فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

میهمانی برکوار:

(703) یکی از بزرگترین و پرخرج ترین میهمانی هایی که در عالم عرب و اسلام برگزار شد، ختنه سوران یکی از فرزندان متوکل بود که مبالغ هنگفتی هزینه در بر داشت. عمرانی تصویری از این مراسم را در اختیار ما می گذارد:
سفره بزرگی بر کناره دجله انداختند و طبقات مختلف مردم نهار خوردند و پس از آن جام های شراب به گردش در آمد و همگی نوشیدند. متوکل دستور داد تا سکه های طلا و نقره درهم آمیخته را در کیسه های بزرگ بیاورند و خود در میان آنان بر سریری بلند قرار گرفت و به منادی گفت که جار بزند: هر کس قدحی شراب بنوشد سه مشت از سکه های طلا و نقره برگیرد! پس هر یک سه مشت برگرفتند و همچنین این کار تا پایان روز ادامه یافت.
علاوه بر آن، متوکل دستور داد تا دینار و درهم های درهم آمیخته را وسط مجلس بر یکدیگر بریزند تا آنکه دیواری از سکه به وجود آمد و مانع دیدار طرف دیگر گشت. آنگاه منادی بانگ زد: امیرالمؤمنین غارت این سکه ها را برای شما روا دانسته است و همه ریختند و آنها را برداشتند. هوا که تاریک شد شمع های عنبرین روشن کردند و طول بعضی از آنها به اندازه درخت خرما بود. برخی از شمع ها را کنار دجله گذاشتند و آنچنان آن قسمت روشن شد که آدم می توانست از آن سوی دجله به کمک نور این شمع ها نوشته ها را بخواند.
متوکل سرمست از افتخار و کامرانی به یکی از کهنسالان و معمّرین رو کرد و پرسید: مهمانی برکوار (با این عظمت) کجا و میهمانی فم الصلح کجا؟! - دعوت فم الصلح جشن ازدواج با پوران دختر حسن بن سهل بود که از بی نظیرترین مراسم پر هزینه تاریخ بشمار می رود - پیرمرد در پاسخ خود به گوشه ای از این مراسم اشاره کرده گفت:
نمی توانم به تفصیل بگویم امّا برای شاهد مثال و استدلال بر نظر خود باید عرض کنم که: در میهمانی فم الصلح بر کنار دهکده کوهی از جگر و سر مرغ، اردک، مرغابی، گوسفند و انواع شکار و پرندگان تلمبار شده بود تا جایی که لشکر را بوی تعفن گرفت و حسن بن سهل ناچار شد به وسیله شتران بعضی از آنها را منتقل کرده در دجله بریزد لیکن تا چند روز نمی شد از آب دجله نوشید زیرا بوی گندیدگی پیدا کرده بود. امّا ای امیرالمؤمنین! در میهمانی برکوار دیدم که خدمتکاران و غلامانت بر جگر و سر حیوانات با یکدیگر نزاع می کنند؟.
متوکل از پاسخ او درمانده شد و گفت: پناه بر خدا کاری برای ما نگذاشتند تا به نام خودمان نیت کنیم و ما را به آن یاد کنند....(704)

جشن بیعت:

