فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

داستان هائی از پیامبران

امام هادی - علیه السلام - برای یکی از یاران خود برخی از داستان های پیامبران از جمله چند مورد زیر را نقل فرمود:

نوح و ابلیس:

حضرت امام هادی - علیه السلام - گفتگوی پر نکته ای از نوح - علیه السلام - با ابلیس بدین شرح نقل فرمود:
ابلیس نزد نوح آمد و گفت: تو را بر گردن من حقی عظیم است پس از من نصیحت و پندی بخواه که به تو خیانت نخواهم ورزید.
حضرت نوح پرسش از او را کراهت داشت که وحی الهی فرود آمد و خداوند از او خواست سؤال کند.
نوح گفت: خودت سخن بگو.
ابلیس گفت: اگر از بنی آدم کسی را بخیل یا حریص و آزمند و یا حسود و یا زورگو ببینیم، او را همچون توپ به بازی می گیریم و به هر سو بخواهیم میرانیم و اگر همه این خصلت ها در او جمع باشد او را شیطان مرید (شیطان رانده از درگاه الهی) می نامیم.
نوح او پرسید: آن حق بزرگی که بر گردنت دارم چیست؟
ابلیس پاسخ داد: تو بر اهل زمین نفرین کردی و آنان را به دوزخ فرستادی و بدینسان من آسوده گشتم و اگر نفرین تو نبود بایستی روزگار درازی صرف گمراه کردن آنان کنم.(267)
امام یاران خود را با بیان این تمثیل بر آن می دارد تا از این صفات که انحطاط آدمی را در پی دارد پاک کنند و از سقوط در گنداب رذایل بپرهیزند.

موسی و خدا:

امام - علیه السلام - مناجات و گفتگویی را که میان موسای نبی و خداوند متعال رخ داده بود بدین مضمون نقل فرمود:
موسی گفت: پروردگارا! پاداش آنکه بخاطر شرم از تو خیانت را ترک می کند چیست؟
خداوند فرمود: ایمنی و سلامت در روز قیامت پاداش اوست.
موسی گفت: پاداش آنکه اهل طاعت و پیروانت را دوست می دارد چیست؟
خداوند فرمود: آتشم را از تن او دور کرده و دوزخ را بر او حرام خواهم کرد.
موسی گفت: کیفر آنکه مؤمنی را به عمد بکشد چیست؟
خداوند فرمود: در روز قیامت به او نگاه نخواهم کرد و از لغزش هایش در نخواهم گذشت.
موسی گفت: پروردگارا! پاداش آنکه مردم را برنجاند و به آنان نیکی رساند چیست؟
خداوند متعال فرمود: روز قیامت آتش دوزخ به او می گوید: مرا بر تو راهی نیست (و تو در امانی).(268)
امام - علیه السلام - این داستان و غیر آن را برای یاران خود نقل می کرد تا آنان را به معالی اخلاق رهنمون سازد و درسی باشد که از آن پند گیرند و طریقه اولیای الهی را پیشه خود سازند.