فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

اهمیت علم و تربیت از نظر پیشوایان دین

پیشوایان گرامی اسلام از همان ابتدا مسئله تربیت و هدایت مردم را در رأس برنامه های خود قرار می دادند جریان باز پس گرفتند شریعه آب از دست سپاه معاویه و مباح و آزاد گذاشتن آن برای عموم دوست و دشمن. از طرف حضرت علی - علیه السلام - از وقایع جالب جنگ صفین است چون دشمن فکر می کرد که حضرت مقابله به مثل خواهد کرد و به دنبال این فتح حضرت چند روزی را ترک مخاصمه و به اصطلاح امروز (آتش بس) اعلام کردند و بعد در برابر تعجب عده ای و سؤال برخی که شاید این تأمل و درنگ بخاطر ترس از شهادت باشد فرمود: بخدا قسم یک روز جنگ کردن را به تأخیر نینداختم مگر برای آنکه می خواهم گروهی بیدار شده و به من ملحق گشته و هدایت شوند و با چشم کم نور خود روشنی مرا ببینند و این تأمل و درنگ در کارزار نزد من محبوبتر است که آن گمراهان را بکشم.(15)
حضرت علی علیه السلام در میدانهای جنگ به تربیت دسته جمعی و گروهی اکتفا نمی کرد و گاه به تربیت فردی نیز می پرداخت شیخ صدوق علیه الرحمه در کتاب توحید و خصال نقل می کند در جنگ جمل، عربی از میان لشگریان برخاسته عرض کرد یا علی! ایا اعتقاد شما بر این است که خدا یکی است؟
اصحاب حضرت از این سؤال در این موقع حساس جنگ تعجب کردند و گفتند: مگر نمی بینی امام - علیه السلام - در این جبهه با چه مسائلی مواجه است؟ حضرت علی - علیه السلام - فرمود: بگذارید جواب سؤال خود را بگیرد و نسبت به خدای خود معرفتی حاصل کند زیرا او همان را می خواهد که ما آن را از دشمن خود در جنگ می خواهیم. سپس حضرت با کمال خونسردی در میانه کارزار مسئله توحید را آن چنان برای او شرح داد تا وی کاملاً قانع شد.
بنابراین در اهمیت تعلیم و تربیت همین بس که پیشوایان ما در همه مراحل حتی در سختترین برخوردهای خونین جنگ لحظه ای از آن غافل نبودند چنانکه خطبه های امیرالمؤمنین و امام حسین در میدانهای جنگ و آثار درخشان تربیتی آنها همه حاکی از این مطلب است.
حضرت علی - علیه السلام - می فرماید: رسول خدا هنگام اعزام من به یمن فرمود: یا علی... اگر یک نفر بوسیله تو مسلمان شود بهتر است از آنچه که خورشید بر آن می تابد.(16)
امام حسین - علیه السلام - به ابوعبدالرحمن سلمی که معلم قرآن بود و به یکی از فرزندان آن حضرت سوره حمد را یاد داده بود هدایای فراوانی عطا فرمود و هنگامی که مردم با تعجب گفتند که این معلم در خور چنین هدایائی نبود حضرت جمله ای فرمود که ارزش این جمله به مراتب بیشتر از آن جوائز بود و مقام چنین معلمی را تثبیت می کرد.
فرمود: این یقع ما قدمت لما قد اعطی؛ آنچه را که من در مقابل این تعلیم و آموختن تقدیم داشتم کجا و آنچه را که به او کودک من عطا کرده است کجا؟
رسول گرامی اسلام می فرماید: هیچ صدقه و بخششی از لحاظ میزان پاداش و بازده معنوی نمی تواند با نشر و تعلیم علم برابری کند.(17)
انه تعالی علم انه یکون فی آخر الزمان اقوام متعمقون فانزل قل هو الله احد و الایات من سورة الحدید (18)
در حدیث است که چون خداوند تبارک و تعالی می دانست که در آخرالزمان جماعتی می آیند که در علم تعمق می کنند و دست می یابند بدین جهت سوره قل هو الله احد و آیاتی از سوره حدید را نازل فرمود.
