فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

نامه امام درباره غلات:

سرّی بن سلامه نامه ای به امام نگاشت و در آن از غلات و دعوتشان پرسش کرده از خطرات و مفاسد آنان اظهار نگرانی کرد و از امام خواست برای او و برادرانش دعا کند تا از شرّ ملحدان و غلات نجات یابند: حضرت پاسخ داد:
خداوند گفته های غلوآمیز و باورهای آنان را از شما دور کند آنان را همین بس که دوستانشان از آنان بیزاری می جویند. خداوند اعتقادات شما را پایدار کند و آن را گذار قرار ندهد و شما را با قول و گفتاری ثابت در دنیا و آخرت نگهدارد و پس از هدایت گمراهتان نکند....(782)

انگیزه های غلوّ:

مهمترین علل و اسبابی که عده ای را بر آن داشت تا غلوّ کنند و امام هادی - علیه السلام - را خدا بپندارند - تا آنجا که می دانیم - عبارت بودند از:
1 - معجزات و کراماتی از امام به اذن خداوند به ظهور رسید - همچنانکه از پدرانش - و منحرفان برای بدعتگری و از میان برداشتن اسلام و نابود کردن آن از آنها سود جستند.
2 - بی بند و باری و اباحی گری و حلال دانستن تمام محرمات الهی دلیل دیگری بود برای اعتقاد به غلوّ.
3 - آزمندی و طمع در اموال مردم و دست یابی به حقوق شرعی که شیعه برای امامان ارسال می داشتند زمینه ای بود برای تبلیغ غلو و ادعای باب بودن تا بتوان اموال آنان را تصاحب کرد.

با واقفیّه:

پس از وفات امام هفتم موسی بن جعفر - علیه السلام - فرقه جدیدی در میان شیعیان به وجود آمد که واقفیه نامیده شد. آنان منکر رحلت امام موسای کاظم گشته بلکه بر آن باور بودند که ایشان مانند حضرت عیسی - علیه السلام - به آسمان صعود کرده است. سران واقفیه از آن جهت چنین اعتقادی را اشاعه دادند که بتوانند اموال شرعیه امام هفتم را که نزدشان بود تصرف کنند و آنها را به امام رضا - علیه السلام - تحویل ندهند.
این فرقه به مخالفت و آزار شیعیان برخاست تا آنکه شیعیان، افراد این مذهب را ممطوره (سگ باران دیده) نامیدند که هر کس بدان نزدیک شود نجس می گردد. واقفیه نیز جامعه اسلامی را با حضور پلیدشان نجس می کردند و به شیعیان ضرر و زیان فراوانی وارد می نمودند.
بهرحال یکی از شیعیان درباره آنان نامه ای به امام نگاشته و گفت:
فدایت گردم! آیا می توانم در قنوت نماز (واقفیه) را لعنت کنم و این کار جایز است؟
حضرت در پاسخ به او اجازه دادند که آنان را لعن کند.(783)