فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

سعایت از امام (ع)

عبداللَّه بن محمّد امام جماعت و سرپرست امور جنگی مدینه از طرف متوکل بود. او یکی از پلیدترین، تنگ نظرترین و پست ترین افرادی بشمار می رفت که مدینه به خود دیده بود و کمترین تعهد دینی برای خود قائل نمی شد. عبداللَّه از موقعیت ممتاز امام و علاقه مردم به ایشان تنگدل بود و تحمل مشاهده فضائل امام را نداشت و نمی توانست ناظر درخشش نور امامت در خطّه حجاز و در میان محافل اسلامی باشد، لذا نیرنگی پلید اندیشید و نامه ای به متوکل نگاشت که در آن بر چند محور زیر تأکید کرده بود:
1 - گرد آمدن توده مردم در اطراف امام و همسبتگی با ایشان برای حکومت خطری جدی است.
2 - اموال و هدایای سنگینی از نقاط مختلف جهان اسلام به امام می رسد و می تواند زمینه خوبی برای خرید سلاح و قیام علیه حکومت بنی عباس بشمار رود.
3 - بعید نیست که امام دست به شورشی بنیانکن برای واژگون ساختن حکومت بزند.
متوکل پس از خواندن نامه بشدت هراسناک شد و اطرافیان خود را از آنچه که در آستانه وقوع بود با خبر ساخت و در صدد بر آمد قبل از آنکه قدرت و توان امام افزایش یابد و او نتواند شورش را کنترل کند، ایشان را دستگیر نماید.

امام توطئه را خنثی می کند

همینکه امام از توطئه آن پست فطرت آگاه شد برای پیشگیری از خطرات متوکل و تسلط بر حوادث کنترل نشده با توجه به شناختی که از متوکل و کینه اش نسبت به اهل بیت داشت نامه ای به او نوشت و در آن از کینه ها، دشمنی ها، بدگویی ها و بدرفتاری عبداللَّه و توطئه اخیرش پرده برداشت و قاطعانه گفت قصد سوء و ناخوشایندی نسبت به متوکل و خروج علیه حکومتش را ندارد.
متوکل با دریافت نامه آرام شد و دانست ساحت امام از این اتهام مبرّاست و گفته های عبداللَّه پایه و اساس درستی ندارد.

نامه متوکل به امام (ع)

متوکل در پاسخ به نامه امام نامه ای فرستاد و در آن از بر کنار ساختن کارگزار بدکردارش عبداللَّه خبر داد و از حضرت خواست تا به سامرّا آمده در آنجا مقیم شود و بدین گونه تحت نظر او باشد. در زیر نامه متوکل را می آوریم:
امّا بعد: امیرالمؤمنین (متوکل!) قدر شما را می داند و حق خویشی را بجا می آورد و حق شما را رعایت می کند و آنچه را خداوند بپسندد درباره شما و اهل بیت شما انجام می دهد، عزّت شما و اهل بیت را خواهان است و ایمنی شما را مد نظر قرار می دهد و وظیفه خود را درباره شما انجام می دهد تا رضایت پروردگار حاصل گردد.
از آنجا که امیرالمؤمنین! صداقت و برائت شما را می داند و نسبت به سوء رفتار عبداللَّه بن محمّد آگاه می باشد و سوء نیت او درباره شما آشکار شده است و نسبت به شما بی احترامی کرده است او را از مناصب امامت جماعت و امور جنگ بر کنار ساخته و محمّد بن فضل را بجای او گمارده است و به او دستور داده است تا حقوق شما را کاملاً رعایت کند و دستورات شما را انجام دهد و حاجات شما را برآورده سازد و با صوابدید شما و نظر شما به خداوند و امیرالمؤمنین تقرب جوید.
امیرالمؤمنین مشتاق تازه کردن دیدار و گفتگوی با شماست پس اگر خواهان دیدار او و اقامت در کنارش هستی هر وقت خواستی تو و هر یک از افراد و خانواده ات که دوست داری براه افتاده با آرامش و به هر گونه که تمایل داشته باشی و هر وقت بخواهی در میان راه توقف کنی و باربندی به سوی ما حرکت کن و اگر دوست داشته باشی یحیی بن هرثمه مولای امیرالمؤمنین و همراهان و سپاهیانش را دستور داده ام که با شما و در معیت شما حرکت کنند و اطاعت شما را بر آنان واجب داشته ام. بهر حال تصمیم با شماست از خدا خیرخواهی کن و به قصد دیدار امیرالمؤمنین! حرکت نما. و بدان که هیچیک از برادران، خاصان، فرزندان و اهل بیت امیرالمؤمنین محبوب تر، والا مقام تر، خوش محضرتر و مورد اعتمادتر از تو نزد او نیست و تو را بر همه آنان مقدم می دارد و بر تو مهربان تر و نیک اندیش تر است و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
این نامه را ابراهیم بن عباس در ماه جمادی الآخر سال 243 ه نگاشت.(573)