فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

داستان خلیل بن احمد با مردی نادان

اصمعی نقل کرده است: مردی از طایفه فزاره بر خلیل بن احمد وارد شد و از او مسئله ای را سؤال کرد خلیل در جواب مسئله مقداری تأمل کرد، مرد که شخص نادان و کوتاه فکری بود خیال کرد که خلیل جواب مسئله را نمی داند از این جهت شروع کرد به خندیدن، خلیل رو کرد به اهل مجلس گفت: مردم بر چهار قسمند یکی می داند و می داند که می داند قدر او را بدانید. دوم کسی که می داند و نمی داند که می داند این آدم غافلی است او را بیدار کنید، و سوم کسی که نمی داند و می داند که نمی داند این آدم جاهلی است که باید به او آموخت، چهارمی کسی است که نمی داند و نمی داند که نمی داند او مرد احمقی است که از او باید پرهیز کرد.
الرجال اربعة اقسام رجل یدری و یدری انه یدری فذاک عالم فاذروه و رجل یدری و لایدری انه یدری فذاک غافل فایقظوه و رجل لایدری و یدری انه لایدری فذاک جاهل فعلموه، و رجل: لا یدری و لایدری انه لایدری فذاک مائق فاجتنبوه. (89)
آن وقت این شعر را گفت:
لو کنت تعلم ما اقول عذرتنی - او کنت اعلم ما اقول عدلتکا
لکن جهلت مقالتی فعذلتنی - و علمت انک مائق فعذرتکا
امام فخر رازی سخنان خلیل را به فارسی چنین گفته:
آن کس که بداند و بداند که بداند - خود در صف دانش بسر صدر نشاند
وان کس که بداند و نداند که بداند - بیدار کنش زود که در خواب نماند
وان کس که نداند و بداند که نداند - آخر خرک خویش به منزل برساند
وان کس که نداند و نداند که نداند - در جهل مرکب ابدالدهر بماند
در کتاب انیس العقلاء است: از عادت سلاطین فرس این بود که هر قوت بر عالمی غضب می کردند او را به همراه جاهلی حبس می کردند.(90)
العالم یعرف الجاهل، لانه کان جاهلا، و الجاهل لایعرف العالم لانه لم یکن عالما
عالم جاهل را می شناسد چون زمانی خودش جاهل بوده است ولی جاهل عالم را نمی شناسد چون هیچوقت عالم نبوده است.(91)
عالم معاند خیر من جاهل معاضد .
علی - علیه السلام فرموده است: دانشمند کینه توز و دشمن بهتر است از آدم نادانی که بخواهد یاری برساند، چنانچه شاعر نیز بدین مضمون گفته است:
دوستی با مردم دانا نکوست - دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت می کند - بر زمینت می زند نادان دوست
- خلیل بن احمد

داستان خلیل بن احمد با مردی نادان

اصمعی نقل کرده است: مردی از طایفه فزاره بر خلیل بن احمد وارد شد و از او مسئله ای را سؤال کرد خلیل در جواب مسئله مقداری تأمل کرد، مرد که شخص نادان و کوتاه فکری بود خیال کرد که خلیل جواب مسئله را نمی داند از این جهت شروع کرد به خندیدن، خلیل رو کرد به اهل مجلس گفت: مردم بر چهار قسمند یکی می داند و می داند که می داند قدر او را بدانید. دوم کسی که می داند و نمی داند که می داند این آدم غافلی است او را بیدار کنید، و سوم کسی که نمی داند و می داند که نمی داند این آدم جاهلی است که باید به او آموخت، چهارمی کسی است که نمی داند و نمی داند که نمی داند او مرد احمقی است که از او باید پرهیز کرد.
الرجال اربعة اقسام رجل یدری و یدری انه یدری فذاک عالم فاذروه و رجل یدری و لایدری انه یدری فذاک غافل فایقظوه و رجل لایدری و یدری انه لایدری فذاک جاهل فعلموه، و رجل: لا یدری و لایدری انه لایدری فذاک مائق فاجتنبوه. (92)
آن وقت این شعر را گفت:
لو کنت تعلم ما اقول عذرتنی - او کنت اعلم ما اقول عدلتکا
لکن جهلت مقالتی فعذلتنی - و علمت انک مائق فعذرتکا
امام فخر رازی سخنان خلیل را به فارسی چنین گفته:
آن کس که بداند و بداند که بداند - خود در صف دانش بسر صدر نشاند
وان کس که بداند و نداند که بداند - بیدار کنش زود که در خواب نماند
وان کس که نداند و بداند که نداند - آخر خرک خویش به منزل برساند
وان کس که نداند و نداند که نداند - در جهل مرکب ابدالدهر بماند
در کتاب انیس العقلاء است: از عادت سلاطین فرس این بود که هر قوت بر عالمی غضب می کردند او را به همراه جاهلی حبس می کردند.(93)
العالم یعرف الجاهل، لانه کان جاهلا، و الجاهل لایعرف العالم لانه لم یکن عالما
عالم جاهل را می شناسد چون زمانی خودش جاهل بوده است ولی جاهل عالم را نمی شناسد چون هیچوقت عالم نبوده است.(94)
عالم معاند خیر من جاهل معاضد .
علی - علیه السلام فرموده است: دانشمند کینه توز و دشمن بهتر است از آدم نادانی که بخواهد یاری برساند، چنانچه شاعر نیز بدین مضمون گفته است:
دوستی با مردم دانا نکوست - دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت می کند - بر زمینت می زند نادان دوست
- دین

دشمنی دین با علم در اروپا

در اروپا در آن هنگام که فلسفه یونانی و تمدن رومائی پیدایش یافت تعصب دینی در این عهد آنچنان بود که با اهل علم و دانش به مبارزه برمی خواستند و دانش پژوهان و طرفداران علم را زندیق و کافر می خواندند و این وضع تا قرن پانزدهم میلادی همچنان ادامه داشت و روز به روز شدت می یافت تا جائی که دانشمندان را به آتش می کشیدند و بدنشان را قطعه قطعه می کردند.
تاریخ نویسان اخیر، افرادی را که در طی سه قرن در اروپا قربانی علم شدند در حدود سه هزار شمرده اند.
در این میان که علم و دانش تحت شکنجه و حمله و یورش از هر طرف بود جز پیروان محمد - صلی الله علیه و آله - در کشورهای اسلامی مدافعی نداشت، دریبر دانشمند و استاد دانشگاه هاروارد آمریکا در کتابش منازعه بین علم و دین می نویسد: اشتغال مسلمانان به علم مربوط است به اولین عهدشان یعنی فتح اسکندریه و از آن دو قرن نگذشت که به تمام کتب علمی یونان آشنا شدند و بخوبی آن را دریافتند و...(95)
- علم