فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

زهر در کام:

تحمل امام بر معتمد عباسی روز به روز سخت تر می شد زیرا همه جا سخن از فضل، بزرگواری، تقوا و زهد ایشان بود و همگان حضرت را بر دیگر علمای مسلمین مقدم می داشتند. همه اینها قلبش را فشرده و چهره اش را سیاه می کرد و:
چو اندر تبارش بزرگی نبود - نیارست نام بزرگان شنود
معتمد که همه راه ها را بسته می دید آخرین تیر در ترکش خود را - مثل پدران و اجدادش - بیرون کشید و ناجوانمردانه و با نیرنگ حضرت را مسموم ساخت و بزرگترین جنایت را در اسلام به نام خود ثبت کرد. سمّ در امام کارگر شد و ایشان را بستری کرد و آلام جسمانی بر رنج های روحی افزوده شد، شیعیان، دوستان و سران دولت به عیادت ایشان می آمدند، از جمله این عیادت کنندگان ابو هاشم جعفری شاعر آسمانی و زبان رسای اهل بیت و از نوادگان جعفر طیّار بود که با مشاهده حال حضرت متأثر شد و گریست و قصیده ای سرود که ابیات زیر از آن می باشد:
مادت الارض بی وادت فؤادی - و اعترتنی موارد العرواء... (791)
زمین به دور سرم چرخید، چشمانم سیاهی رفت، قلبم فشرده و سنگین گشت، تبدار شدم، لرزش و اضطراب مرا فرا گرفت از اینکه شنیدم امام بیمار و نزار است و گفتم: همه جان و هستی ام فدای او باد. اماما! با بیماریت اسلام بیمار شد و ستارگان آسمان کم نور شدند و فرو نشستند. خیلی عجیب است شما که درمان هر دردی هستید بیمار شوید. شما شفابخش دردهای دین و دنیا و زنده کننده مردگان و زندگان هستید.
این اشعار نهایت حزن و اندوه و نگرانی ابو هاشم جعفری را نشان می دهد او در تب و تاب امام می سوزد و مشتاق فداکاری است و می خواهد خود جان ببازد لیکن محبوب همچنان زنده بماند بیماری و ناتوانی امام بزرگوار که حقیقت دین است یعنی ناتوانی و بیماری اسلام. از هول این فاجعه ستارگان از گنبد آسمان کنده شده و سرگردانند، ابو هاشم شگفت زده می پرسد: امام که داروی هر دردی است و شفابخش هر بیمار، چگونه اسیر ناتوانی و بیماری می شود؟!

تعیین ولیعهد

امام قبلاً امام حسن عسکری را به عنوان وصی و امام پس از خود به خواص شیعه معرفی کرده بود لیکن در زمان بیماری خود رسماً، علناً و با صراحت ایشان را امام، وصی، جانشین و مرجع همه شیعیان پس از وفاتش تعیین کردند و خواستند تا عهده دار تکفین و نماز بر پدرشان و دیگر امور مربوط به ایشان گردند.

به سوی دوست:

مسمومیت پیشرفت می کرد و امام را دردی جانکاه فرا گرفته بود و مرگ بسرعت نزدیک می شد امّا حضرت در این هنگام به طرف قبله دراز کشیده و مشغول تلاوت آیاتی از قرآن شدند و در همان دم روح مبارکشان به آسمان صعود کرد در حالی که آمیخته با آیات الهی بود. خداوند و خالق هستی و آفریدگارش روح پاک، والا و تابناک ایشان را با خشنودی پذیرفتند و ملائکه به استقبال آمدند، سفر بزرگ ایشان دنیا را تیره کرد و آخرت را روشن ساخت. مردم خیر بسیاری را از کشف دادند زیرا رهبر، مدافع حقوقشان و چهره بزرگ تاریخ را از دست داده بودند.