فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

ثانیاً:

متوکل کینه شدید از امیرالمؤمنین - علیه السلام - در دل داشت در حالی که منتصر بر عکس پدر به امیرالمؤمنین و علویان میل و علاقه شدیدی داشت و آنطور که مورخان گفته اند همین مسأله سبب و انگیزه اقدام به قتل پدر بشمار می رفت.
وصیف ترک هم که از سران حکومت بود در این توطئه نقش مهمی داشت. بهر حال این سه تن جلسات سرّی برگزار می کردند و با تبادل نظر بهترین شیوه را برای برنامه ریزی و انتخاب و اجرای مرحله به مرحله توطئه خود در نظر می گرفتند و نتیجه مورد توافق آنان به صورت زیر در آمد:
1 - اجرای توطئه در تیرگی شب باشد.
2 - بستن درهای قصر - به استثنای دری که به سمت رود دجله باز می شود - برای جلوگیری از کمک های احتمالی نگهبانان با لشکریان به متوکل.
3 - کشتن فتح بن خاقان صدراعظم و رئیس الوزرای متوکل.
4 - پخش این شایعه میان توده های مردم که: فتح به کودتای نظامی نافرجامی دست زد و متوکل را کشت، لیکن منتصر این کودتا را سرکوب کرد و فتح را به قصاص پدر بکشت. اینها بعضی از برنامه هایی بود که به وسیله سران شورش طرح و تأیید شده بود.

اجرای توطئه:

در شب چهارشنبه مصادف با چهارم شوال سال 247 ه (630) ترکان به سرپرستی باغر ترک با شمشیرهای برهنه به متوکل که مست و مدهوش بود حمله بردند. فتح بن خاقان وحشت زده فریاد کشید: وای بر شما این امیرالمؤمنین است...! و خود را بر خلیفه انداخت و سپر بلای او گشت. لیکن این کار نه به او سودی رساند و نه به خلیفه و مهاجمان بی محابا آن دو را با شمشیر پاره پاره کردند بدانگونه که برخی مورخین گفتند گوشت تن آن دو از یکدیگر قابل تشخیص نبود و هر دو با هم دفن شدند و طومار زندگی سپاه متوکل درهم پیچیده شد و یکی از سرسخت ترین دشمنان اهل بیت به درک واصل گشت.
ترکان مهاجم پس از انجام مأموریت خود خارج شده و با منتصر که به انتظارشان بود به عنوان خلیفه سلام کردند و تحیّت گفتند، خلیفه جدید چنین شایع کرد که فتح بن خاقان پدرش را کشت و او نیز انتقام پدر از او گرفت سپس از فرزندان خاندان بنی عباس و دستجات مختلف لشکری و کشوری برای خود بیعت گرفت. خبر هلاکت متوکل که زندگی علویان و شیعیان را به تراژدی دردناکی بدل ساخته بود با استقبال فوق العاده آنان مواجه شد.

بحتری در سوگ متوکّل

شاعر بزرگ دربار عباسیان بحتری در رثای متوکل ابیات زیر را سرود:
هکذا فلتکن منا یا الکرام - بین ماء و مزهز و مدام... (631)
آری، این چنین شایسته است مرگ کریمان میان چنگ و رباب و باده، میان دو جام؛ جام سرخوشی و جام مرگ. پیک مرگ تن او را با انواع دردها و بیماری ها رنجه نساخت.
همین ابیات را با اندکی تفصیل به ابراهیم بن احمد اسدی نیز نسبت داده اند:
هکذا فلتکن منا یا الکرام - بین نای و مزهز و مدام...
مرگ کریمان چنین بایسته است میان چنگ و نای و باده، میان دو جام که همه چیز را به او ارزانی داشتند: جام خوشی ها و جام مرگ؛ در بیداری سرخوش از شادی و سرمست از شراب بود، تا آنکه خداوند مرگ او را در خواب مقدر داشت. مرگ ها گوناگونند و یکی بر دیگری برتر است امّا مرگ کریمان با شمشیرهای برهنه است. پیک مرگ او را در حال بیماری و درد دیدار نکرد و از برخورد آشکار هراسید، پس در تیرگی شب با لبه شمشیر به سویش گام برداشت.
این ابیات بیش از آنکه سوگنامه ای برای متوکل باشد هجونامه ای است از زندگی سراسر آلوده به شراب او. نه بیمار شد و نه درد کشید بلکه در میان آلات موسیقی و جام های شراب در نهایت مستی به وسیله شمشیرهای آخته ترکان پاره پاره شد. شاعران خلفای قبل بخاطر فقدان آنها و در نتیجه توقف اصلاحات اجتماعی مرثیه می گفتند امّا خلیفه بحتری چنین بود!.
بهر حال این کابوس سیاه از سر علویان و شیعیان اهل بیت برداشته شد و امام شادمان گشت زیرا خداوند متعال دعای حضرت را اجابت و دشمن کینه توز را هلاک کرده بود.