فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

ردّ بر مخالفین:

فضل به دفاع از اعتقادات خود و زدود شبهه ای که پیرامونش به وجود آمده بود پرداخت و گفت: من جانشین گذشتگان هستم. محمّد بن ابی عمیر، صفوان بن یحیی و دیگران را درک کردم و از آنان از پنجاه سال پیش تاکنون حدیث نقل کرده ام. هشام بن حکم - رحمة اللَّه علیه - که درگذشت یونس بن عبدالرحمن - رحمه اللَّه - جانشین او گشت و با مخالفین به جدال و جهاد علمی برخاست تا آنکه او نیز درگذشت و کسی را جز سکّاک بجا نگذاشت و او نیز به نبرد فکری با مخالفان برخاست تا آنکه درگذشت - خدایش رحمت کند - و من پس از آنان - رحمت خدا بر آنان با - جانشین آنها هستم.(477)
فضل جانشین به حق این بزرگان بود و مانند آنان به دفاع از ارزش های اسلامی و حریم اعتقادی اهل بیت و اصولی که آنان بنیان نهادند پرداخت و مخالفان را محکوم ساخت.

تألیفات:

این دانشمند بزرگوار در زمینه های مختلفی مانند فقه، تفسیر، کلام، فلسفه، علم اللغه و منطق آثاری به وجود آورد که از 150 نوشته و تألیف تجاوز می کند. (478) برخی از تألیفات او را شیخ، (479) نجاشی، (480) ابن ندیم (481) و دیگران نقل کرده اند.
112 - فضل بن کثیر بغدادی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند.(482)
113 - فضل بن مبارک: از امام هادی - علیه السلام - نقل کرده است و محمّد بن عیسی عبیدی نیز از او روایت می کند.(483)
(ق)
114 - قاسم شعرانی یقطینی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد و اضافه می کند که او متهم به غلوّ است.(484)
115 - قاسم صیقل: برقی و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد، (485) او از امام رضا و امام جواد روایت می کرد و محمّد بن عبداللَّه واسطی از او روایت کرده است.(486)
(ک)
116 - کافور خادم: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد. (487) و ابن داوود او را در قسم اول کتابش آورده و از اصحاب امام می داند و می افزاید که او ثقه است.(488)
(ل) (م)
117 - محمّد بن ابی طیفور متطّبب: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد.(489)
118 - محمّد بن احمد بن ابراهیم: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(490)
119 - محمّد بن احمد محمودی: کنیه اش ابو علی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد. (491) کشّی می گوید: دیدم ابوعبداللَّه شاذانی در کتاب خود چنین نوشته بود:
از فضل بن هاشم هروی شنیدم که می گفت: کثرت و زیادی حج محمودی را شنیده بودم لذا در صدد برآمدم از تعداد آنها با خبر شوم لیکن حاضر نشد دفعات سفرش را به مکه نام ببرد و گفت: الحمد للَّه که خبر بیشماری نصیبم شده است.
از او پرسیدم: برای خودت حج می کنی یا به نیابت از دیگری به مکه مشرّف می شوی؟
گفت: اولین حج را که واجب بود برای خودم انجام دادم و باقی را به نیابت از رسول اللَّه بجا می آورم پاداش و ثواب آنها را به اولیاء اللَّه و زنان و مردان مؤمن می دهم.
گفتم: در مراسم حجت چه می گویی؟
گفت: می گویم: پروردگارا! دعوت پیامبرت را پاسخ مثبت دادم و به ندایش لبیک گفتم و پاداش خود را از تو و او نثار اولیائت کردم و ثوابم را به زنان و مردان مؤمن به کتابت و سنت پیامبر - صلی اللَّه علیه و آله - و بندگانت بخشیدم - تا آخر دعا.(492)
این روایت روح پاک و نیکدلی او را به خوبی نشان می دهد و گویای تلاش و فعالیت این انسان آرمانی و نمونه که دست پرورده اهل بیت نبوت و رسالت است می باشد.
