فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

گریز عبدالعظیم به ری:

هنگامی که حکومت جنایتکار عباسی عرصه را بر علویان تنگ کرد و به تعقیب آنان پرداخت سید شریف عبدالعظیم حسنی برای رهایی از چنگال خونین بنی عباس به ری رفت و در خانه مردی شریف از شیعیان اهل بیت اقامت گزید.
مورخان درباره ایشان می گویند: وی مانند پدران شب زنده دار خود، تن را با عبادات شبانه و با روزه گرفتن روزانه رنجه می ساخت و تیرگی شب را با نیایش های عارفانه روشن می نمود.
در اثنای اقامت در ری به قصد زیارت یکی از فرزندان امام موسی بن جعفر - علیه السلام - (409) تا آنجا که می دانم او سید بزرگوار سید احمد بن موسی کاظم معروف به شاهچراغ است - مخفیانه به راه افتاد شیعیان، ایشان را شناختند و پس از آن با احتیاط و ترس از حکومت در خفا به زیارت و ملاقات عبدالعظیم حسنی می رفتند.(410)

وفات ایشان:

ایشان مدتی را ترسان و هراسان در ری زیست و شاهد دردمند مصائب و شکنجه هایی بود که پسران عموهایش سادات علوی، از دست حکومت ستمگر عباسی می کشیدند آنانکه تمام کینه های فرو کوفته خود را با قتل و حبس ابناء صدیقه زهرا آرام می کردند و انواع فشارها را درباره سلاله پیامبر اعمال می نمودند.
حضرت عبدالعظیم در غربت و دور از خانواده بیمار گشت و درد و رنج جسمی بر اندوه غربت افزوده شد و ایشان بسختی بستری گشتند لیکن در همه حال به یاد خدا بودند و ذکر حق بر لب داشتند تا آنکه دست اجل در غربت ایشان را فرا گرفت و حضرت به و حضرت به رفیق اعلی پیوست.
با مرگ ایشان یکی از صفحات درخشان پیکار و جهاد اسلامی ورق خورد و چراغ تابناکی که در تیرگی ها راه عزت و سربلندی را به مردم نشان می داد خاموش گشت. خبر مرگ حضرت، شهر را در ماتم فرو برد و همه مردم از طبقات مختلف برای تشییع این علوی غریب گرد آمدند و او را در آرامگاهش به خاک سپردند و در حقیقت پاره جگر پیامبر و میوه ای از درخت رسالت را در آنجا به امانت گذاشتند و مقبره ای مجلل در آنجا ساختند که روزانه هزاران تن بدانجا رفته و از آن مرقد مقدس تبرک می جویند.
80 - عثمان بن سعید: عثمان بن سعید عمری سمّان، کنیه اش ابو عمرو و ثقه و بزرگوار است. از سن یازده سالگی به خدمت امام هادی - علیه السلام - قیام کرد (411) و نزد حضرت موقعیت ممتازی کسب نمود.
احمد بن اسحاق قمی می گوید: یکی از روزها خدمت امام هادی - علیه السلام - مشرّف شدم و گفتم: آقای من! گاهی هستم و گاهی شرف حضور ندارم و امکان دسترسی به شما همیشه برایم میسر نیست سخن شما را از زبان که بشنوم و دستور چه کسی را اطاعت کنم؟
حضرت فرمود: این ابو عمرو مردی است ثقه و امین هر چه به شما بگوید سخن من است و از طرف من ابلاغ می کند. پس از آنکه امام هادی - علیه السلام - وفات نمود سؤالی را که از ایشان کرده بودم از امام حسن عسکری نیز پرسیدم.
حضرت پاسخ داد: این ابو عمرو است ثقه و امین می باشد مورد اعتماد گذشتگان بوده و مورد اعتمادم در زمان حیات و پس از مرگ نیز خواهد بود هر چه به شما بگوید سخن من است و پیام مرا ابلاغ کرده است.(412)
این روایت منزلت والای ابو عمرو و موقعیت برجسته او را نزد ائمه اطهار - علیهم السلام - نشان می دهد و دلیل علم، فضل و امانت در فتوای او می باشد و اینکه او مرجع فتوا و بیان احکام بوده است.
