فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

زنان:

شیخ طوسی از زنانی که از امام هادی - علیه السلام - روایت کرده اند تنها یک بانو را نام می برد:
178 - کلثوم الکرخیه: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد و می افزاید که عبدالرحمن الشعیری - ابو عبداللَّه، رحمن بن داوود بغدادی - از او روایت کرده است.(572)
در اینجا فصل مربوط به اصحاب امام را که بیانگر دیدگاه های علمی و فکری ایشان بودند به پایان می بریم.
امام (ع) در سامرّا
امام هادی - علیه السلام - بیشترین دوره زندگی خود را تحت مراقبت های امنیتی و زیر فشارهای روانی در منزلی در سامرّا سپری کرد و جاسوسان و خبرچینان حکومت خانه ایشان را تحت نظر گرفته تمامی رفت و آمدها را کنترل می کردند و به شناسایی یاران امام و کسانی که در صدد تماس با ایشان و ارسال هدایا و حقوق شرعیه برای ایشان بودند می پرداختند.
زندگی امام مصادف با حکومت یکی از تبهکاران و جنایت پیشه ترین خلیفه عباسی یعنی متوکل بود و حضرت طاقت فرساترین رنج ها را در این دوران تحمل نمودند و مانند یک زندانی مجبور به اقامت در خانه ای در دارالخلافه طاغوت عباسی گشتند و دشوارترین دوران را پشت سر گذاشتند.
علویان به خصوص امام هادی در دوران خلافت سیاه متوکل با هولناکترین و سخت ترین تنگناها و حوادث مواجه شدند که ما به پاره ای از آنها در این کتاب خواهیم پرداخت.
شایسته می دانیم به اختصار جنبه های مختلف زندگی امام در مدینه و عواملی که ایشان را مجبور به ترک آن شهر و اقامت در سامرّا و برخورد با متوکل کردند بیان کنیم:

امام در مدینه:

امام در زادگاه خود و پدرانش مدینه بسر می برد و مانند اجداد گرامی خویش به گستردگی دانش، بهسازی اخلاق مردم و تربیت آنان طبق موازین ادب اسلامی و تعلیم علوم مختلف اسلامی مشغول بود و مسجد نبی اکرم را به صورت مدرسه ای برای امور آموزشی درآورده بود. علما، فقها و راویان حدیث صدف وار او را احاطه کرده از معرفت زلال و دانش ایشان سیراب و بهره ور می شدند و امام دانشی را که پدرانش بدان، تیرگی های جاهلیت را زدوده بودند و روشنی را به ارمغان آورده بودند به مشتاقان منتقل می کرد.
حضرت نه تنها سرچشمه و منبع اصیل حیات علمی و فکری مدینه بود بلکه تنها پناهگاه و پشتوانه اقتصادی اهل علم نیز بشمار می رفت و فقرا و محتاجان نیز از این خوان گسترده بهره مند می شدند. کمک های امام به مردم مدینه به امور مالی منحصر نمی شد بلکه ایشان در تمام جنبه های زندگی و فراز و نشیب های آن یاور مردمان بودند؛ در خوشی و ناخوشی همگام و همدل آنان بودند، بیماران را عیادت و مردگان را تشییع می کردند و بیوگان و یتیمان را سرپرستی می نمودند و مهر عطوفت ایشان کوچک و بزرگ را شامل می گشت. مختصر آنکه نیکی و محبتی نبود مگر آنکه از طرف امام، آنان را فرا می گرفت لذا حضرت در اعماق آنان نفوذ کرده و قلوب آنان را مسخر خود ساخته بود و اهل مدینه با تمام وجود خود امام را دوست داشتند و شیفته ایشان بودند.

سعایت از امام (ع)

عبداللَّه بن محمّد امام جماعت و سرپرست امور جنگی مدینه از طرف متوکل بود. او یکی از پلیدترین، تنگ نظرترین و پست ترین افرادی بشمار می رفت که مدینه به خود دیده بود و کمترین تعهد دینی برای خود قائل نمی شد. عبداللَّه از موقعیت ممتاز امام و علاقه مردم به ایشان تنگدل بود و تحمل مشاهده فضائل امام را نداشت و نمی توانست ناظر درخشش نور امامت در خطّه حجاز و در میان محافل اسلامی باشد، لذا نیرنگی پلید اندیشید و نامه ای به متوکل نگاشت که در آن بر چند محور زیر تأکید کرده بود:
1 - گرد آمدن توده مردم در اطراف امام و همسبتگی با ایشان برای حکومت خطری جدی است.
2 - اموال و هدایای سنگینی از نقاط مختلف جهان اسلام به امام می رسد و می تواند زمینه خوبی برای خرید سلاح و قیام علیه حکومت بنی عباس بشمار رود.
3 - بعید نیست که امام دست به شورشی بنیانکن برای واژگون ساختن حکومت بزند.
متوکل پس از خواندن نامه بشدت هراسناک شد و اطرافیان خود را از آنچه که در آستانه وقوع بود با خبر ساخت و در صدد بر آمد قبل از آنکه قدرت و توان امام افزایش یابد و او نتواند شورش را کنترل کند، ایشان را دستگیر نماید.