فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

تفصیل مطلب چنین است:

هر عملی که از انسان سر می زند مشروط به دو مقدمه است:
1 - زندگی، قدرت، علم و شرایطی مانند اینها.
2 - خواست و مشیتی که برای ایجاد عملی در خارج بکار گرفته می شود و اراده ای که پس از تحقق آن می توان دست بکاری زد.
اولین مقدمه قطعاً به وسیله خداوند به انسان افاضه می گردد و پیوندی ناگسستنی با ذات حق دارد و در حقیقت ارتباط محض است نه اینکه وجود مستقل داشته باشد و بعداً مرتبط گردد بلکه مانند پرتو آفتاب همه هستی خود را از خورشید می گیرد، و اگر ارتباط و افاضه خدایی لحظه ای قطع گردد؛ فرو ریزند قالب ها و زندگی که اولین شرط وجود هر عملی است از بین خواهد رفت.
امّا دومین مقدمه یعنی اراده و مانند آن که ظاهراً متعلق به انسان است هنگامی محقق می شود که مقدمه اول موجود باشد و در حقیقت وجودش منوط به وجود مقدمه اول است و فرع آن بشمار می رود. پس اگر یکی از این دو مقدمه نباشد هیچ فعلی صورت نمی گیرد و حصول هر عملی موقوف به افاضه این دو مقدمه است بنابراین هم می توان فعلی را به خداوند نسبت داد و هم به انسان.
برای توضیح این مطلب مثالی عرفی می زنیم تا این سه نظریه یعنی جبر، تفویض و امر بین الامرین از یکدیگر متمایز گردند: افعالی که از بشر صادر می شود سه گونه است:

اوّل:

افعالی که بدون اختیار و اراده انسانی از وی صادر می شود و کمترین قدرتی بر کنترل آن ندارد مثلاً شخصی را فرض کنیم دستش رعشه و لرزش دارد و او نمی تواند جلو این رعشه را بگیرد، حالا مولا شمشیر برّانی در کفش می گذارد و فرض می کنیم مردی در آنجا خوابیده است و موقعیت طوری است که سقوط شمشیر و کشته شدن آن شخص حتمی به نظر می رسد اندکی بعد شمشیر از کف لرزان مرد می افتد و مرد خوابیده را می کشد، در اینجا عقلای عالم مسؤول این حادثه را کسی می دانند که شمشیر در کف لرزان آن مرد گذاشته است و او را سرزنش و ملامت می کنند نه آن کس که شمشیر در دستش بوده است حقیقت و محتوای نظریه جبر همین است.

دوّم:

افعالی که مستقلاً از بشر صادر می گردد و نیازی به دیگری نیست مثلاً فرض کنیم مولا شمشیر برنده ای به دست آزاد مردی که اختیاردار خود است و اراده خود را می تواند اعمال کند بدهد، در این صورت اگر قتلی اتفاق افتد همگان قاتل شمشیر به دست را مسؤول می دانند و کمترین ملامتی متوجه دهنده شمشیر نیست هر چند او بداند دادن این شمشیر منجر به قتل می گردد و توان باز پس گرفتن آن را هر وقت بخواهد داشته باشد لیکن هیچیک از این احتمالات، او را مسؤول نخواهد ساخت و تنها کسی که توبیخ و ملامت متوجهش می باشد شخص قاتل است؛ زیرا فرض ما این بود که او اختیار کامل رفتار خود را دارد و به تنهایی از عهده انجام خواسته خویش بر می آید. اینست مفهوم حقیقی نظر به تفویض.