81 - عرود بن یحیی الدهقان: برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد (413) و شیخ نیز او را از اصحاب حضرت نام می برد و می افزاید: او ملعون و فریبکار است.(414)
کشّی به سند خود از محمّد بن موسی همدانی روایت می کند که گفت: عروة بن یحیی بغدادی معروف به دهقان - لعنة اللَّه - بر امام علی هادی و امام حسن عسکری - علیهماالسلام - دروغ می بست و اموال ایشان را - که در اختیار داشت - برای خود بر می داشت تا آنکه امام حسن عسکری او را لعنت کرد و به شیعیان دستور داد او را لعن و نفرین کنند.(415)
علی بن سلیمان رشید بغدادی می گوید: امام حسن عسکری - علیه السلام - عروه را لعن می کرد. حضرت خزانه ای داشت که در دست ابو علی بن راشد بود پس از آنکه این خزانه را به عروه سپردند مقداری از آن را برداشت و باقی را آتش زد تا آنکه امام را خشمگین سازد حضرت نیز او را لعنت کرد و از او بیزاری جست و بر او نفرین نمود.
عروه شب را بسر نیاورده بود که دعای امام به هدف اجابت رسید و او به درک واصل شد. پس از آن حضرت فرمود: شب را با خدایم خلوت کردم و از او مرگ عروه - لعنة اللَّه - را خواستم هنوز سپیده ندمیده بود و آتش خاموش نشده بود که خداوند عروه را هلاک نمود.(416)
82 - علی بن ابراهیم همدانی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد (417) او از عبداللَّه بن حماد انصاری روایت می کرد و فرزندش محمّد نیز از پدرش - علی - نقل کرده است.(418)
83 - علی بن ابراهیم قمی: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - نام می برد. (419) و استاد ما آیة اللَّه خوئی استظهار نموده است که او همان علی بن ابراهیم بن هاشم قمی صاحب تألیفات بسیار و یکی از شخصیت های علمی و بارز زمان خود می باشد.(420)
84 - علی بن ابی قره: کنیه اش ابوالحسن است و شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد.(421)
85 - علی بن بلال بغدادی: او از بغداد به واسط منتقل شد و در آنجا بزیست. علی از امام هادی - علیه السلام - روایت می کرد و کتابی دارد.(422)
کشّی می گوید: دیدم به خط جبرئیل بن احمد نوشته شده است: محمّد بن عیسی یقطینی برایم گفت که: امام هادی - علیه السلام - در سال 232 ه به علی بن بلال چنین نوشت:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم ستایش خدا را بخاطر داشتن تو و شکر می کنم خدا را بخاطر تفضل و نعمت هایش و بر پیامبر و خاندانش درود می فرستم، درود و رحمت خداوند بر آنان باد.
امّا بعد: آگاه باش که ابو علی را به جای حسین بن عبدربه منصوب نمودم و با معرفت و شناختی که از او دارم بدو اعتماد ورزیده و کسی را بر او مقدم نمی دارم و می دانم که تو بزرگ و رئیس ناحیه خود هستی، افرادت را دوست داری و آنان را با مکاتبات خود گرامی داشته ای لذا بر تو باد اطاعت از ابوعلی و پرداخت هر چه از حقوق شرعیه نزد تو موجود است به او.
همچنین افراد خود و اطرافیانت را به پرداخت و تسلیم حقوق خود به او تشویق کن و او را به آنان چنان معرفی کن که به کمک او بشتابند و او را کفایت کنند که این کار محبوب ماست و خداوند به تو جزای خیر عطا می کند. خداوند به هر که بخواهد عطا می کند زیرا اوست صاحب عطا و جزا، تو در پناه خدا هستی این نامه را به دست و خط خود نوشتم و حمد بسیار خدا را.(423)
امام او را از آن جهت مخاطب خود ساخت و به نامه نگاشتن مخصوص داشت که او را فردی ثقه و عادل و از متمسکین به اهل بیت می دانست.
