین اسلام و اصل در حکومت

مرحوم سید نعمت الله جزائری در اول کتاب غواص اللئالی نوشته است که چون محقق کرکی یا محقق ثانی در عصر شاه طهماسب صفوی به اصفهان و قزوین آمد سلطان به او گفت: تو به سلطنت از من سزاوارتری زیرا تو نائب امامی و من از جمله عمال تو می شوم که اوامر و نواهی تو را اجرا و عملی می کنم.
شیخ احکام و رسائل به سوی مملکت پادشاه فرستاد به نزد عمال ایشان که متضمن قوانین عدل و کیفیت سلوک عمال با رعیت در اخذ خراج و مقدار آن و مقدار مدت آن بود و امر کرد که مخالفین را بیرون کنند تا مبادا موافقین را گمراه نمایند و امر کرد که در هر بلدی و قریه ای پیشنمازی مقرر دارند که نماز را بپا و شرایع و مسائل دین را بیان نمایند.
سلطان نیز به عمال نوشت که اطاعت و امتثال اوامر شیخ نمایند و بدانند که شیخ اصل در حکومت و سلطنت است.
شیخ مذکور هرگز سوار نمی شد و یا به جائی پیاده نمی رفت مگر اینکه جوانان در رکاب او بودند و در مقابل مخالفین مجاهده می نمودند و لعن می کردند هر کسی را بر طریقه متخلفین بود.
گویند روزی که شیخ به اصفهان آمد فردای آن روز به مسجد رفت و نماز خواند و پس از نماز جماعت یکی از شاگردان او منبر رفت و آشکارا متخلفین را سب کرد.
سید جزائری نوشته است علمای شیعه که در مکه بودند به علمای اصفهان نوشتند که: شما سب می نمائید متخلفین را که اصفهان و در عوض ما که در حرمین شریفین می باشیم، عامه ما را به سبب این سب سیاست و عذاب می کنند.
صاحب لؤلؤ همین را قدح در محقق ثانی دانسته است که اگر این نسبت صحیح باشد خلاف آن چیزی است که از ائمه - علیهم السلام در باب تقیه رسیده است.
صاحب قصص العلماء گوید: شاید محقق ثانی مصلحت را در این دیده است که آن را شایع و رایج کند تا بر مردم بطلان آنها آشکار شود.(101)
- کمک به دیگران

اشخاص با ایمان در دستگاه ظالمان

در مجالس المؤمنین آورده است که: شخصی خدمت حضرت صادق - علیه السلام - رفت و عرض کرد: مرا مهمی است در دربار سلطان و وسیله و آشنائی در آن درگاه ندارم، به خدمت شما مشرف شدم که در این باره تدبیری بفرمائید.
حضرت فرمود: برو به دربار و فرصت را نگهدار تا خود را به چنین شخصی برسانی که او از دربانان خاص است در خلوت به او بگو: مرا جعفر بن محمد پیش تو فرستاده که مهم و کار مرا در درگاه سلطان انجام دهی، آن شخص گوید: خود را به آن دربان رساندم و حاجتم را گفتم او در انجام مهم من بسیار اهتمام کرد و حاجتم را برآورد.
سپس خدمت آن حضرت آمدم و عرض کردم یابن رسول الله آن دربان که مرا پیش او فرستادی چون نام آشنا را بردم بی اندازه خوشحال شد که از خوشحالی و نشاط نزدیک بود بیهوش شود و فوراً پیش سلطان رفت و چنانچه دلخواه من بود کار مرا انجام داد ولی می خواهم عرض کنم که: چنان شخص نیک و ستوده ای که از دوستان شما می باشد چرا باید در دربار اینگونه اشخاص باشد.
حضرت فرمود: خدای تعالی این کرامت را به ما مرحمت فرموده اسن که هیچ شهریاری نیست مگر اینکه بعضی از دوستان ما را در دربارشان مقرب و آبرومند فرموده تا چون بعضی از شیعیان و دوستان ما را نیازی و کاری پیش آید به انجام آن بپردازند و کارشان را اصلاح نمایند.(102)
- امام صادق(ع)