فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

بازداشت علویان

یکی دیگر از مصائب و سختی های علویان در حکومت متوکل بازداشت های دسته جمعی آنان بود. در این ایام اکثر آنان تنها به جرم حق گویی و حق خواهی و پایبندی به اصول و آرمان های اسلامی بازداشت و در زندان های مخوف به بند کشیده شدند. از میان این زندانیان علوی، افراد زیر را نام می بریم:
1 - محمّد بن صالح: نسب شریف این سید بزرگوار به ریحانه رسول خدا و آقای جوانان بهشت امام حسن بن علی - علیهماالسلام - می رسد. در فضل و ادب و شجاعت یکی از مفاخر اهل بیت بشمار می رفت. طاغوت عباسی متوکل او را در سامرا زندانی کرد (675) و او در زندان ابیات زیر را که لطافت روح، ایمان به خدا و شدت فشارها و مصائب، در آن موج می زند سرود:
طرب الفؤاد و عاودت احزانه - و تشعب شعبا به اشجانه... (676)
قلبم به تب و تا افتاد و رنج هایش بازگشت و غم ها در آن خانه کردند، در تیرگی شب برقی درخشید و روزهای خوش گذشته را عیان ساخت. نوری دور و دسترس ناپذیر نزدیک آمد تا بنگرد لیکن زندانبان او را باز داشت، آتشی در سینه اش زبانه کشید و سیل اشک بر گونه اش روان شد سپس از خاطرات گذشته پشیمان شد و دست به دامن صبر زد و از تغزّل سرباز زد، دانست آنچه را می کشد خداوند برایش مقدر داشته است و شمشیر ایمانش پیوندهای ناپایدار را پاره کرده قلبش آرام گرفت و اطمینان یافت.
ای دل! منت گذار کم بخشش بخیل بردباریت را از بین نبرد، او وعده هایی می دهد لیکن از برآوردن آنها خودداری می کند و قبل از فرا رسیدن وقت از قصدش باز می گردد.
آن خوش اندام، نیکو منظر، میان باریک، سیمین تن، شیرین لب و نیک پوشش (به وعده اش وفا نمی کند) و به قسمت الهی خشنود و قانع باش که فرمان او همه را فرا می گیرد و دستورش رواست. حرمان و رنج روزی به پایان خواهد رسید همانگونه که لذت و نعیم باقی نماند و دوران آن سر آمد.(677)
نگاهی به ابیات فوق رنج ها و مصائب این بزرگوار را به خوبی نشان می دهد همانطور که ایمان عمیق او را به خداوند و تسلیم به اراده ربوبی را در تمام مراحل، جلوه گر می سازد. تذکره نویسان آثار پایداری از او نقل کرده اند.(678)
2 - محمّد بن محمّد بن جعفر الحسینی: محمّد از دعوت کنندگان به حسن بن زید بود و عبداللَّه بن طاهر از کارگزاران متوکل او را گرفته در نیشابور زندانی کرد و همچنان در آنجا بود تا وفات نمود. (679) این دو تن از جمله کسانی بودند که به وسیله متوکل زندانی شدند.

پنهان شدگان

گروهی از علویان از ترس حکومت عباسی به صورت ناشناس در شهرها و روستاهای مختلف پراکنده شدند و در خفا می زیستند که نام دو تن از آنها را ذکر می کنیم:
1 - احمد بن عیسی بن زید بن علی بن الحسین، سیدی فاضل، عالم و مورد احترام در خاندان خود بود و همچنان در حال استتار بود که وفات نمود.(680)
2 - عبداللَّه بن موسی الحسن از بزرگان علوی و مفاخر قهرمانان بود. او نیز از ترس حکومت پنهان شد. (681) و گروهی دیگر نیز از علویان پنهان شدند و در خفا زیستند که ابوالفرج اصفهانی و دیگران نام آنها را ذکر کرده اند.

