فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

پاکیزگی

امام - علیه السلام - مسلمانان را به پاکیزگی و آراستگی فرا خوانده و می فرمود:
ان اللَّه یحب الجمال و التجمل، و یکره البؤس، و البائس، فان اللَّه عزوجل اذا انعم علی عبده نعمة احب ان یری علیه اثرها، فقیل له و کیف ذلک؟ قال: ینظف ثوبه، و یطیب ریحه، و یحسن داره، و یکنس افنیته، حتّی ان السراج قبل مغیب الشمس ینفی الفقر، و یزید فی الرزق. (277)
خداوند زیبایی و آراستگی را دوست می دارد، آلودگی و آشفتگی را برای مؤمن نمی پسندد. خداوند دوست دارد اثر نعمت خود را بر بنده اش ببیند و او باید جلوه های عطاهای خدایی را نشان دهد. به حضرت گفتند چگونه اثر نعمت را ظاهر کند؟ حضرت فرمود: لباس خود را پاکیزه نگهدارد، خود را خوشبو کند، خانه اش را نیکو بدارد و حیاط آن را جارو کند. حتّی روشن کردن چراغ قبل از غروب خورشید، فقر و تهیدستی را از بین می برد و روزی را افزون می کند.

کسب حلال دشوار است

سید بن طاووس به سند خود از محمّد بن هارون جلاّب روایت می کند که گفت: به آقایم علی بن محمّد هادی - علیه السلام - عرض کردم: ما از پدران شما نقل کرده ایم که روزگاری فرا می رسد که در آن کمیاب تر از برادری همدم و (به دست آوردن) درهمی حلال نخواهد بود.
حضرت به من پاسخ داد: ای محمّد! برادر همدم یافت می شود لیکن تو در روزگاری بسر می بری که نادرتر از درهمی حلال و برادری در راه خداوند متعال چیزی نیست.(278)
ندرت و کمیابی پول حلال ناشی از رعایت نکردن حدود شرع در کسب و کار و تلاش و حرص در اندوختن ثروت از هر راهی می باشد. برادر همدلی که به دنبال منافع و مصالح برادرش باشد در هر زمان و مکانی بوده است لیکن برادری که در همه حال خدا را در نظر داشته باشد و بخواهد برادرش را از ارتکاب معاصی باز دارد و او را به انجام امور خیر وادار کند در تمامی مراحل انسانیت نادر بوده و هست.

چرا از مرگ هراسانند؟

از حضرت امام هادی - علیه السلام - پرسیدند: چرا برخی از مسلمانان مرگ را ناخوش می دارند؟ حضرت پاسخ داد:
لانهم جهلوه فکرهوه، و لو عرفوه و کانوا من اولیاء اللَّه عزوجل لأحبوه، و لعلموا ان الآخرة خر من الدنیا....
زیرا آنان از حقیقت مرگ بی خبرند لذا آن را ناخوشایند می شمارند، و اگر آن را می شناختند و خود از اولیا و دوستان خداوند بودند، مرگ را دوست می داشتند و می فهمیدند که آخرت بهتر از دنیاست....
سپس حضرت متوجه اصحاب خویش گشته و فرمود: چرا کودک و دیوانه از خوردن داروهای شفابخش و درمانگر امتناع می کنند؟.
آنان پاسخ دادند: زیرا منافع و فایده داروها را درک نمی کنند و نمی شناسند.
حضرت فرمود: سوگند به آنکه محمّد را به حق به پیامبری برانگیخت! هر کس خود را برای مرگ آماده کرده باشد (و توشه راه را همراه خود کند) مرگ را سودمندتر از این داروی شفابخش کودک بیمار و دیوانه خواهد یافت. اگر این جاهلان می دانستند مرگ، آنان را به چه سرانجام نیکویی می رساند خواستار آن می شدند به همان شدتی که عاقل دوراندیش خواهان دارو برای دفع آفات و حفظ بهبود می گردد.(279)
در حدیث دیگری امام حقیقت مرگ را آشکار ساخته و بر آن است که مؤمن شایسته است هنگام مرگ آرامش خود را حفظ کند و غمگین نگردد. حضرت به عبادت یکی از اصحاب خود رفت همینکه وارد خانه اش شد او را از ترس مرگ گریان یافت، امام او را مخاطب ساخته فرمود:
ای بنده خدا! بدانجهت از مرگ هراسانی که آن را نمی شناسی، اگر بدنت چرک و کثیف شود و از کثافت و انبوهی چرک ها آزرده شوی زخم و دمل نیز در تنت به وجود آید و بدانی شستشوی تن در حمام تمامی این آلودگی و زخم های چرکین را از بین می برد آیا نمی خواهی به گرمابه بروی و خود را پاک و آسوده می سازی؟ یا اینکه ترجیح می دهی تنت همچنان چرک باشد و به حمام نروی؟.
بیمار بسرعت پاسخ داد: آری یابن رسول اللَّه - درود و رحمت خداوند بر تو و خاندانت باد - قطعاً به حمام خواهم رفت.
حضرت پاسخ داد: مرگ در حقیقت همین حمام است که آخرین آلودگی های گناهانت را پاک می کند و جرائم اعمالت را می زداید و هنگامی که مرگ به سراغت آمد و تو را فرا گرفت از هر رنج و شکنجه های آسوده می گردی و به همه شادی ها و آمال خود می رسی.
بیمار آرام شد و آماده پذیرش مرگ گردید و از فرمان خداوند خشنود گشت.(280)
خواب مرگ، رنج ها و اندوه مؤمن را از بین می برد و او را در خانه تنعم و بهشت برین جای می دهد.