120 - محمّد بن احمد بن عبیداللَّه: محمّد بن احمد بن عبیداللَّه بن منصور کنیه اش ابوالحسن است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(493)
121 - محمّد بن احمد بن مطهر: شیخ او را از اصحاب امام هادی معرفی می کند. (494) وی از امام هادی روایت می کرد و عبداللَّه بن جعفر از او روایت کرده است.(495)
122 - محمّد بن احمد مهران: برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد.(496)
123 - محمّد بن اسماعیل صیمری قمی: شیخ او را از اصحاب امام هادی معرفی می کند.(497)
124 - محمّد بن جزک جمّال: ثقه است و شیخ او را با عنوان ثقه از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد. (498) ابن شهر آشوب او را از افراد ثقه و مورد اعتماد امام هادی نام می برد.
125 - محمّد بن الحسن: نامش محمّد بن الحسن بن شمعون بصری است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(499)
نجاشی می گوید: او واقفی بود سپس غلوّ کرد و بشدت ضعیف بود، مذهبش فاسد و روایاتش سست است و احادیثی در زمینه واقفیه بدو نسبت داده اند. از او کتاب هایی بجا مانده است، از جمله: السنن و الآداب و مکارم الاخلاق و کتاب المعرفه. (500)
کشّی به سند خود از او روایت می کند که گفت: به امام هادی - علیه السلام - نامه ای نوشتم و در آن از تهیدستی شکایت کردم سپس به خودم گفتم: مگر امام صادق - علیه السلام - نفرموده است:
فقر با ما بهتر از دارایی با دشمنان ما و کشته شدن با ما برتر از زندگی با دشمنان ماست.
پس از مدتی نامه حضرت رسید که در آن نوشته بود: خداوند متعال به وسیله فقر گناهان متراکم شده اولیای ما را پاک می کند و می زداید و از بسیاری لغزش ها در می گذرد، و همانگونه که با خودت حدیث نفس کرده ای فقر و تهیدستی با ما و در کنار ما بهتر از ثروت در کنار دشمنان ماست. ما پناهگاه پناه جویان، چراغ روشنی خواهان و باز دارنده لغزندگان هستیم، هر که به ما اعتصام جوید از گمراهی نجات خواهد یافت و از تاریکی انحراف ایمن خواهد شد هر که ما را دوست بدارد به قله ایمان و سربلندی دست خواهد یافت و در بهشت برین خواهد بود و هر که از ما منحرف گردد و راهی در پیش گیرد در دوزخ سرنگون خواهد شد.
همو نقل می کند که: امام صادق - علیه السلام - فرمود: بر دشمنانتان گواهی می دهید که دوزخی هستند لیکن شهادت نمی دهید که دوستانتان اهل بهشت می باشند جز ضعف چیزی شما را از این اعتراف باز نمی دارد.(501)
محمّد در 120 سالگی درگذشت و می گویند: از هشتاد تن از اصحاب امام صادق - علیه السلام - روایت می کرد.(502)
126 - محمّد بن الحسن: ابن ابی خطاب زیات کوفی، ثقه می باشد. شیخ او را از اصحاب امام علی هادی - علیه السلام - شمرده است. نجاشی گفته است او از افراد جلیل القدر اصحاب ماست که عظیم القدر، کثیر الروایه، ثه، عین و صاحب تصانیف نیکوست و به روایتش اعتماد می باشد. دارای کتاب های ذیل می باشد:
کتاب توحید، کتاب معرفت و بداء، کتاب الرد علی اهل القدر، کتاب الامامة، کتاب لؤلؤ، کتاب وصایا الائمة و کتاب النوادر. (503)
127 - محمّد بن حمزة قمی: شیخ او را با همین عنوان (قمی) از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(504)
128 - محمّد بن الحصین الفهری: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید که او ملعون است.(505)
129 - محمّد بن الحصین: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و او را اهوازی می داند.(506)
130 - محمّد بن خالد رازی: کنیه اش ابو العباس است و شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند.(507)
131 - محمّد بن رجاء خیاط: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند.(508)
132 - محمّد بن ریان بن الصلت: شیخ او را از اصحاب امام هادی و ثقه می داند (509) و نجاشی می گوید: او مسائل - پاسخ های حضرت - امام را گرد آورده است.(510)
133 - محمّد بن سعید: محمّد بن سعید بن کلثوم مروزی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید که او متکلم بود. (511) کشّی به سند خود از نصر بن الصباح نقل می کند که: محمّد بن سعید مروزی از اجلّه و بزرگان متکلمین در نیشابور بود.(512)
134 - محمّد بن سلیمان جلآب: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(513)
135 - محمّد بن صیفی کوفی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند.(514)
136 - محمّد بن عبدالجبار: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد و می افزاید که او قمی است و ثقه و مورد اعتماد می باشد.(515)
137 - محمّد بن عبدالرحمان: محمّد بن عبدالرحمان همدانی نوفلی است و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند و می افزاید که او را مکاتبه ای با حضرت بوده است.(516)
138 - محمّد بن عبداللَّه: نامش محمّد بن عبداللَّه بن مهران کرخی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد و می افزاید که او متهم به غلوّ و ضعف است. (517) نجاشی درباره او می گوید: او دروغگو، غلو کننده، فاسد المذهب و روایاتش نادرست می باشد و بدین صفات مشهور است.
