فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

حیات اقتصادی

اوضاع اقتصادی در زمان امام هادی - علیه السلام - آشفته و بهم ریخته بود و کمترین نظام علمی و سیاست مدونی برای کنترل و بهبود اقتصاد جامعه وجود نداشت. جامعه از هرج و مرج اقتصادی رنج می برد و هیچگونه نظام اقتصادی چه اسلامی و چه غیر آن بر آن حاکم نبود. خلفا، ترکان، وزرا و کارگزاران حکومت تمام منابع ثروت های ملی را به خود اختصاص داده به قیمت محرومیت و پریشانی مردم خزانه های خود را پر می کردند. دیگر عامه مردم دنبال تجمّل و امکانات رفاهی نبودند زیرا از به دست آوردن ضروریات زندگی نیز ناتوان و درمانده شده بودند.
در اینجا به اختصار پاره ای از اسراف و حاتم بخشی های متوکل و دیگر خلفای معاصر امام و تلف کردن اموال مسلمین و زندگی عامه مردم در نقاط مختلف جامعه اسلامی را نقل می کنیم:

بخشش های متوکل:

بیت المال مسلمین دارایی شخصی متوکل بشمار می رفت و هر گونه می خواست به مصرف می رساند و خواسته ها و شهواتش را اعمال و ارضا می کرد. به هر کس می خواست می بخشید و از هر که اراده می کرد باز می داشت. مسعودی می گوید: در هیچ زمانی بخشش های خلفا به پای عطاهای متوکل نرسیده بود.(702)
مهمترین کسانی که از حاتم بخشی های او بهره مند می شدند عبارت بودند از:
الف - خنیاگران و رقاصان.
ب - کنیزان دربار که به چهار هراز تن می رسیدند.
ج - دلقک ها و لودگان.
د - شاعرانی که با دریافت صله های کلان اشعاری علیه اهل بیت می سرودند و عباسیان را بالاتر از آنان بر می شمردند.
اموال و غنائمی که بایستی صرف مصالح و منافع و پیشرفت مسلمانان می گشت بدون کمترین حساب و منطقی در اختیار گروه های بالا قرار می گرفت تا رونق دربار را حفظ کنند.

میهمانی برکوار:

(703) یکی از بزرگترین و پرخرج ترین میهمانی هایی که در عالم عرب و اسلام برگزار شد، ختنه سوران یکی از فرزندان متوکل بود که مبالغ هنگفتی هزینه در بر داشت. عمرانی تصویری از این مراسم را در اختیار ما می گذارد:
سفره بزرگی بر کناره دجله انداختند و طبقات مختلف مردم نهار خوردند و پس از آن جام های شراب به گردش در آمد و همگی نوشیدند. متوکل دستور داد تا سکه های طلا و نقره درهم آمیخته را در کیسه های بزرگ بیاورند و خود در میان آنان بر سریری بلند قرار گرفت و به منادی گفت که جار بزند: هر کس قدحی شراب بنوشد سه مشت از سکه های طلا و نقره برگیرد! پس هر یک سه مشت برگرفتند و همچنین این کار تا پایان روز ادامه یافت.
علاوه بر آن، متوکل دستور داد تا دینار و درهم های درهم آمیخته را وسط مجلس بر یکدیگر بریزند تا آنکه دیواری از سکه به وجود آمد و مانع دیدار طرف دیگر گشت. آنگاه منادی بانگ زد: امیرالمؤمنین غارت این سکه ها را برای شما روا دانسته است و همه ریختند و آنها را برداشتند. هوا که تاریک شد شمع های عنبرین روشن کردند و طول بعضی از آنها به اندازه درخت خرما بود. برخی از شمع ها را کنار دجله گذاشتند و آنچنان آن قسمت روشن شد که آدم می توانست از آن سوی دجله به کمک نور این شمع ها نوشته ها را بخواند.
متوکل سرمست از افتخار و کامرانی به یکی از کهنسالان و معمّرین رو کرد و پرسید: مهمانی برکوار (با این عظمت) کجا و میهمانی فم الصلح کجا؟! - دعوت فم الصلح جشن ازدواج با پوران دختر حسن بن سهل بود که از بی نظیرترین مراسم پر هزینه تاریخ بشمار می رود - پیرمرد در پاسخ خود به گوشه ای از این مراسم اشاره کرده گفت:
نمی توانم به تفصیل بگویم امّا برای شاهد مثال و استدلال بر نظر خود باید عرض کنم که: در میهمانی فم الصلح بر کنار دهکده کوهی از جگر و سر مرغ، اردک، مرغابی، گوسفند و انواع شکار و پرندگان تلمبار شده بود تا جایی که لشکر را بوی تعفن گرفت و حسن بن سهل ناچار شد به وسیله شتران بعضی از آنها را منتقل کرده در دجله بریزد لیکن تا چند روز نمی شد از آب دجله نوشید زیرا بوی گندیدگی پیدا کرده بود. امّا ای امیرالمؤمنین! در میهمانی برکوار دیدم که خدمتکاران و غلامانت بر جگر و سر حیوانات با یکدیگر نزاع می کنند؟.
متوکل از پاسخ او درمانده شد و گفت: پناه بر خدا کاری برای ما نگذاشتند تا به نام خودمان نیت کنیم و ما را به آن یاد کنند....(704)