فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

بدعت های الفهری:

یکی دیگر از خناسان و بدعتگزاران، محمّد بن نصیر الفهری النمیری از پیشوایان کفر و الحاد بود که بدعت های زیر را برای گمراه ساختن مردم رواج داده بود:
الف - امام هادی - علیه السلام - خالق و پروردگار گیتی است!...
ب - زناشویی با تمامی محارم چه مادر یا خواهر و دختر جایز و مباح است!
ج - لواط یکی از شهوات و طیباتی است که خداوند آن را حرام نکرده است بلکه نشانه تواضع برای خدا نیز می باشد و لذا جایز و مباح است!
د - تناسخ درست است.(774)
فهری با این خزعبلات و پریشانگویی ها به جنگ اسلام و مخدوش ساختن چهره حقیقی امامان - علیهم السلام - برخاست و گروهی را گمراه کرد.

تأویل واجبات:

این گمراهان برای دستیابی به هدف های شوم و اغراض فاسدشان واجبات اسلامی را تأویل کردند و گفتند:
مراد از نماز که خداوند آن را واجب ساخته همین عبادت معروف و شناخته شده نیست بلکه نماز مردی خاص است! همچنین زکات مالیاتی نیست که خداوند تعیین نموده باشد بلکه آن هم مردم است.
و همینطور یکایک واجبات و محرمات را از معنا و مقصود اصلی گردانده به گونه دلخواه تفسیر می کردند.
ابراهیم بن شیبه در نامه ای برای امام به تأویلات منحرفان عصر خود چنین اشاره می کند:
فدایت گردم! نزد ما گروهی هستند که در فضل و مقام شما آنچنان گزافه گویی می کنند که دل ها می رمد و مشمئز می گردد و در این باب احادیثی روایت می کنند که نه می توان آنها را پذیرفت زیرا موجب کفر است و نه می توان آنها را رد و انکار نمود زیرا منسوب به پدران شماست و ما در این میان متحیریم. آنان می گویند:
خداوند که می فرماید: ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر: نماز از فحشا و منکر باز می دارد.
و می فرماید: و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة: نماز را بپا دارید و زکات دهید.
منظور رکوع و سجود و پرداخت مبلغ معینی پول نیست (بلکه آیات را تأویل کرده می گویند:) مقصود از آیات مردی خاص است.
و بدین گونه تمام احکام الهی را تأویل می کنند، پس اگر منت گذارده پاسخی دهید تا ما را از هلاکت و نابودی وا رهاند و تکلیف ما را با کسانی مانند علی بن حسکه و قاسم یقطینی که خود را از پیروان شما می دانند و ادعاهایشان روشن کنید درباره قبول سخنان آنان چه می فرمایید....(775)
امام در پاسخ نوشت: لیس هذا دیننا فاعتزله...؛ این گفته ها از دین ما نیست پس از آنها اجتناب کن....(776)
حضرت مصائبی دردناک از دست این ملحدان مسلمان نما و جوهرفروشان گندم نما کشید؛ کسانی که آیات الهی را به بازی گرفتند و به خدا کفر ورزیدند.

از آنان دوری کنید:

امام شیعیان خود و دیگر مسلمین را از این غلات ملحد بر حذر داشت و دستور داد با آنان قطع رابطه شود. حضرت در نامه ای به علی بن محمّد بن عیسی چنین فرمود:
خداوند قاسم یقطینی را لعنت کند، خداوند علی بن حسکه قمی را لعنت کند شیطانی خود را بر قاسم آشکار ساخته و سخنان آراسته ای برای فریفتن و گمراه کردن به او القاء می کند....(777)
در نامه دیگری به عبیدی حضرت او را از اباطیل و بیهوده گویی های غلات برحذر داشته از او می خواهد از آنان بشدت دوری کند و بیزاری بجوید. در قسمتی از نامه چنین آمده است:
من از قهری و حسن بن محمّد بابای قمی به خداوند پناه برده و از آنان بیزاری می جویم و تو و تمام پیروانم را از آنان بر حذر می دارم و آن دو را لعنت می کنم لعنت خدا بر آنان باد. به نام ما مردم را می چاپند و از اسم ما سوء استفاده می کنند و به فتنه انگیزی مشغولند و ما را می آزارند. خداوند آزارشان دهد و بر آنان لعنت فرستد و آنان را در فتنه ای پایان ناپذیر دراندازد. این بابا می پندارد که من او را مبعوث کرده ام و او باب و واسطه است، لعنت خدا بر او باد که شیطان او را دست انداخته و فریفته است. هر که این سخن را از این بابا بپذیرد لعن خدا بر او باد. ای محمّد! اگر دستت رسید سرش را به سنگ بکوبی این کار را بکن، او مرا آزار داده است خداوند او را در دنیا و آخرت آزار دهد....(778)
این نامه نگرانی شدید امام را از اینکه ملحدان در میان صفوف شیعه نفوذ کرده و اموال آنان را با فریب و ناحق غارت می کنند به روشنی نشان می دهد.