فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

خداوند جسم نیست

واجب الوجود به جسم بودن متصف نمی گردد زیرا تجسّم از صفات ممکن الوجود است که وجود و عدمش نیازمند علت است و لازمه جسم بودن، مخلوق بودن است. امام هادی در موارد متعددی این مسأله را طرح کرده و قائلین به تجسّم و جسمانی بودن خداوند را محکوم نموده است. در اینجا پاره ای از آنها را نقل می کنیم:
1 - صقر بن ابی دلف می گوید: از امام علی هادی - علیه السلام - درباره توحید پرسش کردم و به ایشان گفتم: من نیز عقیده هشام بن حکم را در این باب دارم (هشام قبل از هدایت شدن و درک حقیقت، خداوند را در جسم می دانست).
امام از این سخن خشمگین شد و فرمود: چرا به سخن هشام دلبسته اید هر که خداوند متعال را جسم بداند، از ما نیست و ما در دنیا و آخرت از او بیزار هستیم. ای ابن ابی دلف! جسم مخلوق است و خداوند خالق و جسم بخشنده آن می باشد....(156)
لازمه اعتقاد به جسمیّت، مخلوق و حادث دانستن آنست و اینکه نیازمند علت وجود دهنده ای است تا او را به عرصه ظهور رساند. منزه است خدای سبحان از شبهه امکان و احتجاج به وجود دهنده.
2 - حمزة بن محمّد نقل می کند که: نامه ای به حضرت امام هادی - علیه السلام - نوشتم و در آن پرسیدم: خداوند جسم است یا صورت؟
حضرت پاسخ داد: سبحان من لیس کمثله شی ء لا جسم و لا صورة. (157)
منزه است آنکه هیچ مثل و مانندی ندارد و نه جسم است و نه صورت.
3 - ابراهیم بن محمّد همدانی می گوید: به ایشان - حضرت هادی علیه السلام - نامه ای نوشتم و در آن خاطر نشان کردم که در میان ما عده ای از شیعیان و دوستداران شما درباره توحید اختلاف پیدا کرده اند؛ گروهی خداوند را جسم و گروه دیگری صورت می دانند.
حضرت در پاسخ به خط خود نامه ای بدین مضمون نوشت: سبحان من لا یحد، و لا یوصف لیس کمثله شی ء، و هو السمیع العلیم.... (158)
منزّه است خدایی که حدّ و وصف نمی پذیرد و او را مانند یافت نشود و اوست شنوای دانا....
حدود لازمه موجودات امکانی است و سعه وجودی آنها را معین می کند لذا ذات لایتناهی خدا از هر حد و تعینی منزّه است. همچنین اوصافی که دوگانگی وصف و موصوف را به دنبال داشته باشد به خدا اطلاق نتوان کرد زیرا حضرت باریتعالی واحد من جمیع الجهات است و وحدت حقّه مختص ذات احدیت است و این دقیقه را حکمای شیعه بخصوص معتقدین به اصالت وجود به خوبی مبرهن ساخته اند:
الحق ماهیته انیته - اذا مقتضی العروض معلولیته