او را کتاب هایی است از جمله: کتاب الممدوحین و المذمومین، کتاب مقتل ابی الخطاب، کتاب مناقب ابی الخطاب، کتاب الملاحم، کتاب التبصره، کتاب القباب و کتاب النوادی به جز این کتاب آخر که به واقع نزدیک است باقی کتب او مخلوطی از درست و نادرست می باشد و سخنان باطل بر حق چیره شده است.(518)
139 - محمّد بن عبداللَّه: نامش محمّد بن عبداللَّه نوفلی همدانی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد.(519)
140 - محمّد بن عبیداللَّه: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد. (520) وی از اهالی طاهی می باشد.
141 - محمّد بن علی بن عیسی: او محمّد بن علی بن عیسی اشعری قمی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - معرفی می کند. (521) نجاشی درباره اش می گوید: او در شهر قم از بزرگان بشمار می رفت و از طرف سلطان بر آنجا حکم می راند. پدرش نیز که معروف به طلحی بود از موقعیت ممتازی برخوردار بود و پرسش و پاسخ هایی با امام علی هادی - علیه السلام - داشت.(522)
142 - محمّد بن علتی بن مهزیار: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید: او ثقه است. (523) از ابن طاووس نقل شده است که محمّد از سفیران و واسطه های امام - که امامیه قائل به امام حسن عسکری درباره آنان اختلافی ندارند - بشمار می رفت.(524)
143 - محمّد بن عیسی: نامش محمّد بن عیسی بن عبید یقطینی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید که او ضعیف است. (525) کشّی مجموعه ای از تألیفات او را نام می برد از جمله:
کتاب الامامه، کتاب الواضح المکشوف فی الرد علی اهل الوقوف، کتاب المعرفة، کتاب بعد الاسناد، کتاب قرب الاسناد، کتاب الوصایا، کتاب اللؤلؤ، کتاب المسائل المحرمه، کتاب الضیاء، کتاب الظرائف، کتاب التوقیعات، کتاب التجمل و المروة، کتاب الفی ء و الخمس، کتاب الرجال، کتاب الزکاة، کتاب ثواب الاعمال و کتاب النوادر. (526)
144 - محمّد بن الفرج رخجی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد. (527) وی پیوندی استوار با امام - علیه السلام - داشت و نامه هایی میان آنان رد و بدل شد که پاره ای از آنها بشرح زیر است:
1 - کشّی به سند خود از محمّد بن فرج نقل می کند که گفت:
به امام هادی - علیه السلام - نامه ای نوشتم و در آن از ابو علی بن راشد، عیسی بن جعفر بن عاصم و ابن بند (و اعتقادشان) پرسیدم حضرت برایم نوشت: ابن راشد را یاد کردی، خدایش بیامرزد که سعادتمند بزیست و شهید از دنیا رفت. سپس برای ابن بند و عاصمی دعا نمود.(528)
2 - کلینی به اسناد خود از علی بن محمّد نوفلی نقل می کند که گفت:
محمّد بن الفرج به من گفت: امام هادی - علیه السلام - به من نوشت: ای محمّد! حواست جمع باشد و هوشیار باش. محمّد می گوید: من همچنان در اندیشه معنی جملات فوق بودم و مقصود از آنها را نمی دانستم لیکن خود را جمع و جور کرده بودم که پیکی از طرف حکومت به سراغم آمد و مرا دست بسته از شهر خارج کرد و تمام اموالم را توقیف نمود و مرا به زندان انداخت که هشت سال در آنجا بسر بردم. پس از این مدت مجدداً نامه حضرت به دستم رسید که در آن نوشته شده بود: ای محمّد! در جانب ناحیه باختری، منزل مکن. نامه را خواندم و گفتم: این دستور را به من می دهد، در صورتی که من با این حالت در زندان بسر می برم جداً که مسأله شگفت آوری است! اندک مدتی نگذشته بود که مرا رها کردند - الحمدللَّه - محمّد نامه ای به حضرت نوشت و در آن از املاک خود و سرنوشت آنها جویا شد و حصرت پاسخ داد: بزودی املاکت به تو داده خواهد شد. همینکه محمّد به سوی عسکر رفت دستور داد که املاک او را باز گردانند لیکن محمّد قبل از آن مرده بود.(529)