علی بن بلال از محمّد بن اسماعیل بن بزیع روایت می کرد و محمّد بن احمد بن یحیی فضیلت و کیفیت زیارت مؤمنین را از علی بن بلال روایت کرده است.(424)
86 - علی بن جعفر همانی: (425) شیخ او را از اصحاب ثقه و مورد اعتماد امام و وکیل آن حضرت بر می شمارد و او را از سفیران ستوده شده دانسته و می گوید: او وکیلی دانشمند و مورد رضایت از وکلای امام هادی و امام حسن عسکری - علیهماالسلام - بشمار می رفت.(426)
نجاشی می گوید: او مسائلی از امام هادی - علیه السلام - روایت کرده است. (427) احمد بن علی رازی از علی بن مخلد ایادی نقل می کند که گفت: ابو جعفر عمری برایم نقل کرد که ابو طاهر بن بلال به سفر حج رفت و در آنجا علی بن جعفر را دید که انفاق های کلان می کند در بازگشت ماجرا را طی نامه ای به امام گزارش داد و حضرت در پاسخ به ابو طاهر فرمود که: مبلغ دویست هزار دینار به علی بپردازد لیکن وی برای حفظ اموال و حقوق مردم نزد خود و اینکه این دستور تقریباً بی سابقه به نظر می رسید از انجام آن طفره رفت پس از آنکه علی خدمت امام شرفیاب شد حضرت دستور دادند مبلغ سی هزار دینار به او پرداخت کنند.(428)
علی بن جعفر از موقعیت ممتازی نزد امام برخوردار بود زمانی میان او و فارس کشاکشی رخ داده بود ابراهیم بن محمّد نامه ای به امام نوشت و در آن خواستار حکمت و داوری گشته و پرسید: وظیفه ما اطاعت از کدامیک است؟
حضرت در پاسخ فرمود: علی بن جعفر - که خداوند ما را همچنان از او بهره مند سازد - نه درباره اش شکی رواست و نه پرسشی سزا و بالاتر از آنست که با فارس سنجیده شود. علی را نزد ما منزلتی است والا پس خواسته های خود را از او طلب کنید و از فارس بترسید و مانع از دخالت وی در کارهایتان شوید. این دستور را تو و همه پیروان و مطیعان اهل ناحیه و شهرت بکار بندید. اخبار فریبکاری و شبهه انگیزی فارس به دستم رسیده است به او کمترین اهمیتی ندهد ان شاء اللَّه. (429)
گفتگو و نزاعی نیز میان علی، و ابن القزوینی روی داد؛ ابراهیم بن محمّد همدانی در نامه ای امام را از واقعه مطلع ساخت و پرسید در این میان از چه کسی باید اطاعت کرد.
امام - علیه السلام - پاسخ داد: مسأله واضح و بدیهی است و جای شک نیست خداوند متعال احترام علیل - علتی بن جعفر - را بالاتر از آن قرار داده است که با ابن القزوینی برابر گردد و با او مقایسه شود لذا تو و تمامی همشهریانت به علی رجوع کنید و حاجات خود را از او بخواهید و از ابن القزوینی پرهیز کرده و اجازه دخالت در کارها را به او مدهید. گزارش های مربوط به عوامفریبی و شبهه انگیزی ابن القزوینی به دستم رسیده است پس به او توجه و التفاتی نکنید. ان شاء اللَّه. (430)
87 - علی بن الحسن: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کند.(431)
88 - علی بن الحسن بن فضال: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد (432) و نجاشی درباره اش می گوید: او فقیه اصحاب ما در کوفه بود و ثقه، محترم، موجّه و حدیث شناس بشمار می رفت و سخنانش درباره حدیث، مقبول همگان واقع می شد. علی احادیث بسیاری شنید و لغزشی یا خطایی که بتوان به او نسبت داد وجود ندارد. خیلی کم از افراد ضعیف حدیث نقل کرده است. او در آغاز فطحی مذهب بود و از پدرش که فطحی است روایت نکرده است و خود می گوید:
در سن هیجده سالگی به مقابله کتب پدرم مشغول بودم و در آن زمان معنای روایات را درک نمی کردم و اینک روا نمی دارم از پدرم روایت کنم.
