فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

سران توطئه:

سران اصلی توطئه عبارت بودند از: 1 - منتصر 2 - وصیف ترک 3 - بغای ترک. منتصر فرزند متوکل بود لیکن به دو سبب - تا آنجا که می دانیم - کینه شدیدی از پدرش جعفر؛ در دل داشت:

اولاً:

متوکل همواره فرزند خود منتصر را تحقیر و کوچک می کرد و انواع استخفاف ها را درباره او اعمال می نمود و حتّی روز قبل از هلاکتش او را خواسته به باد فحش و ناسزا گرفت و به وزیر خود فتح بن خاقان گفت:
از خدا و خویشاوندی با پیامبر دور باشم اگر بر نخیزی و او را سیلی نزنی.
پس فتح برخاسته او را دو بار سیلی زد. سپس متوکل به حاضران در مجلس گفت: همگی گواه من باشید که مستعجل - منتصر - را از ولایت عهدی خلع نمودم. بعد به منتصر رو کرده گفت: قبلاً تو را منتصر نامیدم و مردم بخاطر حماقتت تو را منتضر (629) نامیدند لیکن الآن دیگر مستعجل شده ای.
منتصر در برابر این همه تحقیر و اهانت گفت: اگر دستور می دادی گردنم را بزنند برایم آسان تر از این کارها بود. سپس با قلبی پر از کینه و آرزوی انتقام از پدر آنجا را ترک کرد و برای اجرای سریع توطئه قتل، عزم را جزم نمود.

ثانیاً:

متوکل کینه شدید از امیرالمؤمنین - علیه السلام - در دل داشت در حالی که منتصر بر عکس پدر به امیرالمؤمنین و علویان میل و علاقه شدیدی داشت و آنطور که مورخان گفته اند همین مسأله سبب و انگیزه اقدام به قتل پدر بشمار می رفت.
وصیف ترک هم که از سران حکومت بود در این توطئه نقش مهمی داشت. بهر حال این سه تن جلسات سرّی برگزار می کردند و با تبادل نظر بهترین شیوه را برای برنامه ریزی و انتخاب و اجرای مرحله به مرحله توطئه خود در نظر می گرفتند و نتیجه مورد توافق آنان به صورت زیر در آمد:
1 - اجرای توطئه در تیرگی شب باشد.
2 - بستن درهای قصر - به استثنای دری که به سمت رود دجله باز می شود - برای جلوگیری از کمک های احتمالی نگهبانان با لشکریان به متوکل.
3 - کشتن فتح بن خاقان صدراعظم و رئیس الوزرای متوکل.
4 - پخش این شایعه میان توده های مردم که: فتح به کودتای نظامی نافرجامی دست زد و متوکل را کشت، لیکن منتصر این کودتا را سرکوب کرد و فتح را به قصاص پدر بکشت. اینها بعضی از برنامه هایی بود که به وسیله سران شورش طرح و تأیید شده بود.