این نامه اعتماد حضرت را به محمّد و پیوند استوار آنها را به خوبی نشان می دهد هنگامی که محمّد بیمار گشت امام هادی - علیه السلام - یکی از پیراهن های خود را برایش فرستاد و او آن را زیر سر خود گذاشت و پس از فوت از پیراهن حضرت به عنوان کفن محمّد استفاده کردند.
145 - محمّد بن الفضل: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند.(530)
146 - محمّد بن الفضل بغدادی: از امام هادی روایت می کرد و عبداللَّه بن جعفر حمیری از او روایت کرده است.(531)
147 - محمّد بن القاسم: نامش محمّد بن القاسم بن حمزة بن موسی، ابو عبداللَّه علوی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد.(532)
148 - محمّد بن مروان جلاّب: برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - دانسته و می افزاید که او ثقه است.(533)
149 - محمّد بن مروان الخطاب: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد.(534)
150 - محمّد بن موسی بن فرات: شیخ او را جزء اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(535)
151 - محمّد بن موسی الربعی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند.(536)
152 - محمّد بن یحیی بن دریاب: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(537)
153 - مصقلة بن اسحاق: مصقلة بن اسحاق قمی اشعری است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد.(538)
154 - معاویة بن حکیم: او معاویة بن حکیم بن معاویة بن عمار کوفی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد.(539)
نجاشی درباره اش می گوید: او ثقه و بزرگواری است از اصحاب امام رضا - علیه السلام - ابو عبداللَّه الحسین می گوید: مشایخ بزرگانمان را شنیدم می گفتند: معاویة بن حکیم 24 اصل روایت کرده است.
او را کتاب هایی است از جمله: کتاب الطلاق، کتاب الحیض، کتاب الفرائض، کتاب النکاح، کتاب الحدود و کتاب الدیات، حدیث نوادری نیز دارد.(540)
155 - منصور بن عباس رازی: خانه اش کنار دروازه کوفه به بغداد بود. شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد.(541) و نجاشی درباره او می گوید: متزلزل و سست عقیده بود و او را کتاب نوادر بزرگی است.(542)
157 - موسی بن عمر: موسی بن عمر بن بزیع، مولای منصور، مردی است ثقه و شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند (543) و می گوید: او را کتاب النوادر است.(544)
158 - موسی بن عمر الحضین: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد.(545)
159 - موسی بن مرشد وراق نیشابوری: شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند (546) او امامی مجهول الحالی است.
(ن)
160 - نصر بن حازم قمی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(547)
161 - نضر بن محمّد همدانی: شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند و می افزاید که او ثقه است. (548) علامه نیز او را توثیق نموده و او را در کتاب الحاوی در فصل ثقات آورده است.
(ه) (ی)
162 - یحیی بن ابی بکر رازی: معروف به ضریر و شیخ او را با همین عنوان از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(549)
163 - یحیی بن محمّد: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد. (550) لیکن حال او مجهول و ناشناخته است.