قیام یحیی

یکی از قیام های علویان در این دوره، قیام یحیی بن عمر بن الحسین بن زید علیه ظلم و ستم عباسیان بود که به شهادت این رادمرد انجامید. یحیی بر اثر فشارهای دوره متوکل و ترکان (682) در ایام مستعین شورش کرد و دستجات مختلف اهل کوفه به او پیوستند. او دیگر از تندروی های جوانی گذشته بود و عمل او را نمی شد احساساتی ارزیابی کرد. تمام ارزش های انسانی و رهبری را در خود متجلی ساخته بود و در آغاز قدرت گرفتن در صدد گسترش عدالت و انصاف و حفظ اموال مردم بر آمد و تعالیم اسلامی را بکار بست، محمّد بن طاهر در رأس لشکری انبوه برای کشتن او روانه شد و پس از جنگی هولناک یحیی به شهادت رسید و صفحه درخشانی از جهاد اهل بیت ورق خورد. محمّد پس از این جنایت در کوفه بارعام داد و مجلسی گرفت که در آن فرومایگان و فرصت طلبان کشتن ذریه پیامبر را به او تبریک و تهنیت گفتند!
ابوهاشم جعفری - از نوادگان جعفر طیار - که از این حادثه جانگذار آتش گرفته بود و شهادت یحیی طاقتش را طاق کرده بود بر او وارد شد و گفت:
ای امیر! تو را بخاطر کشتن مردی تهنیت می گویند که اگر پیامبر - صل اللَّه علیه و آله - زنده بود به او تسلیت می گفتند.
این سخنان آب سردی بود بر آتش هیجان و خوشی های مجلسیان - محمّد ساکت شد و مجلسیان را خاموشی فرا گرفت و ابوهاشم که حرف خود را زده بود با خواندن ابیات زیر خارج شد:
یا بنی طاهر کلوه وبیا - ان لحم النبی غیر مری
ان وتراً یکون طالبه اللَّه - لوتر بالفوت غیر حری (683)
ای فرزندان طاهر! خوردن گوشت پیامبر ناگوارتان است و انتقام خون یحیی را خداوند می گیرد و گرفتن آن را فراموش نمی کند.
لشکریان پیروز اسیران این جنگ را با سخنی و پای برهنه به سوی بغداد می بردند و اگر اسیری درنگ می کرد گردنش را می زدند تا آنکه نامه مستعین مبنی بر آزادی اسرا رسید و آنان را رها کردند.(684)
مردم از شنیدن قتل یحیی به تلخی گریستند و سوگوار شدند و به رثای او پرداختند آنچنانکه کسی دیگر را چنین مرثیه نگفته بودند.
احمد بن طاهر در رثای یحیی ابیات زیر را سرود:
سلام علی الاسلام فهو مودع - اذا ما مضی آل النبی فودعوا
فقدنا العلا و المجد عند افتقادهم - واضحت عروش المکروهات تضعضع
سلام بر اسلام باد که با رفتن آل پیامبر محافظ و نگهبانی نخواهد داشت. با از دست دادن آنان مجد و عظمت از بین رفت و پایه های کرامت و بزرگواری سست شد و لرزید.
همو در ادامه قصیده، بنی طاهر را چنین هجو و رسوا می کند:
بنی طاهر و اللؤم منکم سجیة - و للغدر منکم حاسر و مقنع... (685)
ای بنی طاهر! پستی و ننگ، خصلت شماست و پیر و جوان شما دغلکارند. شمشیرهای شما در ترکان برّان نیست لیکن فرزندان پیامبر را پاره پاره می کند. هر روز از خون پاک آنان می نوشید امّا هرگز سیراب نمی شوید.
شاعر بزرگ علی بن محمّد العلوی الحمانی طی سوگنامه ای برای یحیی چنین سرود:
یا بقایا السلف الصالح - و التجر الربیح... (686)
ای بازماندگان سلف نیک، ای سودای سودآور در این ایام، یا کشته می شویم و یا زخمی می گردیم. چهره زمین با از دست دادن چهره های پاک و نورانی، تیره گشت و زیان دید. آه (ای یحیی)! از روز شهادتت که سینه ام شرحه شرحه شد.
یکی دیگر از شاعران آن زمان در رثای یحیی می گوید:
بکت الخیل شجوها بعد یحیی - و بکاها لمهند المصقول... (687)
بر یحیی، اسب، شمشیر آبداده، شرق و غرب عراق، کتاب و عترت به تلخی و از ژرفای سینه گریستند و مصلی، خانه کعبه، رکن و حجر اسماعیل بر او سخت مویه کردند. چرا روزی که گفتند یحیی شهید شد آسمان به زمین فرو نیفتاد.
شاعر بزرگ علی بن العباس معروف به ابن رومی در قصیده بلندی که از زیباترین قصائد ادبیات عرب بشمار می رود و در آن از غلوّ و خطا خبری نیست چنین شعر را آغاز می کند:
امامک فانظر ای تهجیک تنهج - طریقات شتی مستقیم و اعوج... (688)
به برابرت بنگر دو راه از هم جدا وجود دارد: راهی مستقیم و استوار و دیگری راهی کج و بیراهه. هان ای مردم! رنج و آزار و گزندتان به خاندان پیامبر فزون گشت پس از خدا بترسید و بهراسید. آیا باید هر زمان یکی از نیکان خاندان رسول به خون خود آغشته شود به شهادت رسد؟! دین خود را به پست ترین پیشوایان می فروشید. خدا را! خدا را! هوشیار باشید که دین خدا از بین رفت.
ابن رومی سپس بر اینکه مسلمانان، رهبر و انقلابی بزرگی چون یحیی را از دست داده اند سوگمندانه گریه می کند و یکایک زشتی های بنی عباس را - که چهره تاریخ اسلامی را سیاه کردند - بر می شمارد و قصیده غرای خود را - که از گنجینه های ادب عربی بشمار می رود - به پایان می رساند.
بهر حال شهادت یحیی از حوادث دردناک آن دوره بود و با کشتن او به حریم پیامبر اکرم و خاندان گرامیش تجاوز شد و مزد رسالت او را با قتل فرزندش پرداخت کردند و إلا المودة فی القربی را پاسخی چنین رسا دادند.