فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

بیزاری امام از او:

امام در پاسخ به نامه فوق بیزاری خود از ابن حسکه و پیروانش را اعلام داشت و خواستار دوری از آنان و گشتنشان گشت و طی رساله ای به اصحاب خود چنین فرمود:
ابن حسکه دروغ می گوید و لعنت خدا بر او باد، کافی است این را بدانید که او را از دوستان و پیروان خود نمی شناسم، او را چه می شود - لعن حق بر او باد - به خدا سوگند پروردگار، محمّد و همه پیامبران را با آیین حنیف و نماز، روزه، حج و ولایت فرستاده است. و محمّد تنها به سوی خدای یکتا و بی شریک و عبادت او دعوت کرده است. ما نیز اوصیای او و از نسل او هستیم و بندگان خدا بشمار می رویم و سر سوزنی شرک نمی ورزیم. اگر اطاعت خدا کنیم به ما رحمت می کند و اگر عصیان کنیم ما را عذاب خواهد نمود. ما را بر خداوند حجتی نیست بلکه خدا را بر ما و همه بندگان حجت بالغه است. از هر که سخنانی مانند ابن حسکه به زبان آورد بیزاری جسته به خداوند پناه می برم و او را نادرستکار می دانم. آنان را - که لعنت خدا بر ایشان باد - از خود دور کنید و در تنگنا قرار دهید و اگر بر آنان دست یافتید سرشان را به سنگ بکوبید....(773)
خواندن نامه بالا تأثر و ناراحتّی امام را از فعالیت های الحادی ابن حسکه که از خدا روی گردان شده و آیات او را به بازی گرفته بود نشان می دهد تا آنجا که حضرت خون او و پیروانش را مباح اعلام می کند.

بدعت های الفهری:

یکی دیگر از خناسان و بدعتگزاران، محمّد بن نصیر الفهری النمیری از پیشوایان کفر و الحاد بود که بدعت های زیر را برای گمراه ساختن مردم رواج داده بود:
الف - امام هادی - علیه السلام - خالق و پروردگار گیتی است!...
ب - زناشویی با تمامی محارم چه مادر یا خواهر و دختر جایز و مباح است!
ج - لواط یکی از شهوات و طیباتی است که خداوند آن را حرام نکرده است بلکه نشانه تواضع برای خدا نیز می باشد و لذا جایز و مباح است!
د - تناسخ درست است.(774)
فهری با این خزعبلات و پریشانگویی ها به جنگ اسلام و مخدوش ساختن چهره حقیقی امامان - علیهم السلام - برخاست و گروهی را گمراه کرد.

تأویل واجبات:

این گمراهان برای دستیابی به هدف های شوم و اغراض فاسدشان واجبات اسلامی را تأویل کردند و گفتند:
مراد از نماز که خداوند آن را واجب ساخته همین عبادت معروف و شناخته شده نیست بلکه نماز مردی خاص است! همچنین زکات مالیاتی نیست که خداوند تعیین نموده باشد بلکه آن هم مردم است.
و همینطور یکایک واجبات و محرمات را از معنا و مقصود اصلی گردانده به گونه دلخواه تفسیر می کردند.
ابراهیم بن شیبه در نامه ای برای امام به تأویلات منحرفان عصر خود چنین اشاره می کند:
فدایت گردم! نزد ما گروهی هستند که در فضل و مقام شما آنچنان گزافه گویی می کنند که دل ها می رمد و مشمئز می گردد و در این باب احادیثی روایت می کنند که نه می توان آنها را پذیرفت زیرا موجب کفر است و نه می توان آنها را رد و انکار نمود زیرا منسوب به پدران شماست و ما در این میان متحیریم. آنان می گویند:
خداوند که می فرماید: ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر: نماز از فحشا و منکر باز می دارد.
و می فرماید: و اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة: نماز را بپا دارید و زکات دهید.
منظور رکوع و سجود و پرداخت مبلغ معینی پول نیست (بلکه آیات را تأویل کرده می گویند:) مقصود از آیات مردی خاص است.
و بدین گونه تمام احکام الهی را تأویل می کنند، پس اگر منت گذارده پاسخی دهید تا ما را از هلاکت و نابودی وا رهاند و تکلیف ما را با کسانی مانند علی بن حسکه و قاسم یقطینی که خود را از پیروان شما می دانند و ادعاهایشان روشن کنید درباره قبول سخنان آنان چه می فرمایید....(775)
امام در پاسخ نوشت: لیس هذا دیننا فاعتزله...؛ این گفته ها از دین ما نیست پس از آنها اجتناب کن....(776)
حضرت مصائبی دردناک از دست این ملحدان مسلمان نما و جوهرفروشان گندم نما کشید؛ کسانی که آیات الهی را به بازی گرفتند و به خدا کفر ورزیدند.