164 - یعقوب بن اسحاق: نامش، یعقوب بن اسحاق ابو یوسف دورقی اهوازی مشهور به ابن سکّیت است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد. (551) او نزد امام جواد و امام هادی - علیهماالسلام - از احترام زیادی برخوردار بود و از خصّیصین ایشان بشمار می رفت. همچنین او از امام جواد روایات و مسائلی نقل کرده است.(552)
ابن سکیت پرچمدار عربیت، ادبیات، شعر، لغت و نحو بشمار می رفت و تألیفات متعددی از جمله: تهذیب الالفاظ و اصلاح المنطق از خود بجا گذاشت.
ابن خلکان از یکی از علما چنین نقل می کند: کتابی در لغت بهتر از اصلاح المنطق از جسر (پل) بغداد نگذشته است. شک نیست که این کتاب سودمند و جامع بوده و بسیاری از لغات را گرد آورده است و در نوع خودش با این حجم بی نظیر است.
گروهی به این کتاب پرداخته اند. وزیر مغربی آن را مختصر نموده و خطیب تبریزی به تنقیح و تهذیب این کتاب دست یازیده است. ابن خلکان به نقل از ابوالعباس المبرّد می گوید: کتابی بهتر از اصلاح المنطق ابن سکیت در میان مؤلفین بغداد ندیدم.
و ثعلب می گوید: اصحاب ما اتفاق نظر دارند که پس از ابن اعرابی کسی آگاه تر از ابن سکیت در علم لغت یافت نشده است.(553)
متوکل او را بخاطر ولای اهل بیت و به جرم تشیّع به شهادت رساند - که ما تفصیل آن را در فصول آینده بیان خواهیم کرد.-
165 - یعقوب بجلی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد.(554) او امامی مجهول الحالی است.
166 - یعقوب بن منقوش: شیخ او را از اصحاب امام هادی و امام حسن عسکری - علیهماالسلام - نام می برد.(555)
167 - یعقوب بن یزید: یعقوب بن یزید بن حماد انباری سلمی کاتب، کنیه اش ابو یوسف است و شیخ او را از اصحاب ثقه امام هادی نام می برد. (556) و می گوید: او دارای کتاب هایی از جمله: کتاب النوادر است.(557)
نجاشی می گوید: یعقوب کاتب منتصر بود و از امام جواد - علیه السلام - روایت می کرد و به بغداد رفته در آنجا ساکن شد. او ثقه و راستگوست و کتابهایی به شرح زیر دارد: البداء، المسائل، نوادر الحج، و الطعن علی یونس. (558)

صاحبان کنیه:

یاران امام هادی که با کنیه معروف شده اند عبارتند از:
168 - ابوبکر فهکی: او ابن ابی طیفور متطبب است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد. (559) او از جمله کسانی است که نص بر امامت حضرت عسکری را روایت کرده است می گوید: امام هادی - علیه السلام - برایم نوشت: ابومحمّد (حسن عسکری) فرزندم، ناصح ترین فرد از خاندان آل محمّد و موثق ترین آنان است. او بزرگترین پسرم و جانشین پس از من است. امامت به او می رسد و احکام آن به عهده اوست. هر چه از من می پرسی پس از من از او بپرس و هر چه را خواهانی او داراست.(560)
169 - ابوالحسین بن هلال: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد. (561) و علامه (562) و مجلسی (563) او را توثیق نموده اند.
170 - ابوالحصین الحضینی: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید او ثقه است و در اهواز ساکن شده بود.(564)
171 - ابو طاهر: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد و می افزاید که او برادر محمّد بن محمّد می باشد.(565)
172 - ابو طاهر بن حمزة: او ابو طاهر بن حمزة بن الیسع اشعری و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - ثقه و اهل قم معرفی می کند.(566)
173 - ابو طاهر محمّد: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد.(567)
174 - ابو عبداللَّه المغازی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد و می افزاید که او غلوّ کننده است.(568)
175 - ابو عبداللَّه مکاری: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند.(569)
176 - ابو محمّد بن ابراهیم: شیخ بدون کمترین اظهار نظری او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند و دیگر چیزی اضافه نمی کند.(570)
177 - ابو یحیی جرجانی: ابو یحیی همان احمد بن داوود بن سعید فزاری است و از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بشمار می رود.(571)