فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

نفرین امام (ع)

امام هادی - علیه السلام - به درگاه احدیت متوسل شده و با انقطاع کامل بدان آستان از خداوند هلاکت متوکل را خواستار شد و او را نفرین کرد. این دعای شریف به نام دعای مظلوم بر ظالم شهرت یافته و از گنجینه های ارزنده اهل بیت بشمار می رود:
اللهم انی و فلاناً - یعنی المتوکل - عبدان من عبیدک، نواصینا بیدک، تعلم مستقرنا و مستودعنا، و تعلم منقلبنا و مثوانا، سرّنا و علانیتنا، و تطلع علی نیاتنا، و تحیط بضمائرنا، علمک بما نبدیه کعلمک بما نخفیه، و معرفتک بما نبطنه کمعرفتک بما نظهره و لا ینطوی عنک شی ء من امورنا....
پروردگارا! من و او - متوکل - دو بنده از بندگانت هستیم زمام ما در دست تو می باشد از جایگاه، رفت و آمد، ظاهر و باطن، نهان و آشکار، راز درون و پدیدار و نیت ما خبری، بر مشاعر و ضمایرمان احاطه داری، آنچه را پرده پوشی می کنیم و آنچه را آشکار به یکسان می دانی، آگاهیت بر باطن ما همانند آگاهیت به ظاهرمان است هیچیک از کارهایمان از تو پنهان نمی ماند و حالتی از ما بر تو پوشیده نمی شود جز تو ما را پناهگاهی و پناهی نیست کسی از ما را توان گریز از تو نمی باشد و ستمگری را نرسد که با قدرتش خود را از تو نگهدارد و یا سپاهیانش را به کمک فرا خواند، هیچ زورمندی را یارای غلبه بر تو نیست، نیرومندان و عزت منشان را توان جولان با تو نباشد، تو آنان را هر جا بروند در می یابی و هر جا پناهنده شوند باز می گیری و قدرت و سلطنتت همه را فرا می گیرد، پس ستمدیده به درگاهت پناهنده شده و مقهور و شکست خورده بر تو توکل کرده است و به تو رجوع می کند، و هنگامی که یاوران از یاریش باز ایستند تو را می خواند و از تو یاری می طلبد، در تنگناها و بن بست ها تو را می شناسد و به تو رو می آورد و پس از بسته شدن همه درها در رحمت تو را می کوبد، آنگاه که به پادشاهان غافل دست نیابد به آسانی تو را می یابد و پیش از آنکه شکایت آغاز کند رنج و درد او را می دانی و درمان آن را نیز قبل از آنکه بگوید می شناسی و در اختیارش می گذاری، پس حمد و سپاس بیکران تو را سزاست که دانا، شنوا، بینا، توانا و مهربان هستی....
در این فراز امام از علم خدا سخن می گوید علمی فراگیر و حجاب ناشناس، علمی که ظاهر و باطن را یکسان فرا می گیرد و بر آسمان ها و زمین همانند جلوه می کنند خداوند غیب عالمیان را می داند و از اسرار و نهانی ها با خبر است. علم خداوند قرین قدرت اوست هم ظلم ظالم را می بیند و هم او را در چنبره قدرت خود دارد. همگان تحت سلطان و عزت الهی قرار دارند و هیچ ستمگری را راه فرار یا دفاع نیست. ستمدیده را نیز پناهی جز ذات احدیت نیست، این خداوندست که داد او را از ستمگران می گیرد پس به او باید پناهنده شد و از او یاری خواست و از او دادخواهی کرد.
امام همچنان دعای خود را پی می گیرند:
اللهم انه قد کان فی سابق علمک و محکم قضائک، و جاری قدرک و ماضی حکمک و نافذ مشیئتک فی خلقک اجمعین سعیدهم و شقیهم و برهم و فاجرهم ان جعلت لفلان - یعنی المتوکل - علی قدرة فظلمنی بها و....
پروردگارا! در علم سابق، قضای محتوم، قدر جاری، حکمت نافذ، مشیت و اراده ات جاری در همه خلقت - سعید و شقی، نیک و بد - چنین مقدر و تعیین شده بود که او - متوکل - را بر من قدرتی دهی، پس او از این قدرت و توان به ضد من سود جست و به من ستم کرد و از حد گذراند و با توانی که با او داده بودی بر من بزرگی فروخت و تکبر ورزید. فرصت دادنت او را فریفت، بردباریت او را به طغیان وادار کرد و مرا رنج و اندوهی رساند که نتوانستم بر آن صبر کنم.
شرّ و دشمنی خود را متوجه من ساخت که نتوانستم آن را تحمل کنم و نتوانستم به دلیل ضعفم از او انتقام بگیرم و حقم را باز شناسم. پس او را به تو واگذار کرم و در مورد او به تو توکل نمودم و به او وعید کیفر تو داده ام و از انتقامت او را بر حذر داشتم و از مکافاتت او را ترساندم لیکن او حلم تو را بر ناتوانی حمل کرد و مهلت دادنت را از عجز پنداشت و از بدکاری دست بر نداشت و کجروی را همچنان پیشه ساخت و در گرداب ظلم و ستمگری، انکار، عداوت و کینه توزی فرو رفت، و با ستیزگی و جسارت خودش را در معرض انتقامت قرار داد؛ انتقامی که از ظالمین باز نمی داری.
آقایم! او خیرگی می کند و از کیفرت - که طغیانگران از آن نخواهند رست - هراسی ندارد و من در دست او مستضعف و تحت سیطره اس ستمدیده هستم.
آقایم! او بر من چیره و مسلط است و من ترسان، مغلوب، بیمناک، مقهور، ستمدیده و اسیر دست او هستم. صبرم اندک شد، چاره ای ندارم، تمام درها - جز در رحمت تو - بسته شد و تمام راه ها و جهات - جز راه و جهت تو - بن بست است، نمی توانم گزند او را از خود دور کنم یا شیوه ای برای دور کردن ستم او بیابم، از بندگانت که یاری خواستم مرا رها کردند و از خلقت به هر که روی آوردم مرا به خود واگذاشت...
آقای من! با خود اندیشه نمودم تو را نشانم داد و از خردم راهنمایی خواستم تنها تو را به من نمایاند، من نیز فروتن، سرافکنده، افتاده و ناتوان به سویت روی آوردم و می دانم تنها تو گره گشای مشکل من هستی و رهایی من به دست توست، و عده ات را درباره یاری ام محقق و دعایم را اجابت کن که تو خود گفته ای - و گفته ات حق و تردیدناپذیر و تغییرناپذیر است -:
و من عاقب بمثل ما عوقب به ثم بغی علیه لینصرنه اللَّه. (626)
پس هر که بدو ستمی رسد و در پی انتقام برآید و از حق نگذرد آنگاه بر او ستم کنند، هر آینه خداوند او را یاری خواهد کرد.
و تو - که مقدس باد نامت - گفته ای: ادعونی استجب لکم؛ (627) مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را. و من آنچه را فرمان داده ای بجا می آورم و در اینکار بر تو منت نمی گذارم - چگونه بر تو منت گذارم که تو خود آن را به من نشان داده ای - پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و همانگونه که به من وعده داده ای دعایم را اجابت کن ای آنکه هرگز خلف وعده نمی کند.
آقایم! من می دانم که تو را روزی است که در آن از ظالم به سود مظلوم انتقام خواهی گرفت و یقین دارم که تو در وقت معین حق مغصوب را از غاصب خواهی گرفت؛ زیرا هیچ معاندی بر تو پیشی نمی گیرد و هیچ مخالفی از قبضه قدرت تو فرا نتواند کرد و بیمی از فوت شدن و گذشت چیزی نداری - همه اینها را می دانم - لیکن بی قراری و شتاب من اجازه نمی دهند تا به انتظار روز موعود بنشینم و صبر کنم و بردباریت را پاس دارم.
آقایم! قدرت تو بر من بالاتر از هر قدرتی است و سلطه ات برتر و نیرومندتر از هر سلطه ای و بازگشت هر کس به سوی توست اگر چه به او فرصت داده ای و هر ستمگری ناچار به نزدت خواهد آمد اگر چه به او مهلت داده ای.
پروردگارا! بردباریت نسبت به او - متوکل - و فرصت و مهلت دادنت به او به من زیان رسانده است اگر به وعده ات یقین نداشتم و به آستانت اعتماد، چه بسا ممکن بود نومیدی بر من چیره شود. پس اگر در قضا و قدرت نافذ تو چنین مقدر شده باشد که او از ستم به من توبه کند و باز گردد یا آنکه گزندش را از من باز دارد و دست از این همه بدی که در حق من کرده بردارد...
پروردگارا! پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و در همین ساعت به دلش الهام کن که از تعدیّات خود دست بردارد و قبل از آنکه نیکی هایت را ناخوش کند و مرا بیازارد او را از ادامه ستمگری باز دار.
و اگر در علم تو چیز دیگر معین شده و او همچنان به ستم کردن به من ادامه خواهد داد، پس از تو می خواهم - ای یاور ستمدیده - تا دعایم را اجابت کنی - پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد - و او را از پناهگاهش با اقتدار و عزت کامل برگیر و با قدرت سلطانی انتقام گیر و او را ناگهان از پا درآور. نعمت و سلطه اش را از او باز گیر، جمعیت و یارانش را پراکنده ساز، حکومتش را پاره پاره کن، یارانش را از هم دور نما، او را از نعمتی که بخاطرش سپاس تو را بجا نیاورده از تنش بدر آور، ای درهم شکننده جباران او را درهم شکن، ای هلاک کننده طغیانگران قرون گذشته او را نابود کن. ای تباه کننده ملت های ستمگر او را تباه کن، ای فرو گیرنده گروه های متجاوز او را فرو گرفته هلاک نما، عمرش را تباه ساز، حکومتش را بگیر، اثرش را پاک، خبرش را قطع و آتش او را خاموش و روزش را تاریک کن. خورشیدش را بی رنگ ساز و جانش را بگیر. استواری او را درهم شکن و سر بلندیش را با خاک ذلت برابر ساز و دماغش را به خاک خفت بمال. و مرگ او را زود برسان.
پروردگارا! پناهگاه و پشتوانه اش را نابود کن. اجتماع کلمه او را پراکنده ساز، استواری او را سست و پیوندش را بگسل، از مقام بلندش فرو گیر، یاران، لشکریان، دوستان و خویشانش را پس از پیوستگی از هم دور کن و جمعیت آنان را پریشان ساز و پس از حکمروایی بر امت، زیر دست قرار ده و با مرگ او دل های ترسان، اندیشه های پریشان و امت حیران و تباه شده را آرامش بخش و اندوه آنان را برطرف ساز.
پروردگارا! او حدود دین را معطل، احکام شریعت را مهمل و سنت های پیامبر را پوشیده داشت و راه های ایمان را سنگلاخ کرد، آیات قرآن را تحریف نمود، مدارش را مهجور ساخت، محراب ها را مورد جفا قرار داد و مساجد را ویران کرد، پس با هلاکت او این ضایعات را جبران نما و پاهای خسته را نیرو، شکم های گرسنه را سیری، جگرهای تشنه را سیرابی و بدن های رنجور را آرامش ده.
پروردگارا! او را در شبی بی سحر نابود کن و در ساعتی بهبودناپذیر هلاک نما و با نکبتی پایدار تباه ساز و به بیماری همیشگی مبتلا ساز، حریم او را مباح و عیش او را ناگوار کن و انتقام بزرگ قدرت یگانه و کیفر بی مانندت را به او نشان ده. سلطه فراگیر و نیرومندت را که از سلطه او برتر است بر او آشکار کن و او را با قدرت قوی خودت مغلوب من کن و با انتقام شدیدت او را فرو کوب و با قدرتی که در برابر آن همه ذلیل هستند او را از من باز دار.
پروردگارا! او را دچار فقری جبران ناپذیر و رنجشی آشکار کن و او را در آنچه می خواهد به خودش واگذار کن که تو هر چه اراده کنی بر آن توانا هستی. او را از حول و قوت خودت دور و نیازمند قدرت و نیروی خودش کن، مکر او را در برابر مکر خودت خوار نما و اراده اش را با اراده خودت باطل کن، بدنش را بیمار، فرزندش را یتیم، اجل او را کوتاه و آرزویش را تباه کن، بدنش را بیمار، فرزندش را یتیم، اجل او را کوتاه و آرزویش را تباه کن، دولتش را بر باد ده و ناله و فریادش را همیشگی ساز. در تن او بیماری ایجاد کن همواره به خود مشغول باشد و از اندوه، جدایش مکن، کیدش را نابود و فرمانش را تباه کن. نعمت را از او بگیر، تلاش هایش را خنثی ساز، حکومتش را مضمحل و او را به بدترین سرنوشت و فرجام دچار کن، اگر او را می میرانی با خشم خودش بمیران و اگر زنده می گذاری با اندوه و رنج خودش همراه ساز و مرا از کین، دشمنی، شرّ، خطورات و خطرات او حفظ بفرما و با گوشه چشمی هستی او را بباد ده که تو سخت ترین انتقام را می گیری و پایدارترین کیفر را می دهی. الحمد للَّه رب العالمین. (628)
این دعای شریف از گنجینه های آل محمّد - صلی اللَّه علیه و آله - بشمار می رود، به وسیله این دعا از ستمگران که زندگی آنان را تلخ کرده اند به خداوند متوسل می شوند و پروردگار نیز با همین دعا خواسته آنان را برآورده می کند و از دشمنان اهل بیت انتقام می گیرد.
با تأمل در این دعا شدت رنج و مصائب حضرت را در می یابیم و متوجه می شویم که چگونه عباسیان و در رأس آنان متوکل تمام امکانات خویش را بسیج کرده بودند تا بر علویان بویژه امام سخت بگیرند و آنان را در تنگنا قرار دهند که از این مطلب در مباحث مختلف کتاب سخن گفته و خواهیم گفت.

هلاکت متوکّل

خداوند دعای ولیّ خود امام هادی - علیه السلام - را اجابت و کمر دشمنش را خرد نمود و به سختی از او انتقام گرفت. متوکل تنها سه روز پس از این دعا بزیست و آنگاه خداوند به زندگی ننگین او خاتمه داد و تنها از او نامی زشت بجای گذاشت. شایسته می دانیم به اختصار کیفیت مرگ او را بیان کنیم.

توطئه قتل متوکل:

توطئه ای دقیق و حساب شده برای کشتن متوکل صورت گرفت و مراحل و حلقه های آن به ترتیب طرح ریزی شد و با پنهانکاری فراوان از آشکار شدن آن جلوگیری به عمل آمد و بالاخره بدون کمترین تلفات جانی برای عاملین و مجریان، به نتیجه رسید. در اینجا بعضی از مقاطع و رؤوس این توطئه را بیان می کنیم.