خدا را نمی توان وصف کرد

امام هادی - علیه السلام - طی حدیثی برای فتح بن یزید جرجانی روشن ساخت که با هیچ صفتی نتوان به ذات و حقیقت پروردگار پی برد و محال است اوصاف ما محیط بر حقیقت حق گردد. در بخشی از این حدیث چنین آمده است:
خداوند را جز آن گونه که خود را توصیف نموده است نتوان وصف کرد. چگونه می توان آفریننده ای را که حواس و اوهام از دستیابی به گوشه ای از کبریای او ناتوان و درمانده شده است وصف نمود نه چشم ها او را دریابد و نه تعاریف بر او منطبق گردد، بسی والاتر است از توصیف وصف کنندگان، در عین نزدیکی دور است و دوری حق عین نزدیکی است، دوری و نزدیکی درباره خدا مفهوم خود را از دست می دهد و خداوند در اوج دوری نزدیک است و در حالی که نزدیک می باشد دور است، او کیفیت را آفرید لذا بدو گفته نمی شود چگونه است و مکان را به وجود آورد پس نباید گفت خدا کجاست زیرا حضرت باریتعالی را مکان و کیفیت نباشد و این دو از مختصات ممکنات است. اوست خدای واحد یگانه، بی نیاز، نه زاده است و نه می زاید و همتایی ندارد، جلال خداوندی معزّز باد.
ای فتح! همانطور که با صفات معمولی و الفاظ نارسا نمی توان به کنه ذات خدا رسید، ذات پاک محمّد مصطفی را که خداوند نامش را در کنار نام خود ذکر کرده است و او را شریک در بخشش خود معرفی کرده است و طاعتش را بر مسلمان فرض نموده است نیز نمی توان به دقت وصف نمود زیرا خداوند درباره برگزیده و رسول خود می فرماید:
و ما نقموا الا ان أغناهم اللَّه و رسوله من فضله. (159)
منافقان به کینه توزی برنخاستند مگر به سبب آنکه خدا و رسول، آنان را از بخشش و فضل خویش بی نیاز ساخته بودند.
و کیفر مخالفت با دستور پیامبر را عذاب دوزخ و لباس های قیراندود قرار می دهد زیرا می فرماید: (کافران می گویند) ای کاش! خدا را اطاعت می کردیم و ای کاش! رسول را اطاعت می نمودیم.(160)
ای فتح! اگر نیک بنگری ذات ائمه را نیز نمی توان به درستی وصف کرد زیرا خداوند اطاعت از آنان را مانند اطاعت از پیامبر قرار داده و فرموده است:
اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم؛ (161) از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر و اولی الامر پیروی نمایید.
و باز فرموده است: و لو ردوه الی الرسول و اولی الأمر منهم (162) و اگر آنان کار خود را به پیامبر و اولی الامر ارجاع می دادند....
و همچنین فرموده است: ان اللَّه یأمرکم أن تؤدوا الأمانات الی أهلها؛ (163) خداوند به شما فرمان می دهد تا امانات را به اهلش باز پس دهید.
و فرمود: فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون؛ (164) اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید. و بدین گونه خداوند عظمت اهل بیت را نشان داده است.
ای فتح! خوب توجه کن نه تنها خداوند، پیامبر اکرم و فرزندان فاطمه زهرا را نمی توان کما هو حقه وصف کرد شیعه حقیقی ما نیز فراتر از وصف می باشد....(165)
این حدیث شریف به روشنی بیان می کند که اوصافی را که بتواند به ذات حق راه یابد محال است بتوان یافت و حضرت احدیت را تنها با همان اوصافی می توان خواند که خود را بدانها معرفی کرده است. ما نه تنها ذات حق را ادراک نمی کنیم بلکه ذات مصطفوی و خاندان عصمت و طهارت نیز از ظرفیت اندیشه بشری خارج است، و آن کس که به مقام ولائ و دوستی اهل بیت دست یابد، دارای آنچنان صفات برجسته و گرایشهای عمیق ملکوتی خواهد بود که او را نیز نمی توانیم بطور کامل وصف کنیم.
الا ان ثوباً خیط من نسج تسعه - و عشرین حرفاً معالیه قاصر

حقیقت توحید

از امام علی هادی - علیه السلام - درباره حقیقت سؤال شد و ایشان پاسخ داد:
خداوند همیشه یگانه بود و هیچ چیز با او نبود سپس مخلوقاتی بی سابقه و بدیع آفرید و برای خود نامهایی اختیار کرد و نامها و حروف همچنان با حضرت حق قدیم هستند. خداوند همیشه بوده است سپس هر چه را اراده کرد به عرصه وجود آورد هرگز قضای باریتعالی رد نمی گردد و حکمش لایتغیر است....(166)
این حدیث به برخی از جنبه های توحید که هر مسلمانی باید به آنها ایمان داشته باشد اشاره می کند مسلمانان باید از این کلمات درس گرفته خالق هستی و جان بخش را یکی دانسته و بدانند قضای الهی حتمی و حکم حق تغییرناپذیر است.