فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

انگیزه های غلوّ:

مهمترین علل و اسبابی که عده ای را بر آن داشت تا غلوّ کنند و امام هادی - علیه السلام - را خدا بپندارند - تا آنجا که می دانیم - عبارت بودند از:
1 - معجزات و کراماتی از امام به اذن خداوند به ظهور رسید - همچنانکه از پدرانش - و منحرفان برای بدعتگری و از میان برداشتن اسلام و نابود کردن آن از آنها سود جستند.
2 - بی بند و باری و اباحی گری و حلال دانستن تمام محرمات الهی دلیل دیگری بود برای اعتقاد به غلوّ.
3 - آزمندی و طمع در اموال مردم و دست یابی به حقوق شرعی که شیعه برای امامان ارسال می داشتند زمینه ای بود برای تبلیغ غلو و ادعای باب بودن تا بتوان اموال آنان را تصاحب کرد.

با واقفیّه:

پس از وفات امام هفتم موسی بن جعفر - علیه السلام - فرقه جدیدی در میان شیعیان به وجود آمد که واقفیه نامیده شد. آنان منکر رحلت امام موسای کاظم گشته بلکه بر آن باور بودند که ایشان مانند حضرت عیسی - علیه السلام - به آسمان صعود کرده است. سران واقفیه از آن جهت چنین اعتقادی را اشاعه دادند که بتوانند اموال شرعیه امام هفتم را که نزدشان بود تصرف کنند و آنها را به امام رضا - علیه السلام - تحویل ندهند.
این فرقه به مخالفت و آزار شیعیان برخاست تا آنکه شیعیان، افراد این مذهب را ممطوره (سگ باران دیده) نامیدند که هر کس بدان نزدیک شود نجس می گردد. واقفیه نیز جامعه اسلامی را با حضور پلیدشان نجس می کردند و به شیعیان ضرر و زیان فراوانی وارد می نمودند.
بهرحال یکی از شیعیان درباره آنان نامه ای به امام نگاشته و گفت:
فدایت گردم! آیا می توانم در قنوت نماز (واقفیه) را لعنت کنم و این کار جایز است؟
حضرت در پاسخ به او اجازه دادند که آنان را لعن کند.(783)

مشکل خلق قرآن:

یکی از حوادث مصیبت بار جامعه اسلامی که قربانیان بیشماری گرفت کشمکشی بود که بر سر یک بدعت میان مسلمانان به وجود آمد. عباسیان برای از بین بردن مخالفان خود و سرگرم ساختن مردم مسأله خلق قرآن و حدوث آن را پیش کشیدند و سالیان دراز گروهی بخاطر قدیم بودن قرآن جان باختند و زمانی دیگر بر سر حادث بودن آن کشته شدند. امّا امام با بینشی خدایی شیعیان را از فرو رفتن در این فتنه عباسی بر حذر داشت و بحث از آن را سلباً و ایجاباً ممنوع کرد. حضرت در سال 227 ه نامه ای به احمد بن اسماعیل بن یقطین در این باره نگاشت و چنین فرمود:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم: خداوند ما و تو را از فتنه مصون دارد و عصمتی دهد که اگر چنین کند نعمت و لطف خود را عظیم کرده و اگر نکند نتیجه اش هلاکت است. ما جدال در باب قرآن را بدعتی می دانیم که پرسنده و پاسخگو هر دو به یکسان در آن شریک و انباز هستند؛ پرسنده آن را می خواهد که او را سزاوار نیست و پاسخگو مشقتی را متحمل می گردد که بر او نیست. تنها خداوند متعال خالق می باشد و هر چه جز او، آفریده و مخلوق است و قرآن کلام خداست از نزد خود نامی بر آن مگذار که از گمراهان خواهی بود. خداوند ما و تو را از کسانی که از خدا در نهان بیمناکند و از ساعت جزا ترسانند قرار دهد....(784)
خوض در مباحث خلق یا عدم خلق قرآن و جدل در این باب بدعت و گمراهی است و پرسنده و پاسخگو شریک گناه می باشند و همانطور که امام فرمود مسلمانان باید قرآن را به میان نیاورند چرا که عاقبت این بحث گمراهی و کجروی خواهد بود.
همین مختصر، آشفتگی و اضطراب عقیدتی و دینی آن عصر را به خوبی نشان می دهد. آگاهی دینی بسیار ضعیف بود و اکثر مسلمانان درک درستی از مبانی دینی خویش نداشتند بلکه تنها به تقلید پدران ظواهر دین را فرا می گرفتند، از اینجا بود که غلات و دیگر دشمنان اسلام فرصت یافته آنان را از دین قویم و استوار اسلام منحرف می کردند و عقاید سخیف خود را به آنان تحمیل می کردند. در اینجا بحث از حیات دینی را به پایان می بریم.