فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

بدعت ها و گمراهی ها

عده ای دیگر از معاندان سرسخت بر چهره خود نقاب تدین زده در میان صفوف مسلمانان نفوذ کردند و به گمراه ساختن ساده لوحان و عوام که قدرت تمیز حق از باطل را نداشتند پرداختند و آتش فتنه های ویرانگری را برافروختند که از مهمترین آنها بدعتگران پلید زیر قابل اشاره و بررسی هستند:
1 - علی بن جسکة قمی.
2 - قاسم یقطینی.
3 - حسن بن محمّد بن بابا(ی) قمی.
4 - محمّد بن نصیر فهری.
اینان نابود کردن اسلام را مد نظر قرار دادند و یا جعل و تزویر به اسلام و اهل بیت دروغ بستند امّا در نهایت کبد و مکرشان به خودشان برگشت.
(چراغی را که ایزد برفروزد - هر آنکس پف کند ریشش بسوزد)

یاوه های ابن حسکه:

ابن حسکه مزخرفات و اباطیل زیر را بهم پیوسته به خورد افراد نادان و کم خرد می داد:
الف - امام هادی - علیه السلام - پروردگار، آفریننده و گرداننده هستی است!
ب - ابن حسکه هم از طرف امام هادی (که خدا باشد!) به پیامبری و رسالت فرستاده شده تا مردم را هدایت کند!
ج - تمامی واجبات و فرائض اسلامی مانند: نماز، روزه، زکات و... از پیروان ابن حسکه ساقط است!
ادعاها و اعتقادات فوق از نامه ای که یکی از اصحاب امام به ایشان نوشته است بر می آید این شخص در نامه خود چنین شکایت می کند: آقایم! فدایت گردم، علی بن حسکه ادعا می کند که:
1 - شما همان قدیم، اول و وجود یگانه هستی.
2 - او از اولیای شما و پیامبر و باب شماست و شما او را به پیامبری مبعوث کرده اید.
3 - نماز، روزه، زکات، حج و تمامی فرائض دینی جز اعتقاد به موارد بالا یعنی پذیرش خدایی شما و نبوت ابن حسکه نیست و هر که به شما و ابن حسکه ایمان کامل داشته باشد، همه واجبات از او ساقط می گردد. او مدعی است همه واجبات دینی در دو چیز خلاصه می شود: ایمان به الوهیت شما و نبوت او مردم زیادی به او تمایل نشان داده اند! اگر صلاح می دانید بر موالیان خود منت گذاشته پاسخی دهید که آنان را از هلاکت و تباهی نجات دهد....(772)
ابن حسکه با این چرند گویی ها برخی ناآگاه بی شعور را دور خود جمع کرده و اعتقاد آنان را جلب نموده بود.

بیزاری امام از او:

امام در پاسخ به نامه فوق بیزاری خود از ابن حسکه و پیروانش را اعلام داشت و خواستار دوری از آنان و گشتنشان گشت و طی رساله ای به اصحاب خود چنین فرمود:
ابن حسکه دروغ می گوید و لعنت خدا بر او باد، کافی است این را بدانید که او را از دوستان و پیروان خود نمی شناسم، او را چه می شود - لعن حق بر او باد - به خدا سوگند پروردگار، محمّد و همه پیامبران را با آیین حنیف و نماز، روزه، حج و ولایت فرستاده است. و محمّد تنها به سوی خدای یکتا و بی شریک و عبادت او دعوت کرده است. ما نیز اوصیای او و از نسل او هستیم و بندگان خدا بشمار می رویم و سر سوزنی شرک نمی ورزیم. اگر اطاعت خدا کنیم به ما رحمت می کند و اگر عصیان کنیم ما را عذاب خواهد نمود. ما را بر خداوند حجتی نیست بلکه خدا را بر ما و همه بندگان حجت بالغه است. از هر که سخنانی مانند ابن حسکه به زبان آورد بیزاری جسته به خداوند پناه می برم و او را نادرستکار می دانم. آنان را - که لعنت خدا بر ایشان باد - از خود دور کنید و در تنگنا قرار دهید و اگر بر آنان دست یافتید سرشان را به سنگ بکوبید....(773)
خواندن نامه بالا تأثر و ناراحتّی امام را از فعالیت های الحادی ابن حسکه که از خدا روی گردان شده و آیات او را به بازی گرفته بود نشان می دهد تا آنجا که حضرت خون او و پیروانش را مباح اعلام می کند.