فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

مقدمه

خیر الکلام کلام الامام

پس از حمد و ثنای خداوند سبحان و دورد بی پایان به روان پاک خاتم پیغمبران و خاندان پاک او برگزیدگان جهان صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین کلام خود را با سخنان روح بخش روح الله زمان حضرت آیت الله العظمی امام خمینی - اعلی الله مقامه - که در معرفی مقام و ارزش علماء والا مقام و فوائد و خدمات آنان در ابعاد گوناگون ایراد فرموده اند آغاز می کنم و تا پایان کار از روح پاک آن بزرگوار یاری و استعانت می جویم و توکلت علی الله و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم
مرحوم امام تحت عنوان علاقه و گلایه چنین فرموده اند:
من به تمام این جناحهائی که برای اسلام خدمت می کنند، چه جناحهای روحانی که از اول تا بحال خدمت کرده و می کنند، و چه جناحهای دیگر، از سیاسیون و روشنفکران که به اسلام خدمت می کنند، من به همه اینها علاقه دارم و از همه اینها گلایه هم دارم.
اما علاقه دارم: برای اینکه هر مسلمانی و هر انسانی نسبت به افراد و گروه هائی که برای اسلام، قلماً قدماً خدمت می کنند، برای اسلام یعنی برای انسانیت چون اسلام مکتب انسان سازی است، وقتی ببیند گروه هائی در خدمت انسان و در خدمت اسلام که انسان ساز است هستند چاره ای ندارد جز اینکه به آنها علاقه داشته باشد، اشکالی نیست که علاقه مندیم.
از طرفی از این گروه ها گلایه هم هست! گلایه ای ارادتمندانه. اما از گروه های روشنفکر و دانشگاهی و محصلین جدید (أیدهم الله) و آنان که خدمتگذار به اسلامند، که خداوند تأییدشان کند، گلایه دارم، برای اینکه می بینم در بعضی از نوشته هاشان راجع به فقهاء و راجع به فقه اسلا، راجع به علماء اسلام، زیاده روی کرده اند، حرفهائی زده اند که مناسب نبوده، البته غرض ندارند و من می دانم از روی سوء نیت حرف نمی زنند و مغرض نیستند، می خواهند برای اسلام خدمت کنند، لکن اطلاعاتشان کم است، من هم اطلاعم از تاریخ کم است، لیکن من قریب هشتاد سال دارم و قریب شصت سال در جوامع عملی بوده ام و قریب سی سال در مجاری امور و مشاهداتی خودم دارم.

اسلام را به تمام ابعادش روحانیون حفظ کرده اند:

از عصرهای اول اسلام تا به حال، اطلاعات اجمالی داریم و می بینیم که اسلام را به تمام ابعادش روحانیون حفظ کرده اند. یعنی معارفش را روحانیون حفظ کرده اند، فلسفه اش را روحانیون حفظ کرده اند، اخلاقش را روحانیون حفظ کرده اند.
فقهش را روحانیون حفظ کرده اند، احکام سیاسیش را روحانیون حفظ کرده اند. تمام اینها با زحمتهای طاقت فرسای روحانیون محفوظ مانده است الآن که شما چنین فقه غنییی دارید، فقه شیعه که غنی ترین فقه دنیا است. قانونی است که با زحمتهای علماء شیعه توضیح و تفریع شده است و در دنیا قانونی به این غنی وجود ندارد، قوانین دیگر، آنها که آسمانی هستند البته غنی بوده است، لکن به ما نرسیده است و قوانین زمینی که اهل زمین کرده اند و از مغز بشر تراوش کرده، به اندازه همان ادراکات ضعیف ساخته مغز انسان است مغزی که در روایت است که: اگر گنجشک بخورد سیر نمی شود، البته کسانی که مغزشان درست کار می کند و الا آنها که مغزشان درست کار نمی کند که خدا می داند تمام آنچه را که مغز اینها درست کرده، ناقص است، در هر جا که این قوانین وضع شده، با اینکه برای محیط خاص و در شرائط خاصی وضع شده، مثلاً برای تمشیت امور یک مملکت برای سیاست بین دو مملکت در عین حال ناقص است و قوانین دیگری هم که ندارند. آنکه کامل است و همه قوانین را دارد اسلام است و در اسلام غنی ترین فقه ها، فقه شیعه است این چنین فقهی در تمام دنیا وجود ندارد نه در میان مسلمین علی کثرتهم و نه در بین غیر مسلمین، و این فقه با زحمات طاقت فرسای علماء شیعه درست شده است.
زمان اول اسلام که عصر پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله - است و دنبالش زمان ائمه اطهار - علیهم السلام -، این علماء شیعه بودند که دور ائمه اطهار - علیهم السلام - جمع می شدند، و احکام را از آنان اخذ می کردند، و در اصولی که چهارصد کتاب بوده است نوشتند و آن اصول بعداً در اصول دیگری که کتب اربعه و سائر کتب است تدوین گردیده است تمام ابعادی که اسلام دارد، آن مقداری که در خور فهم بشر است همه را این جماعت - به قول آقایان - عمامه به سر و ریش دار درست کرده اند و تا اینجا رسانیده اند.
کتابهائی که در هر رشته از رشته ها نوشته شده، اینها نوشته اند، زحمتها کشیده شده، تا الان به این طبقه رسیده است.
این در رشته علوم اسلام، اما در امور سیاسی در این صد و چند سال اخیر که نزدیک به زمان ما است و یا مقداری بیشتر برویم می بینیم طایفه ای از علماء از مقاماتی گذشته اند و به بعضی از سلاطین متصل شده اند با اینکه می دیدند، مردم با سلاطین مخالفند، ولی برای ترویج دیانت، برای ترویج تشیع اسلامی، برای ترویج مذهب حق، به سلاطینی متصل شدند و آنان را به ترویج مذهب تشیع وادار کردند. آنها آخوند درباری نبودند، این اشتباهی است که بعضی از نویسندگان ما می کنند. این آقایان، اهداف سیاسی داشتند، اغراض دینی داشتند، به محض اینکه به گوش کسی خورد: مرحوم مجلسی رضوان الله علیه، محقق ثانی رضوان الله علیه، شیخ بهائی رضوان الله علیه با آنها ارتباط داشتند، به سراغ آنها می رفتند، نباید خیال کند که این آقایان برای کسب جاه و عزت احتیاج به سلاطین داشتند و می رفتند تا سلطان حسین یا شاه عباس(1) به آنها عنایتی بکنند این حرفها در کار نبوده است. اینها گذشت کردند، مجاهده نفسانی کردند، تا بوسیله آنان و بدست آنان مذهب را ترویج نمایند، در محیطی که وقتی از سب حضرت امیر علیه السلام جلوگیری شد، در یکی از بلاد ایران تا شش ماه مهلت خواستند که سب بکنند، در چنین محیطی که سب حضرت امیر - علیه السلام - رایج بوده، و از مذهب تشیع خبری نبوده، این آقایان با مجاهده، خودشان را پیش مردم اینطوری کردند. که در آن عصر به آنان اشکال داشتند البته از باب نفهمی، در زمان ائمه - علیهم السلام - هم بوده اند افرادی که برای خدمت به شیعه متصل می شدند به بعضی مقامات مانند علی بن یقطین، این درباری شدن نیست آدم سازی است...