و عن النبی صلی الله علیه و آله لا تمتعوا العلم فتظلموا و لا تضیعوه فی غیر اهله فتاثموا.
رسول خدا فرمود: علم را از اهلش منع نکنید تا اینکه ظلم کرده باشید و به غیر اهلش یاد ندهید که گناهی مرتکب شوید و علم را از ضایع نموده باشید.(19)
امیرالمؤمنین - علیه السلام - در جمله هائی که در نهج البلاغه است میان علم و مال و ثروت مقایسه می کند و علم را بر مال و ثروت ترجیح می دهد.
همیشه در ادیان به علم به عنوان امری مقدس و مافوق امور و منافع مادی نگاه می کردند و معلم یک مقام قدسی است.
علی - علیه السلام - می فرماید: من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا؛ کسی که یک حرف به من بیاموزد مرا بنده خودش ساخته است.
ببینید قرآن مقام علم و قداست علم را تا کجا بالا برده است که در داستان خلقت آدم و تعلیم اسماء و سجده ملائکه می فرماید ای فرشتگان من، به آدم سجده کنید به دلیل اینکه آدم می داند چیزی را که شما نمی دانید.
ولی در تحصیلات جدید اصلاً مسئله تعلیم و تعلم آن قداست خود را بکلی از دست داده است، یک دانشجو وقتی تحصیل می کند برای او یک عمل مقدماتی برای زندگی است طبق این روش دیگر فرقی نیست بین اینکه یک انسان در دانشگاه درس بخواند برای اینکه فردا دکتر و مهندس شود و یک زندگی خوب فراهم کند و یا اینکه در بازار شاگرد یک تاجر بشود، او به دنبال پول می رود و معلم خود را می بیند که در ماه چند هزار تومان پول می گیرد و درس می دهد(20)...
- تربیت

اهمیت علم و تربیت از نظر پیشوایان دین

پیشوایان گرامی اسلام از همان ابتدا مسئله تربیت و هدایت مردم را در رأس برنامه های خود قرار می دادند جریان باز پس گرفتند شریعه آب از دست سپاه معاویه و مباح و آزاد گذاشتن آن برای عموم دوست و دشمن. از طرف حضرت علی - علیه السلام - از وقایع جالب جنگ صفین است چون دشمن فکر می کرد که حضرت مقابله به مثل خواهد کرد و به دنبال این فتح حضرت چند روزی را ترک مخاصمه و به اصطلاح امروز (آتش بس) اعلام کردند و بعد در برابر تعجب عده ای و سؤال برخی که شاید این تأمل و درنگ بخاطر ترس از شهادت باشد فرمود: بخدا قسم یک روز جنگ کردن را به تأخیر نینداختم مگر برای آنکه می خواهم گروهی بیدار شده و به من ملحق گشته و هدایت شوند و با چشم کم نور خود روشنی مرا ببینند و این تأمل و درنگ در کارزار نزد من محبوبتر است که آن گمراهان را بکشم.(21)
حضرت علی علیه السلام در میدانهای جنگ به تربیت دسته جمعی و گروهی اکتفا نمی کرد و گاه به تربیت فردی نیز می پرداخت شیخ صدوق علیه الرحمه در کتاب توحید و خصال نقل می کند در جنگ جمل، عربی از میان لشگریان برخاسته عرض کرد یا علی! ایا اعتقاد شما بر این است که خدا یکی است؟
اصحاب حضرت از این سؤال در این موقع حساس جنگ تعجب کردند و گفتند: مگر نمی بینی امام - علیه السلام - در این جبهه با چه مسائلی مواجه است؟ حضرت علی - علیه السلام - فرمود: بگذارید جواب سؤال خود را بگیرد و نسبت به خدای خود معرفتی حاصل کند زیرا او همان را می خواهد که ما آن را از دشمن خود در جنگ می خواهیم. سپس حضرت با کمال خونسردی در میانه کارزار مسئله توحید را آن چنان برای او شرح داد تا وی کاملاً قانع شد.
بنابراین در اهمیت تعلیم و تربیت همین بس که پیشوایان ما در همه مراحل حتی در سختترین برخوردهای خونین جنگ لحظه ای از آن غافل نبودند چنانکه خطبه های امیرالمؤمنین و امام حسین در میدانهای جنگ و آثار درخشان تربیتی آنها همه حاکی از این مطلب است.
حضرت علی - علیه السلام - می فرماید: رسول خدا هنگام اعزام من به یمن فرمود: یا علی... اگر یک نفر بوسیله تو مسلمان شود بهتر است از آنچه که خورشید بر آن می تابد.(22)
امام حسین - علیه السلام - به ابوعبدالرحمن سلمی که معلم قرآن بود و به یکی از فرزندان آن حضرت سوره حمد را یاد داده بود هدایای فراوانی عطا فرمود و هنگامی که مردم با تعجب گفتند که این معلم در خور چنین هدایائی نبود حضرت جمله ای فرمود که ارزش این جمله به مراتب بیشتر از آن جوائز بود و مقام چنین معلمی را تثبیت می کرد.
فرمود: این یقع ما قدمت لما قد اعطی؛ آنچه را که من در مقابل این تعلیم و آموختن تقدیم داشتم کجا و آنچه را که به او کودک من عطا کرده است کجا؟
رسول گرامی اسلام می فرماید: هیچ صدقه و بخششی از لحاظ میزان پاداش و بازده معنوی نمی تواند با نشر و تعلیم علم برابری کند.(23)
انه تعالی علم انه یکون فی آخر الزمان اقوام متعمقون فانزل قل هو الله احد و الایات من سورة الحدید (24)
در حدیث است که چون خداوند تبارک و تعالی می دانست که در آخرالزمان جماعتی می آیند که در علم تعمق می کنند و دست می یابند بدین جهت سوره قل هو الله احد و آیاتی از سوره حدید را نازل فرمود.
و عن النبی صلی الله علیه و آله لا تمتعوا العلم فتظلموا و لا تضیعوه فی غیر اهله فتاثموا.
رسول خدا فرمود: علم را از اهلش منع نکنید تا اینکه ظلم کرده باشید و به غیر اهلش یاد ندهید که گناهی مرتکب شوید و علم را از ضایع نموده باشید.(25)
امیرالمؤمنین - علیه السلام - در جمله هائی که در نهج البلاغه است میان علم و مال و ثروت مقایسه می کند و علم را بر مال و ثروت ترجیح می دهد.
همیشه در ادیان به علم به عنوان امری مقدس و مافوق امور و منافع مادی نگاه می کردند و معلم یک مقام قدسی است.
علی - علیه السلام - می فرماید: من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا؛ کسی که یک حرف به من بیاموزد مرا بنده خودش ساخته است.
ببینید قرآن مقام علم و قداست علم را تا کجا بالا برده است که در داستان خلقت آدم و تعلیم اسماء و سجده ملائکه می فرماید ای فرشتگان من، به آدم سجده کنید به دلیل اینکه آدم می داند چیزی را که شما نمی دانید.
ولی در تحصیلات جدید اصلاً مسئله تعلیم و تعلم آن قداست خود را بکلی از دست داده است، یک دانشجو وقتی تحصیل می کند برای او یک عمل مقدماتی برای زندگی است طبق این روش دیگر فرقی نیست بین اینکه یک انسان در دانشگاه درس بخواند برای اینکه فردا دکتر و مهندس شود و یک زندگی خوب فراهم کند و یا اینکه در بازار شاگرد یک تاجر بشود، او به دنبال پول می رود و معلم خود را می بیند که در ماه چند هزار تومان پول می گیرد و درس می دهد(26)...