علی مستقیماً از پدرش نقل نمی کند بلکه از دو برادرش روایت می کند که آنان از پدرشان نقل کرده اند. علی کتب زیادی تصنیف کرد که از آنها کتب زیر به دست ما رسیده است:
کتاب الوضوء، کتاب الحیض و النفاس، کتاب الصلاة، کتاب الزکاة، و الخمس، کتاب الصیام، کتاب مناسک الحج، کتاب الطلاق، کتاب النکاح و چند کتاب دیگر.(433)
کشّی می گوید: ابو عمرو نقل می کند که از ابو نصر محمّد بن مسعود درباره تمام روات سؤال کردم او پاسخ داد: امّا درباره علی بن الحسن بن علی بن فضال باید بگویم در عراق و ناحیه خراسان فقیه تر و فاضل تر از او - که در کوفه می زیست - کسی را ندیدم و کتابی از ائمه اطهار در زمینه ای نوشته نشده بود مگر آنکه علی آن را نزد خود نگهداری می کرد و از همه مردم حدیث بیشتری در حافظه داشت جز آنکه وی فطحی بود و به امامت عبداللَّه بن جعفر صادق و پس از آن به امامت موسی بن جعفر قائل بود. علی از ثقات بشمار می رود.(434)
89 - علی بن الحسین: علی بن الحسین بن عبدربه، شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند.(435)
90 - علی بن الحسین همدانی: ثقه است و شیخ و برقی او را با همین عنوان (ثقه) از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کنند.(436)
91 - علی بن رمیس بغدادی: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید که او ضعیف است.(437)
92 - علی بن ریّان: علی بن ریّان بن الصلت اشعری قمی ثقه است و نسخه ای از امام های - علیه السلام - در اختیار داشت. او کتاب منثور الاحادیث را نوشت. (438) شیخ طوسی و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کنند.(439)
93 - علی بن زیاد صیمری: شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد (440) و محمّد بن یعقوب از علی بن محمّد از ابو عقیل عیسی بن منصور نقل می کند که گفت: علی بن زیاد صیمری نامه ای به حضرت نوشت و کفنی درخواست نمود.(441)
حضرت هادی - علیه السلام - در پاسخ به او نوشت: تو در سال هشتاد (از زندگی خود) به کفن نیاز داری و چند روز قبل از مرگش امام کفن را برای او فرستاد.(442)
94 - علی بن شیره: شیخ او را از اصحاب امام هادی و ثقه و مورد اعتماد می داند.(443)
95 - علی بن عبدالغفار: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی نام می برند.(444)
96 - علی بن عبداللَّه: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد.(445)
97 - علی بن عبداللَّه: علی بن عبداللَّه بن جعفر حمیری است و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد.(446)
98 - علی بن عبداللَّه زبیری: شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد.(447)
99 - علی بن عبیداللَّه: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی نام می برند.(448)
100 - علی بن عمرو: علی بن عمرو قزوینی العطار، شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - یاد می کنند و او کسی است که نصّ بر امامت امام حسن عسکری را روایت کرده است.(449)
101 - علی بن محمّد: علی بن محمّد بن زیاد صیمری، شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - معرفی می کند (450) و استاد ما آیة اللَّه خوئی بر آنست که علی بن زیاد صیمری که نامش گذشت و علی بن محمّد صیمری هر دو یک تن هستند نه دو تن.(451)
102 - علی بن محمّد: علی بن محمّد بن شجاع نیشابوری است و از امام هادی روایت می کرد.(452)
103 - علی بن محمّد قاشانی: علی بن محمّد بن شیره کاشانی است و شیخ می گوید: او ضعیف است و اصفهانی، علی از فرزندان زیاد مولای عبداللَّه بن عباس از خاندان خالد بن الازهر بشمار می رود. (453) برقی نیز او را از اصحاب امام بر می شمارد (454) و نجاشی درباره اش می گوید: علتی فقیهی فاضل و پر حدیث بشمار می رفت و احمد بن محمّد بن عیسی از او بدگوئی کرد و گفت از او آراء و نظرات منحرف و مطرود شنیده است ولی در کتب او چنین مطالبی یافت نمی شود. از او کتاب التأدیب که همان کتاب صلاة است بجا مانده است و این کتاب موافق کتاب ابن خابنه می باشد به اضافه مسائلی در باب حج. همچنین او کتاب بزرگ دیگری به نام الجامع فی الفقه تألیف کرده است.(455)
104 - علی بن محمّد المنقری: شیخ او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارد. (456) و نجاشی درباره او می گوید: ثقه است و اهل کوفه می باشد و کتاب نوادر از اوست.(457)
105 - علی بن محمّد نوفلی: شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی - علیه السلام - بر می شمارند. (458) علتی از امام هادی - علیه السلام - روایت می کرد و احمد بن محمّد از او نقل روایت کرده است.(459)
106 - علی بن مهزیار: علی بن مهزیار اهوازی دورقی از مفاخر علما و مشهورترین شاگردان امام هادی بشمار می رفت و ما در اینجا به اختصار به جنبه های مختلف شخصیت این بزرگوار اشاره ای می کنیم:

الف - عبادت:

علی از بزرگان پرهیزگار و پاکدامن بود و راویان درباره او گفته اند:
هنگام طلوع خورشید در پیشگاه عظمت الهی سر به زمین می سایید و سجده می کرد و تنها پس از دعا برای هزار تن از برادران دینی به همانگونه که برای خود دعا کرده بود سر از خاک بر می داشت و بر پیشانی او همچون زانوی شتران پینه بسته بود و این نبود مگر بخاطر عبادت بسیار و سجده در پیشگاه حق.(460)