فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

گله از روشنفکران:

گله من از روشنفکران که به اسلام خدمت می کنند، خصوصاً آقایانی که در خارج کشور هستند، - در آمریکا، در اروپا، در هندوستان - من با اینها رابطه دارم، اینان می خواهند به اسلام خدمت کنند، خدمتگزارند، بعضی از اشکالاتی که در آنجا - به اسلام - شده است با تمام قوا کوشیده اند و رفع کرده اند اینها به اسلام علاقه مندند، می خواهند رفع ظلم بکنند.
گله من از آقایان روشنفکر، در عین حال که به آنان علاقه دارم این است که این جناح بزرگی را که ملت پشت سرش ایستاده، کنار نزنند، نباید خدمتهای علماء اسلام و آخوند جماعت را نادیده بگیرند، و بگویند ما اسلام منهای آخوند می خواهیم، آقا! این نمی شود مثل این است که بگوئید اسلامی را می خواهیم که سیاست نداشته باشد، نگوئید ما اسلام را می خواهیم، ملا را نمی خواهیم، برخلاف عقل است، برخلاف سیاست است. اسلام بی آخوند اصلاً نمی شود.
شما بگوئید هم اسلام می خواهیم و هم آخوند، هر چه بگوئید نمی خواهیم، مردم می خواهند، روحانیون در بین مردم نفوذ دارند هر ملائی در محل خودش نافذ است و شما نفوذ ندارید. شما یک عده محدودی هستید، اما دیگران، بازارها، خیابانها و همه مردم، روحانیت را می خواهند پیغمبر - صلی الله علیه و آله - هم آخوند بوده، پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله - یکی از آخوندهای بزرگ است در رأس همه علماء رسول الله است - حضرت صادق - علیه السلام - هم یکی از علماء اسلام و در رأس فقهاء می باشد، قدرت روحانیت، یک قدرت لایزال است، قدرت ملک است، شما این قدرت ملت را کنار نگذارید. من آخوند نمی خواهم حرف شد در عالم؟!
شما باید با آغوش باز اینها را بپذیرید، با ایشان تماس برقرار کنید و اگر آخوندی در مسائل سیاسی اطلاعی ندارد دور او جمع بشوید، اطلاعات سیاسی به او بدهید مسائل سیاسی را به او یاد بدهید تا او عمل کند و ملت دنبالش حرکت کند و اجرا شود.
اگر بخواهید خودتان منهای آخوند باشید، تا قیامت هم زیر بار دیگران خواهید بود. شما همه جمع بشوید، همه با هم باشید، برادر باشید روحانیت را رد نکنید، قدر این روحانیون را بدانید و نگوئید اینها مرتجع هستند قدیمی هستند! آقا! کی آخوند مرتجع است، آخوند در صف اول پیشروها است.

گله از علماء و روحانیون:

از آقایان علماء اعلام گله دارم! اینها هم از بسیاری از امور غفلت دارند از باب اینکه اذهان ساده ای دارند، تحت تأثیر تبلیغات سوئی که دستگاه به راه می اندازد واقع می شوند، تا از امر بزرگی که همه گرفتار آن هستیم غفلت کنند، دستهائی در کار است که اینها را به غفلت وامی دارد. یعنی دستهائی هست که چیزی درست کنند و دنبالش سر و صدائی راه بیندازند، هر چند وقت یکبار مسأله ای در ایران درست می شود و تمام وعاظ محترم و علماء اعلام وقتشان را که باید در مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام صرف شود در مسائل جزئی مصرف می کنند، در اینکه زید مثلاً کافر است و عمرو مرتد، و آن یک وهابی است صرف می کنند، عالمی را که پنجاه سال زحمت کشیده و فقهش از اکثر اینهائی که هستند بهتر است و فقیه تر می باشد می گویند وهابی است! این اشتباه است. اشخاص را از خودتان جدا نکنید، یکی یکی را کنار نگذارید، نگوئید اینکه وهابی است و آن که بی دین است و آن نمی دانم چه هست؟! اگر این کار را کردید برای شما چه می ماند؟! قبلاً عرض کردم من درست تاریخ نمی دانم، اما این قسمت در گوشم مانده است.