متوکل در جشنی که به مناسبت بیعت گرفتن برای سه فرزندش: محمّد ملقب به منتصر، زبیر ملقب به معتز و ابراهیم ملقب به مؤید بر پا داشت اموال و دارایی بسیاری تباه کرد و هزینه سنگینی بر بیت المال تحمیل نمود.
این جشن در تاریخ دوشنبه اول ماه محرم سال 236 ه بپا شد و همه مردم بدان دعوت شدند، مبالغ صرف شده آدمی را مبهوت می کند. متوکل در کاخ جعفری واقع در سامرّا که خود آن را بنیان نهاده بود و هفت فرسنگ طول و یک فرسنگ عرض داشت خوانی گسترد به طول چهار فرسنگ با این همه جای سوزن انداختن نبود و قصر، انباشته از مدعوین بود. در آن روز با سبدهای بزرگ ظرف های مشک، کافور و مجسمه های عنبرین را از خزانه ها بدانجا منتقل کردند و فضا را عطرآگین نمودند و در برابر مردم گل ها و عطرهای دیگر قرار دادند. هر کس جامی می نوشید عنبر و مشک را بخود می زد یا در آستین نگاه می داشت و یا آنکه به غلام خود می سپرد. هر چه تمام می شد مجدداً می آوردند و از صبح تا شبانگاه جشن ادامه یافت.
متوکل بر تختی زرین و جواهر اندود به وزن یکهزار من در میان سه ولیعهدش که تاج های جواهر نشان و مرصّع بر سر نهاده و ایستاده بودند نشسته بود و طبقات اجتماعی مختلف به تناسب حال گروهی نشسته و گروهی سر پا بودند. خورشید که طلوع کرد و پرتو آن بر جام های طلا که در مجلس پراکنده بود و کمربندهای زرّین و نیام شمشیرها و سپرهای مذهّب شده افتاد آنچنان تابلوی رنگین و منشوری به وجود آمد که چشم ها را خیره می کرد.
ابراهیم بن عباس صولی امیر اهواز از این صحنه به هیجان آمده میان سفره ها بپا خاست و اشعاری به این مضمون سرود:
بنیادهای اسلام با پیروزی و افتخار قرین گشت... زیرا خلیفه ای از بنی هاشم و سه ولیعهد، خلافت را پاسداری می کنند و تحت حمایت پدران خود با تمام توان خود می کوشند و جدیت به خرج می دهند....(705)
اموال و دارایی هایی که در این جشن ها خرج شد بایستی طبق نظر اسلام صرف مصالح مسلمانان و رشد و شکوفایی آنان گردد لیکن هیهات که در حکومت بیگانه از اسلام عباسیان تنها مطلبی که مورد توجه نبود اسلام و مسلمانان بودند.

کنیزان:

کاخ های خلفای عباسی انباشته از کنیزانی بود که از نقاط مختلف گردآوری شده بودند. متوکل چهار هزار کنیزک داشت که با همه آنان آمیزش کرده بود. (706) و در میان آنها به یکی دل داده بود و طاقت فراق او را نداشت. روزی کنیزک در حالی که بر گونه خود با مشک و عطر نوشته بود: جعفر (نام متوکل) در برابرش ایستاد. متوکل لختی درنگ کرد سپس ابیات زیر را سرود:
و کاتبة بالمسک فی الخدّ جعفراً - بنفسی خط المسک من حیث اثر... (707)
در کاخی روان همراه جوانانی سر پا و نشسته در کناره های آن به خنیاگری پرداختیم و گرداگرد ما بازهای سپید سینه های پرندگان را در هوا می شکافتند با خون آنها چنگال های خود را رنگی پایدار می زدند. هرگز نهری مانند قاطول (708) که به بیکرانگی دریاست و کوهی مانند زوّ (709) که گاه می ایستد و گاه براه می افتد و در اختیار صاحبش می باشد ندیده ام.
متوکل میلیون ها دینار صرف کاخ های خود کرد. شابشتی در این باره می گوید: او مبلغ 274 میلیارد درهم و یکصد هزار دینار طلا به قیمت آن زمان خرج کرد کاخ هایش نمود. بعلاوه دارایی و اجناس موجود در کاخ ها بالغ بر سیزده میلیون دینار طلا و پانصد میلیون و 25 هزار دینار (؟) (710) برآورد شده بود.(711)
نویری می گوید: متوکل برای ساختن قصرهایش یکصد هزار دینار و معادل پنجاه میلیون درهم جنس و 258 میلیون و پانصد هزار درهم صرف کرد.(712)
در اینجا بعضی از کاخ ها (713) و صفات آنها را از زبان شاعران آن روزگار نقل می کنیم: