فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

صاحبان کنیه:

یاران امام هادی که با کنیه معروف شده اند عبارتند از:
168 - ابوبکر فهکی: او ابن ابی طیفور متطبب است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد. (559) او از جمله کسانی است که نص بر امامت حضرت عسکری را روایت کرده است می گوید: امام هادی - علیه السلام - برایم نوشت: ابومحمّد (حسن عسکری) فرزندم، ناصح ترین فرد از خاندان آل محمّد و موثق ترین آنان است. او بزرگترین پسرم و جانشین پس از من است. امامت به او می رسد و احکام آن به عهده اوست. هر چه از من می پرسی پس از من از او بپرس و هر چه را خواهانی او داراست.(560)
169 - ابوالحسین بن هلال: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد. (561) و علامه (562) و مجلسی (563) او را توثیق نموده اند.
170 - ابوالحصین الحضینی: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید او ثقه است و در اهواز ساکن شده بود.(564)
171 - ابو طاهر: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد و می افزاید که او برادر محمّد بن محمّد می باشد.(565)
172 - ابو طاهر بن حمزة: او ابو طاهر بن حمزة بن الیسع اشعری و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - ثقه و اهل قم معرفی می کند.(566)
173 - ابو طاهر محمّد: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(567)
174 - ابو عبداللَّه المغازی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد و می افزاید که او غلوّ کننده است.(568)
175 - ابو عبداللَّه مکاری: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند.(569)
176 - ابو محمّد بن ابراهیم: شیخ بدون کمترین اظهار نظری او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند و دیگر چیزی اضافه نمی کند.(570)
177 - ابو یحیی جرجانی: ابو یحیی همان احمد بن داوود بن سعید فزاری است و از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بشمار می رود.(571)

زنان:

شیخ طوسی از زنانی که از امام هادی - علیه السلام - روایت کرده اند تنها یک بانو را نام می برد:
178 - کلثوم الکرخیه: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد و می افزاید که عبدالرحمن الشعیری - ابو عبداللَّه، رحمن بن داوود بغدادی - از او روایت کرده است.(572)
در اینجا فصل مربوط به اصحاب امام را که بیانگر دیدگاه های علمی و فکری ایشان بودند به پایان می بریم.
امام (ع) در سامرّا
امام هادی - علیه السلام - بیشترین دوره زندگی خود را تحت مراقبت های امنیتی و زیر فشارهای روانی در منزلی در سامرّا سپری کرد و جاسوسان و خبرچینان حکومت خانه ایشان را تحت نظر گرفته تمامی رفت و آمدها را کنترل می کردند و به شناسایی یاران امام و کسانی که در صدد تماس با ایشان و ارسال هدایا و حقوق شرعیه برای ایشان بودند می پرداختند.
زندگی امام مصادف با حکومت یکی از تبهکاران و جنایت پیشه ترین خلیفه عباسی یعنی متوکل بود و حضرت طاقت فرساترین رنج ها را در این دوران تحمل نمودند و مانند یک زندانی مجبور به اقامت در خانه ای در دارالخلافه طاغوت عباسی گشتند و دشوارترین دوران را پشت سر گذاشتند.
علویان به خصوص امام هادی در دوران خلافت سیاه متوکل با هولناکترین و سخت ترین تنگناها و حوادث مواجه شدند که ما به پاره ای از آنها در این کتاب خواهیم پرداخت.
شایسته می دانیم به اختصار جنبه های مختلف زندگی امام در مدینه و عواملی که ایشان را مجبور به ترک آن شهر و اقامت در سامرّا و برخورد با متوکل کردند بیان کنیم:

امام در مدینه:

امام در زادگاه خود و پدرانش مدینه بسر می برد و مانند اجداد گرامی خویش به گستردگی دانش، بهسازی اخلاق مردم و تربیت آنان طبق موازین ادب اسلامی و تعلیم علوم مختلف اسلامی مشغول بود و مسجد نبی اکرم را به صورت مدرسه ای برای امور آموزشی درآورده بود. علما، فقها و راویان حدیث صدف وار او را احاطه کرده از معرفت زلال و دانش ایشان سیراب و بهره ور می شدند و امام دانشی را که پدرانش بدان، تیرگی های جاهلیت را زدوده بودند و روشنی را به ارمغان آورده بودند به مشتاقان منتقل می کرد.
حضرت نه تنها سرچشمه و منبع اصیل حیات علمی و فکری مدینه بود بلکه تنها پناهگاه و پشتوانه اقتصادی اهل علم نیز بشمار می رفت و فقرا و محتاجان نیز از این خوان گسترده بهره مند می شدند. کمک های امام به مردم مدینه به امور مالی منحصر نمی شد بلکه ایشان در تمام جنبه های زندگی و فراز و نشیب های آن یاور مردمان بودند؛ در خوشی و ناخوشی همگام و همدل آنان بودند، بیماران را عیادت و مردگان را تشییع می کردند و بیوگان و یتیمان را سرپرستی می نمودند و مهر عطوفت ایشان کوچک و بزرگ را شامل می گشت. مختصر آنکه نیکی و محبتی نبود مگر آنکه از طرف امام، آنان را فرا می گرفت لذا حضرت در اعماق آنان نفوذ کرده و قلوب آنان را مسخر خود ساخته بود و اهل مدینه با تمام وجود خود امام را دوست داشتند و شیفته ایشان بودند.