فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

اجرای توطئه:

در شب چهارشنبه مصادف با چهارم شوال سال 247 ه (630) ترکان به سرپرستی باغر ترک با شمشیرهای برهنه به متوکل که مست و مدهوش بود حمله بردند. فتح بن خاقان وحشت زده فریاد کشید: وای بر شما این امیرالمؤمنین است...! و خود را بر خلیفه انداخت و سپر بلای او گشت. لیکن این کار نه به او سودی رساند و نه به خلیفه و مهاجمان بی محابا آن دو را با شمشیر پاره پاره کردند بدانگونه که برخی مورخین گفتند گوشت تن آن دو از یکدیگر قابل تشخیص نبود و هر دو با هم دفن شدند و طومار زندگی سپاه متوکل درهم پیچیده شد و یکی از سرسخت ترین دشمنان اهل بیت به درک واصل گشت.
ترکان مهاجم پس از انجام مأموریت خود خارج شده و با منتصر که به انتظارشان بود به عنوان خلیفه سلام کردند و تحیّت گفتند، خلیفه جدید چنین شایع کرد که فتح بن خاقان پدرش را کشت و او نیز انتقام پدر از او گرفت سپس از فرزندان خاندان بنی عباس و دستجات مختلف لشکری و کشوری برای خود بیعت گرفت. خبر هلاکت متوکل که زندگی علویان و شیعیان را به تراژدی دردناکی بدل ساخته بود با استقبال فوق العاده آنان مواجه شد.

بحتری در سوگ متوکّل

شاعر بزرگ دربار عباسیان بحتری در رثای متوکل ابیات زیر را سرود:
هکذا فلتکن منا یا الکرام - بین ماء و مزهز و مدام... (631)
آری، این چنین شایسته است مرگ کریمان میان چنگ و رباب و باده، میان دو جام؛ جام سرخوشی و جام مرگ. پیک مرگ تن او را با انواع دردها و بیماری ها رنجه نساخت.
همین ابیات را با اندکی تفصیل به ابراهیم بن احمد اسدی نیز نسبت داده اند:
هکذا فلتکن منا یا الکرام - بین نای و مزهز و مدام...
مرگ کریمان چنین بایسته است میان چنگ و نای و باده، میان دو جام که همه چیز را به او ارزانی داشتند: جام خوشی ها و جام مرگ؛ در بیداری سرخوش از شادی و سرمست از شراب بود، تا آنکه خداوند مرگ او را در خواب مقدر داشت. مرگ ها گوناگونند و یکی بر دیگری برتر است امّا مرگ کریمان با شمشیرهای برهنه است. پیک مرگ او را در حال بیماری و درد دیدار نکرد و از برخورد آشکار هراسید، پس در تیرگی شب با لبه شمشیر به سویش گام برداشت.
این ابیات بیش از آنکه سوگنامه ای برای متوکل باشد هجونامه ای است از زندگی سراسر آلوده به شراب او. نه بیمار شد و نه درد کشید بلکه در میان آلات موسیقی و جام های شراب در نهایت مستی به وسیله شمشیرهای آخته ترکان پاره پاره شد. شاعران خلفای قبل بخاطر فقدان آنها و در نتیجه توقف اصلاحات اجتماعی مرثیه می گفتند امّا خلیفه بحتری چنین بود!.
بهر حال این کابوس سیاه از سر علویان و شیعیان اهل بیت برداشته شد و امام شادمان گشت زیرا خداوند متعال دعای حضرت را اجابت و دشمن کینه توز را هلاک کرده بود.

حکومت منتصر

منتصر پس از قیام علیه پدرش و قتل او زمام حکومت را در دست گرفت و طبقات مختلف مردم، از این پیشامد خشنود گشتند، زیرا ستم متوکل و استبداد او از بین رفته بود.