فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

نفرت از حکومت عباسی

مسلمانان با تمام وجود و در یکایک حرکات خود نفرتشان را از حکومت بنی عباس نشان می دادند و هر لحظه خواستار سرنگونی و زوال آن بودند زیرا در آن چیزی جز سیاست های ضد دینی و ضد اسلامی که پایمالی آزادگان و سرافرازی فرومایگان را در پی داشت نمی دیدند.
ابن بسام - شاعر دلیر - احساسات مردم و آرزوهای عمیق آنان را برای رهایی از سلطه عباسیان در دو بیت بدین گونه خلاصه کرده است:
الا یا دولة السفل - اطلت المکث فانتقلی
و یا ریب الزمان افق - نقضت الشرط فی الدول
ای دولت پست پایداریت بطول انجامید و ای حوادث ناگوار از خواب بیدار شوید که شرط خود را درباره دولت ها نقض کرده اید و این دولت را بیش از آنچه پایدار کرده اید.
محمّد بن داوود الجراح شاعر، نفرت و کین خود را از حکومت عباسی چنین ابراز می کند:
قد ذهب الناس فلا ناس - و جاء بعد الطمع الیأس
و صارت السفلة ساداتنا - و صار تحت الذنب الرأس (657)
همه مردم رفتند و دیگر کسی نمانده است و پس از امید اینک نوبت نومیدی فرا رسیده است. سفلگان و فرومایگان سرور ما گشته اند و سر در زیر دم نهان شده است.
حکومت فاسد عباسی جریان های تلخ و حوادث دردناکی برای مسلمانان به ارمغان آورد و آنان را در تنگنای نفس گیری گرفتار ساخت. علی بن محمّد تنوخی قاضی بصره طی ابیاتی جور و ستم بنی عباس را چنین تصویر و محکوم می کند:
هو السلب المغصوب لا تملکونه - و هل سالب للغصب الا کغاصب...
خلافت را بنی امیه غصب کردند و شما نیز آن را از آنان باز پس گرفتید و غصب نمودید لذا شما نیز غاصب هستید زیرا خلافت حق شما نیست، هر چه به دست آوردید به کمک ما بود پس ظلم مکنید که عاقبت بدی دارد. شما خوار و پست بودید و پس از به دست گرفتن قدرت تبدیل به درندگانی خونین چنگال شدید. شمشیرهایتان چه بسیار کسانی مانند زید را بدون کمترین جرمی و تنها بخاطر گمان های ناروا به شهادت رساند.
در این ابیات تنوخی موقعیت عباسیان قبل از دست یافتن به قدرت و پس از آن را بیان می کند و با یکدیگر می سنجد ذلیلان دیروز حاکمان خون و مال مسلمانان گشته آنان را بازیچه خود کرده اند سادات علوی را گروه گروه به دست دژخیمان می سپارند و زید بن علی گونه ها را به شهادت می رسانند. اگر امویان زید را کشتند اختلاف آنها نیز فرزندان زید را می کشند و یحیی بن عمرو بن الحسین و دیگر کسانی را که در برابر ظلم و استبداد مقاومت می کنند به قتل می رسانند.
بهر حال مسلمانان مشروعیت بنی عباس را نپذیرفتند و ظلم و ستم آنان را محکوم کردند و آثاری از قبیل اشعار بالا را برای ثبت در تاریخ به یادگار گذاشتند.

سرکوب علویان

یکی از پست ترین و احمقانه ترین سیاستی که عباسیان در پیش گرفتند سرکوب داعیان عدالت و اصلاحات اجتماعی در اسلام یعنی علویان بود. فرزندان پیامبر اکرم سخت ترین فشارهای جسمی و روانی را در این دوران کشیدند و انواع شکنجه ها را متحمل شدند گروهی در زندان ها از پا در آمدند و گروهی آواره شدند و در غربت شهید گشتند و گروهی دیگر در خفا ناظر این جنایات بودند و منتظر آنکه نوبت به ایشان برسد. این دوره براستی دوران امتحان و آزمایش الهی برای بندگان برگزیده اش و سلاله نبوت بود.
حادترین مرحله این دوران، ایام حکومت طاغوت عباسی متوکل بشمار می رفت که تأکید خاصی بر نابودی اهل بیت و حتّی آثار قبور آنان داشت و این را به صراحت به وزیر خود عبداللَّه بن یحیی بن خاقان گفته بود. (658) نظر به اهمیت مسأله گوشه هایی از مصائب و مشکلات پرچمداران اسلام و فرزندان حضرت زهرا - علیهم السلام - را در اینجا می آوریم:

محاصره اقتصادی

متوکل، علویان را در تنگنای اقتصادی قرار داده بود و رسماً هر گونه کمک و نیکی در حق آنان را ممنوع کرده و متخلفان را مجازاتی سخت و کیفری سنگین می کرد.(659)
مردم نیز از ترس طاغوت زمان و کیفرهایش از رساندن حقوق شرعیه به علویان و هر نوع کمک دیگری خودداری می کردند.
این محاصره اقتصادی عواقب دهشتناکی برای علویان داشت و تا جایی فقر و تهیدستی آنان را فرا گرفت که تنها یک پیراهن در اختیار گروهی از زنان علویه باقی ماند و آن را هنگام نماز یکی یکی می پوشیدند و پس از نماز به دیگری داده می شد و این پیراهن بارها و بارها وصله می شد. در غیر اوقات نماز این بانوان برهنه پشت دستگاه های نخ ریسی می نشستند.(660)
در همان زمان متوکل شب های آلوده به شراب خود را با صرف میلیون ها دینار پر رونق می ساخت و به دلقک ها، خوانندگان و مخنثان بی حساب می بخشید و صله می داد لیکن مانع از آن می شد که حقوق شرعی علویان به دستشان برسد و آنان را خاکستر نشین می کرد.
روزی متوکل حجامت کرده بود فتح بن خاقان وزیر او کنیزکی که مانند او را کسی در زیبایی و ظرافت ندیده بود به متوکل هدیه کرد. کنیزک همراه با جامی زرّین و بسیار زیبا و شیشه بلوری مملو از شراب و کاغذی بر خلیفه وارد شد که در آن کاغذ ابیات زیر نگاشته شده بود:
اذا خرج الامام من الدواء - و اعقب بالسلامة و الشفاء...
هنگامی که خلیفه از حالت نقاهت بدر آید و سلامتی و بهبودی خود را باز یابد تنها داروی او نوشیدن شراب از این جام زرّین و بر گرفتن مهر بکارت از کنیزکی است که به او هدیه داده شده است. تنها این دارو پس از دیگر داروها نافع و سودمند است!.
دختران رسول خدا در ایام این ستمگر پوششی و لباسی نداشتند تا بپوشند لیکن در همان حال زنان عباسی و خنیاگران و رقاصان و ندیمه ها در حریر و دیبا می خرامیدند.
بهر صورت آن روزهای سیاه بسر آمد و متوکل در تاریخ خود صفحات تاریکی به یادگار گذاشت و ظلم و ستم او به علویان و عترت پیامبر - صلی اللَّه علیه و آله - زبانزد نسل های بعد گردید.