فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

د - طبقه او در حدیث:

علی بن مهزیار در اسناد حدود 437 روایت واقع شده است و از امام رضا، امام جواد و امام هادی - علیهم السلام - و دیگران حدیث نقل کرده است. (463) علی یکی از ارکان تفکر شیعی و اندیشمندان بزرگ زمان خود و شخصیت های بارز علمی بشمار می رفت.
107 - علی بن یحیی دهقان: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید که او متهم به غلوّ بوده است.(464)
108 - عیسی بن احمد: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد. (465) او مجموعه ای از اخبار از جمله این حدیث شریف را روایت کرده است:
حضرت امام علی هادی از پدرش از پدرانش از امیرالمؤمنین - علیهم السلام - برایم گفت که پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - فرمود: (ای علی!) هر کس می خواهد خداوند را پاک و با ایمنی دیدار کند و بیمی از هراس روز بزرگ و دهشت عظیم نداشته باشد، باید تو و فرزندانت: حسن، حسین، علی بن الحسین، محمّد بن علی، جعفر بن محمّد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمّد، علی، حسن و مهدی را که خاتم آنانست دوست بدارد و به ولایت شما معتصم گردد.(466)
(غ) (ف)
109 - فارس بن حاتم قزوینی: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید او غلوّ کننده و ملعون است. (467) کشّی می گوید: نصر بن الصباح می گفت: امام هادی - علیه السلام - حسن بن محمّد معروف به ابن بابا، محمّد بن نصیر التمری و فارس بن حاتم قزوینی را لعن کرد.(468)
از امام هادی - علیه السلام - اخبار زیادی در لعن فارس و اجتناب و دوری شیعیان از او وارد شده است. زیرا او عامل گمراهی و انحراف بشمار می رفت. در اینجا به پاره ای از اخبار محکوم کننده ابن حاتم اشاره می کنیم:
1 - عروه طی نامه ای از امام هادی - علیه السلام - درباره فارس استفسار نمود و حضرت چنین پاسخ داد:
او را تکذیب کنید و رسوا نمایید. خداوند او را از رحمت خویش دور کند و خوار نماید و او در تمام ادعاها و گفته ها و توصیفاتش دروغ می گوید لیکن شما از هم سخنی و برخورد کلامی با وی خودداری نماید و با او مشورت و گفتگو نکنید و راهی برای فتنه انگیزی او باز مگذارید خداوند شر او و امثال او را از سر ما و شما دور کند و خود ایشان را دفع نماید.(469)
2 - ابراهیم بن داوود یعقوبی با ارسال نامه ای از حضرت امام هادی - علیه السلام - درباره فارس پرسش کرد و حضرت پاسخ داد: به او توجهی مکن و اگر نزدت آمد او را سبک و خوار کن.(470)
3 - امام هادی - علیه السلام - نامه ای درباره فارس بدین مضمون به علی بن عمر قزوینی نگاشت:
درباره فارس پرسیده بودی به یقین بدان تنها آن چیزی را خواهم گفت که مطابق واقع و راه صحیح باشد و تو را به امیری خلاف واقع و مغضوب خداوند رهنمون نخواهم شد امّا آنچه باید انجام دهی آنست که با تمام کوشش و توان خود، فارس را لعن کنی و دشمنی او را پیشه نمایی و بهر وسیله بتوانی شر او را دفع نمایی؛ زیرا تو را به دیانت حقیقی دستور می دهم پس بکوش و با شدت او را لعن و رسوا کن، عرصه را بر او تنگ کن و راهی برای نفوذ او در میان اصحاب ما باز مگذار و کوشش های او را تباه ساز به یاران ما در آنجا نیز همین را بگو و آن را برایشان استوار کن زیرا من فردای قیامت در پیشگاه خداوند از این امر مؤکّد و مهم پرسش خواهم کرد. پس وای بر منکر و سرکش. (این نامه را) به خط خود در شب سه شنبه نهم ربیع الاول سال 250 ه نگاشتم. به خدا توکل می کنم و او را سزاوار ستایش بسیار می دانم....(471)
اینها برخی از نامه هایی بودند که امام درباره این شخص منحرف و از دین خارج شده و دشمن اسلام نگاشتند.
فارس بدعتگری گمراه بود که مردم را به خروج از حدود دین و تحریف آیات و مسخ اسلام فرا می خواند و ما آراء او را هنگام بحث از دوران امام خواهیم آورد. بهر حال خیانت این شخص مسخ شده و حیوان صفت تا بدانجا رسیده بود که امام خواستار هلاکت وی شده و می فرمود:
کیست آنکه مرا از او راحت کند و او را بکشد تا من نزد خداوند ضامن بهشت برای او باشم.(472)
110 - فتح بن یزید جرجانی: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند (473) و نجاشی او را صاحب مسائل - فکر می کنیم پاسخ هایی است که امام هادی - علیه السلام - در برابر پرسش هایی که از ایشان شد فرمودند - می داند.
111 - فضل بن شاذان نیشابوری: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد. (474) فضل یکی از برجسته ترین و چیره دست ترین عالمان اسلامی و متفکران شیعی بشمار می رود و در عصر خود در علوم و فنون مختلف آثار ارزشمندی بجا گذاشت و ما در اینجا فهرست وار برخی از جنبه های شخصیتی این بزرگوار را می آوریم:

ستایش امام حسن عسکری (ع):

امام حسن عسکری هنگام ملاحظه یکی از آثار این بزرگوار با الفاظی عبیرآمیز و عطرآلود بر او درود و رحمت فرستاد و فرمود: بر اهل خراسان بخاطر بودن فضل و اقامت او در آنجا غبطه می خورم و رشک می برم.(475)
بار دیگری که امام یکی از تألیفات فضل را مشاهده فرمود. سه مرتبه بر او درود فرستاد و طلب رحمت نمود و سپس این گونه کتابش را تأیید کرد:
مطالب این کتاب صحیح و شایسته عمل کردن است.(476)

ردّ بر مخالفین:

فضل به دفاع از اعتقادات خود و زدود شبهه ای که پیرامونش به وجود آمده بود پرداخت و گفت: من جانشین گذشتگان هستم. محمّد بن ابی عمیر، صفوان بن یحیی و دیگران را درک کردم و از آنان از پنجاه سال پیش تاکنون حدیث نقل کرده ام. هشام بن حکم - رحمة اللَّه علیه - که درگذشت یونس بن عبدالرحمن - رحمه اللَّه - جانشین او گشت و با مخالفین به جدال و جهاد علمی برخاست تا آنکه او نیز درگذشت و کسی را جز سکّاک بجا نگذاشت و او نیز به نبرد فکری با مخالفان برخاست تا آنکه درگذشت - خدایش رحمت کند - و من پس از آنان - رحمت خدا بر آنان با - جانشین آنها هستم.(477)
فضل جانشین به حق این بزرگان بود و مانند آنان به دفاع از ارزش های اسلامی و حریم اعتقادی اهل بیت و اصولی که آنان بنیان نهادند پرداخت و مخالفان را محکوم ساخت.