فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

حدود

از جمله احکامی که حضرت به بیان آنها پرداخت مسائل مربوط به حدود است که در زیر، بخشی از آنها را نقل می کنیم:
1 - حسن بن علی بن شعبه به سند خود از امام علی هادی - علیه السلام - نقل می کند که ایشان فرمود: مردی که به لواط اعتراف می کند و بر او بیّنه ای اقامه نشده است بلکه به اختیار خود اقرار کرده است امام منصوب از طرف خداوند همانطور که حق دارد او را مجازات کند می تواند او را ببخشد و ایمنی دهد، آیا نشنیده اید سخن خدای را که می فرماید:
هذا عطاؤنا فامنن أو امسک بغیر حساب؛ (144) این عطای ماست هر آنچه می خواهی ببخش یا نگهدار....
این روایت، آشکارا دلالت می کند بر اینکه امام منصوب از طرف خداوند در مورد کسی که به لواط اعتراف کرده است می تواند حکم خدا را جاری کند یا آنکه او را ببخشد. البته این حالت اختصاص به آنجا دارد که شخصی، خود اعتراف کند و اگر عمل شنیع او به وسیله بیّنه به ثبوت برسد امام تنها می تواند حکم خدا را جاری کند و دیگر نمی تواند او را عفو کند.
3 - جعفر بن رزق اللَّه نقل می کند که: مردی مسیحی را که با زنی مسلمان زنا کرده بود نزد متوکل آوردند همینکه خواستند او را حد بزنند مسلمان گشت و یحیی بن اکثم گفت: ایمان او اثر شرک و گناه قبلی را پاک کرد و نباید او را حد زد. دیگری گفت: او را باید سه حد زد. و هر یک فتوایی داد. متوکل دستور داد از امام هادی - علیه السلام - استفتاء کنند.
حضرت در جواب استفتاء فرمود: یضرب حتّی یموت؛ او را باید آنقدر بزنند تا بمیرد.
یحیی و دیگر فقها با این فتوا مخالفت کردند! و از متوکل خواستند نامه ای به امام نوشته و از او بخواهد مدرک این فتوا را بیان کند. متوکل طی نامه ای خواستار مدرک فتوای حضرت شد. امام در پاسخ پس از بسم اللَّه الرحمن الرحیم، تنها این آیه را نوشت:
فلما رأوا بأسنا قالوا آمنا باللَّه وحده، و کفرنا بما کنا به مشرکین، فلم یک ینفعهم ایمانهم لما رأوا بأسنا سنة اللَّه التی قد خلت فی عباده و خسر هنالک الکافرون. (145)
هنگامی که عذاب ما را دیدند گفتند به خدای یکتا ایمان آوردیم و به معتقدات مشرکانه قبلی کافر شدیم لیکن ایمان پس از مشاهده عذاب، به حالشان سودی نداشت این سنت پایدار الهی در میان بندگانش است و حق ناگرایان و مبطلان در چنین مواقعی دچار زیان ابدی می شوند.
متوکل نیز دستور داد آن مرد را آنقدر بزنند تا بمیرد.(146)
امام در فتوای خود به کتاب خدا که باطل را هرگز بدان راهی نیست استناد کرد و متوکل و سایر فقها را از دامنه علم و فضیلت خود دچار حیرت ساخت.

کفر غلات

شیعه امامیه اجماعاً غلات را کافر و نجس می دانند و تمام احکام مترتب بر کفر از جمله جواز قتل را درباره آنان جاری می کنند. از امام هادی - علیه السلام - روایت شده است که به یکی از یاران خود فرمود:
و ان وجدت من احد منهم خلوة فاشدح رأسه بالصخرة؛ (147) اگر کسی از غلات را در خلوت گیر آوردی سرش را به سنگ بکوب.
ما در بحث های آینده به تفصیل از آنان سخن خواهیم راند.
در اینجا سخن از فقاهت امام - علیه السلام - را به پایان می بریم و به جنبه های دیگر شخصیت ایشان می پردازیم. ما نمونه های اندکی را از فقه حضرت نقل کردیم و همین مقدار اندک، گویای عظمت و قدرت بی نظیر ایشان در احکام شریعت اسلامی بود تا آنجا که دوست و دشمن نظرات و فتاوای فقهی ایشان را متّبع می دانست و ایشان عالی ترین مرجع عصر خود بشمار می رفتند.

بحث های کلامی

شبهه و تشکیک درباره اصول و معتقدات اسلامی از زمان حکومت امویان و به تشویق آنان در میان مسلمانان راه یافت، بنی امیه در راستای سیاست های ضد دینی و نژادی، زمینه را برای انتشار و گسترش اندیشه های گمراه کننده فراهم کردند و بذر تزلزل عقیده را در میان دل ها پراکندند این سیاست تا زمان بنی عباس ادامه یافت و امواج شک، بی دینی، زندقه، دهریه، مانویه و دیگر افکار سست و سخیف همچنان در حال گسترش بود و شیوعی عام یافته بود.
علمای مسلمین و در رأس آنان ائمه - علیهم السلام - به مقابله با این موج بنیان کن برخاستند و نادرستی ادعاهای ملحدین و شکاکان را با دلایلی قاطع و محکم نشان دادند، ثمره این جهاد علمی ائمه و پیروان عالم و عامل آنان، تدوین کتابهایی بود تحت عنوان کلی احتجاج.
احتجاج ها بر محور احادیث و مناظراتی دور می زد که از امامان شیعه در دفع شبهات مخالفین به وسیله علما روایت شده بود (و نظم و نسق خاصی را تشکیل می داد) این کتاب ها به بهترین وجه مجاهدات ائمه را در دفاع از عقیده اسلامی و نبرد با کفر و الحاد نشان می دهد و ما در اینجا برخی از سخنان امام هادی را که جنبه های کلامی خاصی را مطمح نظر قرار داده است نقل می کنیم.