روش رسول اکرم (ص)

که رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - پس از فتح حنین دو کار کردند، که برای اشخاصی که بخواهند چیز بفهمند، بسیار آموزنده است، از قراری که در تاریخ است، آن حضرت دو کار کردند یکی اینکه یک نفر از سران کفار فرار کرد و به جده رفت تا کشتی بنشیند و فرار کند پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله - بحسب این نقل جبه مبارکشان را دادند به شخصی و فرمودند ببر و به او بده و بگو: من از او گذشتم و او می تواند برگردد دوم اینکه این ابوسفیان با آن هم شقاوت، که تا آخر عمر هم اسلام نیاورد و فقط بصورت، مسلمان بود، اولادش هم همینطور بودند و آن کفار قریش با آن همه کذا، و... وقتی غنائم جنگ حنین را آوردند، حضرت - صلی الله علیه و آله - غنائم را به اینها دادند، صد شتر به این، صد شتر به آن، سیصد شتر به دیگری چقدر شتر به آن یک. مقدسین اشکال کردند که: آقا! پس برای ما چه؟! حضرت فرمودند، اینها شتر بردند و من همراه شما هستم، آیا میل ندارید رسول الله - صلی الله علیه و آله - بجای شتر همراه شما باشد. ببینید، چه آدم بزرگی بوده، چقدر بزرگوار؟! قطع نظر از مقام نبوت چه مرد عالی است، از آن طرف کفار قریش را آنطور استمالت می کند که لااقل اگر در باطن خبیث هستند، ظاهر مسلمان شوند و نزدیک اسلام بیایند و از این طرف کسانی را که اشکال می کنند با آن بیان نرم و خوب و قشنگ جواب می دهند و قانع می کنند.
گله من از آقایان علما این است که کسانی که الان برای اسلام کار می کنند، قلم به دست گرفته اند و از شیعه ترویج می کنند، مسائل اسلام را مسائل دینی را مورد بحث قرار می دهند، می نویسند و منتشر می کنند، اینها را از خودشان طرد نکنند. در زمانی که همه قلمها و همه تبلیغات ضد ما است، در زمانی که دستمان بسته است و کاری از ما ساخته نیست، به این معنی که تبلیغات نداریم و راهی هم برای تبلیغات نداریم، نه رادیو داریم تا حرف ما را به کسی برساند نه مطبوعاتی داریم و نه مطبوعات آزاد است که یک کلمه ای نوشته شود، در این زمان ما هر فردی را لازم داریم، فرض کنید خطائی هم کردند، چهار تا غلط هم دارند، شما که عالمید خطا و غلطها را رفع کنید طرد نکنید، بیرون نکنید، شما این دانشگاهی ها را از خودتان دور نکنید، فردا مقدرات مملکت در دست این دانشگاهی ها است من و تو که وزیر نمی شویم فردا اینها هستند وکیل این وزیر و یا... می شوند. فردا اگر چنانچه مقدرات مملکت دست یک عده ای از اینها بیفتد و ببیند که این آخوندها بودند که آنان را اینقدر زجر دادند، با آخوندهائی که بعداً می آیند چه خواهند کرد؟!
من از آقایان روحانیون می خواهم که این جناح بزرگی که الان فعالیت می کنند زندان رفته اند زجر دیده اند، تبعید شده اند، بیرون از مملکتشان هستند و جرأت نمی کنند وارد مملکتشان بشوند، این جناح بزرگ را از خودشان جدا نکنند، آنها را برای خودتان نگه دارید. دائماً روی منبر به اینها بد نگوئید اینها را نصیحت کنید. نه اینکه منبر بروید و فحش همه چیز شد در عالم؟!
قدر این جمعیتی را که برای اسلام کار می کنند، برای اسلام چیز می نویسند، بدانید، آغوشتان را باز کنید و اینها را بکار وادارید، نگوئید اینکه دانشگاهی و فاسق و فاجر و کذا است.(3)