فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

امام در مدینه:

امام در زادگاه خود و پدرانش مدینه بسر می برد و مانند اجداد گرامی خویش به گستردگی دانش، بهسازی اخلاق مردم و تربیت آنان طبق موازین ادب اسلامی و تعلیم علوم مختلف اسلامی مشغول بود و مسجد نبی اکرم را به صورت مدرسه ای برای امور آموزشی درآورده بود. علما، فقها و راویان حدیث صدف وار او را احاطه کرده از معرفت زلال و دانش ایشان سیراب و بهره ور می شدند و امام دانشی را که پدرانش بدان، تیرگی های جاهلیت را زدوده بودند و روشنی را به ارمغان آورده بودند به مشتاقان منتقل می کرد.
حضرت نه تنها سرچشمه و منبع اصیل حیات علمی و فکری مدینه بود بلکه تنها پناهگاه و پشتوانه اقتصادی اهل علم نیز بشمار می رفت و فقرا و محتاجان نیز از این خوان گسترده بهره مند می شدند. کمک های امام به مردم مدینه به امور مالی منحصر نمی شد بلکه ایشان در تمام جنبه های زندگی و فراز و نشیب های آن یاور مردمان بودند؛ در خوشی و ناخوشی همگام و همدل آنان بودند، بیماران را عیادت و مردگان را تشییع می کردند و بیوگان و یتیمان را سرپرستی می نمودند و مهر عطوفت ایشان کوچک و بزرگ را شامل می گشت. مختصر آنکه نیکی و محبتی نبود مگر آنکه از طرف امام، آنان را فرا می گرفت لذا حضرت در اعماق آنان نفوذ کرده و قلوب آنان را مسخر خود ساخته بود و اهل مدینه با تمام وجود خود امام را دوست داشتند و شیفته ایشان بودند.

سعایت از امام (ع)

عبداللَّه بن محمّد امام جماعت و سرپرست امور جنگی مدینه از طرف متوکل بود. او یکی از پلیدترین، تنگ نظرترین و پست ترین افرادی بشمار می رفت که مدینه به خود دیده بود و کمترین تعهد دینی برای خود قائل نمی شد. عبداللَّه از موقعیت ممتاز امام و علاقه مردم به ایشان تنگدل بود و تحمل مشاهده فضائل امام را نداشت و نمی توانست ناظر درخشش نور امامت در خطّه حجاز و در میان محافل اسلامی باشد، لذا نیرنگی پلید اندیشید و نامه ای به متوکل نگاشت که در آن بر چند محور زیر تأکید کرده بود:
1 - گرد آمدن توده مردم در اطراف امام و همسبتگی با ایشان برای حکومت خطری جدی است.
2 - اموال و هدایای سنگینی از نقاط مختلف جهان اسلام به امام می رسد و می تواند زمینه خوبی برای خرید سلاح و قیام علیه حکومت بنی عباس بشمار رود.
3 - بعید نیست که امام دست به شورشی بنیانکن برای واژگون ساختن حکومت بزند.
متوکل پس از خواندن نامه بشدت هراسناک شد و اطرافیان خود را از آنچه که در آستانه وقوع بود با خبر ساخت و در صدد بر آمد قبل از آنکه قدرت و توان امام افزایش یابد و او نتواند شورش را کنترل کند، ایشان را دستگیر نماید.

امام توطئه را خنثی می کند

همینکه امام از توطئه آن پست فطرت آگاه شد برای پیشگیری از خطرات متوکل و تسلط بر حوادث کنترل نشده با توجه به شناختی که از متوکل و کینه اش نسبت به اهل بیت داشت نامه ای به او نوشت و در آن از کینه ها، دشمنی ها، بدگویی ها و بدرفتاری عبداللَّه و توطئه اخیرش پرده برداشت و قاطعانه گفت قصد سوء و ناخوشایندی نسبت به متوکل و خروج علیه حکومتش را ندارد.
متوکل با دریافت نامه آرام شد و دانست ساحت امام از این اتهام مبرّاست و گفته های عبداللَّه پایه و اساس درستی ندارد.