فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

منع مسلمانان از زیارت امام حسین (ع)

متوکل رسماً زیارت امام حسین را ممنوع کرد و با ایجاد پاسگاه ها و مراکز نگهبانی و کنترل به جلوگیری از زیارت حضرت و تعقیب زائران و مجازات های هولناک مانند: کشتن، دار زدن، قطع دست و پا و دیگر انواع شکنجه ها پرداخت لیکن با این همه مسلمانان تمام مخاطرات را به جان خریده عزم زیارت سبط پیامبر خود کردند و در آنجا جمعیت انبوهی فراهم شد. این خبر به متوکل رسید و او یکی از فرماندهان خود را همراه لشکری جرّار بدان ناحیه گسیل داشت تا مانع زیارت آنان گردد.
مردم ناحیه سواد (کوفه و اطراف آن) بر فرمانده شوریدند و با صراحت گفتند: اگر همه ما را بکشی دست از زیارت حضرت بر نخواهیم داشت. فرمانده ماجرا را برای متوکل نوشت و او نیز ناچار شد دستور دهد مزاحم مردم نشوند.
در سال 247 ه به متوکل خبر دادند که مسلمانان بی شماری به زیارت حضرت می شتابند و در مرقد امام جمع می شوند. او نیز سپاهی گران به سوی آنان فرستاد و دستور داد جارچی به بانگ بلند از طرف متوکل بگوید که: خودم را از هر که قبر امام حسین را زیارت کند بری الذمه کردم و خونش به گردن خودش است. (699) و شیوه های جدیدی مانند: قتل، حبس و اخذ مالیات های سنگین بکار بست لیکن از کار خود طرفی نبست و مسلمانان با طیب خاطر از جان و مال خود می گذشتند تا به زیارت ریحانه رسول خدا سیدالشهداء - علیه السلام - بروند.

بدگویی از متوکل

مسلمانان بشدت سیاست های متوکل را تخطئه کرده به نکوهش و بدگویی او پرداختند و در مجالس و محافل او را ناسزا گفتند و حتّی بر دیوارها و مساجد و خیابان های بغداد شعارها و شعرهایی علیه او نوشته شد. شعرهایی در نکوهش او دهان به دهان می گشت و مردم آنها را به خاطر می سپردند. شعر زیر که گوینده آن از ترس مجازات، خود را معرفی نکرد و احتمالاً ابن سکّیت یا بسامی (700) بود زبان حال مردم آن روزگار می باشد:
تاللَّه ان کانت امیة قداتت - قتل ابن بنت نبیها مظلوما... (701)
به خدا سوگند اگر بنی امیه فرزند دخت پیامبر اکرم را مظلومانه به شهادت رساندند برادران آنها (بنی عباس) نیز مانند همان جنایت را مرتکب شدند و قبر امام را ویران کردند گویا از اینکه نتوانستند با امویان در جنایتشان شریک باشند افسوس می خورند لذا به دنبال استخوان های پوسیده او هستند تا نصیبی نیز برده باشند.
حقیقت امر آنست که عباسیان روی بنی امیه را سفید کردند و با علویان رفتاری کردند که هرگز از بنی امیه سر نزده بود. امویان با همه قساوت و سنگدلی از خیلی از ملوک و خلیفه های عباسی با شرف تر و انسان تر بودند و بعضی از آنان فضائلی داشتند که مؤسس عباسیان یعنی سفّاح و منصور از آنها بویی نبرده بودند. این را امام صادق - علیه السلام - به تصریح می گوید و عباسیان را وحشی تر از امویان معرفی می کند. (شعر زیر به خوبی نظر مردم آن روزگار را در این باره نشان می دهد:
یا لیت ظلم بنی مروان قد رجعت - و یا لیت عدل بنی عباس فی النار
ای کاش ستم امویان باز می گشت و عدالت! عباسیان به جهنم می رفت).
در اینجا سخن از زندگانی سیاسی در عصر امام - علیه السلام - را به پایان می بریم.

حیات اقتصادی

اوضاع اقتصادی در زمان امام هادی - علیه السلام - آشفته و بهم ریخته بود و کمترین نظام علمی و سیاست مدونی برای کنترل و بهبود اقتصاد جامعه وجود نداشت. جامعه از هرج و مرج اقتصادی رنج می برد و هیچگونه نظام اقتصادی چه اسلامی و چه غیر آن بر آن حاکم نبود. خلفا، ترکان، وزرا و کارگزاران حکومت تمام منابع ثروت های ملی را به خود اختصاص داده به قیمت محرومیت و پریشانی مردم خزانه های خود را پر می کردند. دیگر عامه مردم دنبال تجمّل و امکانات رفاهی نبودند زیرا از به دست آوردن ضروریات زندگی نیز ناتوان و درمانده شده بودند.
در اینجا به اختصار پاره ای از اسراف و حاتم بخشی های متوکل و دیگر خلفای معاصر امام و تلف کردن اموال مسلمین و زندگی عامه مردم در نقاط مختلف جامعه اسلامی را نقل می کنیم: