فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

نامه متوکل به امام (ع)

متوکل در پاسخ به نامه امام نامه ای فرستاد و در آن از بر کنار ساختن کارگزار بدکردارش عبداللَّه خبر داد و از حضرت خواست تا به سامرّا آمده در آنجا مقیم شود و بدین گونه تحت نظر او باشد. در زیر نامه متوکل را می آوریم:
امّا بعد: امیرالمؤمنین (متوکل!) قدر شما را می داند و حق خویشی را بجا می آورد و حق شما را رعایت می کند و آنچه را خداوند بپسندد درباره شما و اهل بیت شما انجام می دهد، عزّت شما و اهل بیت را خواهان است و ایمنی شما را مد نظر قرار می دهد و وظیفه خود را درباره شما انجام می دهد تا رضایت پروردگار حاصل گردد.
از آنجا که امیرالمؤمنین! صداقت و برائت شما را می داند و نسبت به سوء رفتار عبداللَّه بن محمّد آگاه می باشد و سوء نیت او درباره شما آشکار شده است و نسبت به شما بی احترامی کرده است او را از مناصب امامت جماعت و امور جنگ بر کنار ساخته و محمّد بن فضل را بجای او گمارده است و به او دستور داده است تا حقوق شما را کاملاً رعایت کند و دستورات شما را انجام دهد و حاجات شما را برآورده سازد و با صوابدید شما و نظر شما به خداوند و امیرالمؤمنین تقرب جوید.
امیرالمؤمنین مشتاق تازه کردن دیدار و گفتگوی با شماست پس اگر خواهان دیدار او و اقامت در کنارش هستی هر وقت خواستی تو و هر یک از افراد و خانواده ات که دوست داری براه افتاده با آرامش و به هر گونه که تمایل داشته باشی و هر وقت بخواهی در میان راه توقف کنی و باربندی به سوی ما حرکت کن و اگر دوست داشته باشی یحیی بن هرثمه مولای امیرالمؤمنین و همراهان و سپاهیانش را دستور داده ام که با شما و در معیت شما حرکت کنند و اطاعت شما را بر آنان واجب داشته ام. بهر حال تصمیم با شماست از خدا خیرخواهی کن و به قصد دیدار امیرالمؤمنین! حرکت نما. و بدان که هیچیک از برادران، خاصان، فرزندان و اهل بیت امیرالمؤمنین محبوب تر، والا مقام تر، خوش محضرتر و مورد اعتمادتر از تو نزد او نیست و تو را بر همه آنان مقدم می دارد و بر تو مهربان تر و نیک اندیش تر است و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
این نامه را ابراهیم بن عباس در ماه جمادی الآخر سال 243 ه نگاشت.(573)

هراس اهل مدینه

متوکل، نامه را به دست یحیی بن هرثمه داد و به او گفت به مدینه برو و امام را همراه خود به سامرّا بیاورد و درباره صحت و سقم ادعاهای عبداللَّه بن محمّد مبنی بر قصد خروج امام علیه حکومت تحقیق کند. یحیی نیز با سرعت و بی درنگ به مدینه رفت همینکه اهل مدینه از مأموریت یحیی آگاه شدند هراسان گردیدند که مبادا متوکل قصد سوئی به پناهگاه و امامشان داشته باشد زیر او را بشدت دوست داشتند و عالمان از علم و فقیران از صله اش بهره مند می شدند و او را اسلام مجسم می دیدند که کمترین گرایشی به دنیا ندارد.(574)
یحیی برایشان سوگند خورد که قصد کمترین بدی نسبت به حضرت را ندارد و با کوشش بسیار آنان را آرام ساخت تا آنکه به گفته اش اعتماد ورزیدند.

بازرسی خانه امام (ع)

یحیی به دقت خانه امام را بازرسی کرد و در آن جز قرآن و کتب ادعیه چیزی نیافت و نادرستی ادعاهای عبداللَّه را مبنی بر اینکه خانه ایشان مملو از اسلحه و دارایی است دانست (575) و دروغ او آشکار شد.