فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

مشکل خلق قرآن:

یکی از حوادث مصیبت بار جامعه اسلامی که قربانیان بیشماری گرفت کشمکشی بود که بر سر یک بدعت میان مسلمانان به وجود آمد. عباسیان برای از بین بردن مخالفان خود و سرگرم ساختن مردم مسأله خلق قرآن و حدوث آن را پیش کشیدند و سالیان دراز گروهی بخاطر قدیم بودن قرآن جان باختند و زمانی دیگر بر سر حادث بودن آن کشته شدند. امّا امام با بینشی خدایی شیعیان را از فرو رفتن در این فتنه عباسی بر حذر داشت و بحث از آن را سلباً و ایجاباً ممنوع کرد. حضرت در سال 227 ه نامه ای به احمد بن اسماعیل بن یقطین در این باره نگاشت و چنین فرمود:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم: خداوند ما و تو را از فتنه مصون دارد و عصمتی دهد که اگر چنین کند نعمت و لطف خود را عظیم کرده و اگر نکند نتیجه اش هلاکت است. ما جدال در باب قرآن را بدعتی می دانیم که پرسنده و پاسخگو هر دو به یکسان در آن شریک و انباز هستند؛ پرسنده آن را می خواهد که او را سزاوار نیست و پاسخگو مشقتی را متحمل می گردد که بر او نیست. تنها خداوند متعال خالق می باشد و هر چه جز او، آفریده و مخلوق است و قرآن کلام خداست از نزد خود نامی بر آن مگذار که از گمراهان خواهی بود. خداوند ما و تو را از کسانی که از خدا در نهان بیمناکند و از ساعت جزا ترسانند قرار دهد....(784)
خوض در مباحث خلق یا عدم خلق قرآن و جدل در این باب بدعت و گمراهی است و پرسنده و پاسخگو شریک گناه می باشند و همانطور که امام فرمود مسلمانان باید قرآن را به میان نیاورند چرا که عاقبت این بحث گمراهی و کجروی خواهد بود.
همین مختصر، آشفتگی و اضطراب عقیدتی و دینی آن عصر را به خوبی نشان می دهد. آگاهی دینی بسیار ضعیف بود و اکثر مسلمانان درک درستی از مبانی دینی خویش نداشتند بلکه تنها به تقلید پدران ظواهر دین را فرا می گرفتند، از اینجا بود که غلات و دیگر دشمنان اسلام فرصت یافته آنان را از دین قویم و استوار اسلام منحرف می کردند و عقاید سخیف خود را به آنان تحمیل می کردند. در اینجا بحث از حیات دینی را به پایان می بریم.

بزم شبانه:

تمام خلیفه های معاصر امام فریفته و دلبسته سرگرمی، خنیاگری و لهو و لعب بودند و شب های سیاهشان با شراب، آواز و مسخرگی همراه بود و کمترین اثری از جدیت و یاد خدا در آنها وجود نداشت. علی بن محمّد تنوخی قاضی بصره خلیفه عباسی زمان خود را در شعری چنین تصویر می کند:
نشا بین طنبور وزق و مزهر - وفی حجر شاد او علی صدر ضارب
میان طنبور، عود، شراب و در دامن خواننده ای یا بر سینه نوازنده ای بزرگ شد و پا گرفت.
وقتی خلیفه این چنین میان ساز و آواز رشد کند تکلیف درباریان، وزرا و مردم طبق اصل الناس علی دین ملوکهم روشن می گردد. همگان برای دست یافتن به لذاتی از این دست به رقابت با یکدیگر برخاسته خود را هلاک می کردند و از همه آرمان های اسلامی و اصول آن برای پاک زیستی و کارآمدی و سلامت دین و عقل و تن روی گردان شدند.
در اینجا به برخی از مظاهر این زندگی سراسر مسخره، فساد و تباهی اشاره ای می کنیم:

گسترش شراب:

می خواری در آن زمان شیوع و قبولی تامّ یافت و متوکل، وزیران و درباریان به می خوارگی پرداخته و در زندگی خویش جای مهمی بدان اختصاص داده بودند و کمترین توجهی به تحریم آن در اسلام و کیفرهای سختش نداشتند. ارزشمندترین ارمغان سبوهای شراب بود که تقدیم خلفا می گشت. عبداللَّه بن احمد بن حمدون ندیم از پدرش چنین نقل می کند:
همراه با مأمون و معتصم در روم شرقی می جنگیدیم که محمّد بن عبدالملک الزیّات شرابی کهنه و عراقی همراه چند بیت زیر برای ما هدیه فرستاد:
ما ان تری مثلی فتی - اندی یداً واعم جودا... (785)
جوانمردی بخشنده تر و دست و دل بازتر از من هرگز نخواهی یافت زیرا دوستم را در سرزمینی سیراب می کنم که ریشه گیاهان رطوبتی برای خود نمی یابند و همه جا خشک است.
شرابی زرد و شفاف و بی درد گویا در کناره هایش قلاده های زرین است که می درخشد. اگر از کمی آن گله مندی بیشتر خواهم فرستاد تا نگرانیت بر طرف شود.
این شراب را برگیر گویا تقدیر چنین بوده که همه لرزش و تموّج و چین و چروک آن نصیب تو گردد و به یاد داشته باش که همواره سپاسگزار این نیکی من باشی.
متوکل بیش از دیگر خلفا دلبسته و شیفته شراب بود، و بحتری طی اشعاری یکی از مجالس می خواری او را چنین تصویر می کند:
قلوب شجتهن الخدود الملائح - و ساق بدا کالصبح و اللیل جانح... (786)
گونه ها و رخسارهای تمکین و ساقی سیمین چون سپیده صبح در دل شب دل ها را می لرزاند و بی قرار ساخت، ساقی از خمی جام ها را لبریز می کند که در روشنی مانند چراغ در دست میبدان و نوشانندگان می درخشد.
خون آنها تنها به امید باده در حرکت است و قلب هایشان در آرزوی آن می تپد. در کنار خلیفه ندیمانی صادق و هم پیالگانی وفادار هستند و دستان او در حال جود و بخشش و گذشت است.
متوکل بخش عمده زندگی خود را در میان رقاصه ها و جام باده سر کرد و در اوج مستی و بی خبر از همه جا به قتل رسید. اگر خلیفه پروای می و می خواری نداشته باشد و از شرب خمر - که خداوند آن را حرام کرده - احساس گناه نکند تکلیف دیگر ارکان مملکت و عامه مردم مشخص است.