- علم

سخن بوذرجمهر در فضیلت علم بر مال

از بوذرجمهر حکیم پرسیدند: علم بهتر است یا مال؟ گفت: علم، گفتند: پس چرا علما به سراغ اغنیا می روند ولی اغنیا به سراغ علما نمی روند؟
بوذرجمهر گفت: ذلک لمعرفة العلماء بفضل المال و جهل الاغنیاء بفضل العلم ؛ یعنی این بدان جهت است که علما فضیلت و ارزش مال را می دانند و آثار و فوائد و برکات علم و عالم آگاهی ندارند لذا به سراغ علم و عالم نمی روند. و همین دلیل بر فضیلت و برتری علم و عالم است بر ثروت و ثروتمندان
این شعر منسوب به ابی نصر فارابی است:
هدب النفس بالعلوم لترقی - وتری الکل فهی للکل بیت
انما النفس کالزجاجة و العقل - سراج و حکمة الله زیت
فاذا اشرقت فانک حی - و اذا اظلمت فانک میت
نفس را که با علوم و دانش پاکیزه کن تا به درجات عالیه نائل شوی و هر چیزی را ببینی و درک کنی چون اوست خانه هر چیز.
در حقیقت نفس چون شیشه است و عقل چراغ و علم و حکمت الهی روغن چراغ است وقتی آن چراغ روشن است تو زنده ای و هر وقت خاموش شد تو مرده ای.
دیگری گفته است:
هنگامی که مال با علم و دانش همراه نباشد، پس کاش آن مال در سعیر و جهنم باد، آن دنیائی که بر تو جمعست صرفنظر کن آیا راضی هستی که تو جزء خران شمرده شوی.
اذا المال لم یقرن بعلم - فلیت المال فی درک السعیر
هب الدنیا لک اجتمعت جمیعا - اترضی ان تعد مع الحمیر (27)
ابن عثمان گوید: در مجمعی که سلمان فارسی در آن بود و مشغول مذاکره و یاد خدا بودند، حضرت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - وارد شد و به سوی آنان تشریف آورد، آنان به احترام رسول خدا کلام خود را قطع کرده و ساکت شدند.
حضرت فرمود: ما کنتم تقولون فانی رأیت الرحمة تنزل علیکم فاجیب ان اشارککم فیها ؛ چه می گفتید من دیدم رحمت بر شما نازل می شود، که دوست داشتم من هم در آن با شما شرکت داشته باشم.(28)
قال رسول الله صلی الله علیه و آله اتبعوا العلماء فانهم سرج الدنیا و مصابیح الاخرة ؛ از دانشمندان پیروی کنید به درستی که آنان چراغهای فروزان دنیا و آخرتند.(29)
عن النبی صلی الله علیه و آله: من ظن ان للعلم غایة فقد بخسه حظه و وضعه فی غیر منزلة التی وضعه الله تعالی بها حیث یقول: و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (30)
پیامبر گرامی اسلام فرموده است کسی که گمان دارد برای علم پایانی است در حقیقت مقام علم را پائین آورده و قدر و منزلت آن را کوچک شمرده است آن قدر و منزلتی که خداوند تعیین کرده است. چون فرموده است شما از علم بهره مند نیستید مگر اندکی.(31)
از حکیمی پرسیدند کیست که همه علوم را بداند؟ گفت: همگان و چون فراگرفتن همه علوم غیرممکن است بنابراین باید همت گماشت که بهترین علوم را یاد گرفت و آن علم به اصول و فروع است چون یاد گرفتن آنها انسان را به سعادت دو جهانی می رساند و جهل به آنها باعث ضلالت و گمراهی است.
ما حوی العلم جمیعا احد - لا، ولو مارسه الف سنه
انما العلم بعید غوره - فخذوا من کل شی ء احسنه
یعنی هیچ کس نتوانسته همه علم را یاد بگیرد، گرچه هزار سال کوشش کرده باشد جز این نیست که رسیدن به کنه علم بعید است پس فراگیر از هر چیزی نیکویش را، لذا پیامبر گرامی اسلام فرمود:
ما عبدالله بشی ء افضل من فقه و لفقیه و احد اشد علی الشیطان من الف عابد.
خداوند پرستش نشده است به چیزی که برتر از فقه باشد یک عالم فقیه شدیدتر است بر شیطان از هزار عابد.(32)
- مال