فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

خمس

یکی از مالیات های بسیار جالب اسلامی که مصرف عمده آن پر کردن چاله های فقر، گسترش فرهنگ، تحوّل اندیشه و احیای معارف اسلامی می باشد، خمس است؛ این مالیات به درآمدهای سالانه ناشی از تجارت، صنعتگری و غیر آن که به وسیله فقها در کتب فقهی بیان شده است تعلق می گیرد و فقط اموالی مشمول آن می گردد که از مخارج انسان و خانواده اش طی سال، زیاد بیاید، به استثنای مورد معدن و غنیمت...
منبع فتوای فقها در این باره روایات منقول از ائمه است که ما دو تا از این احادیث را می آوریم:
الف - کافی از ابراهیم بن محمّد همدانی نقل می کند که گفت: در نامه ای به امام هادی - علیه السلام - نوشتم: علی بن مهزیار نامه پدرتان را بر من خواند که: صاحبان زمین کشاورزی یک دوازدهم از درآمد خود را پس از اخراج مؤونه به عنوان خمس بپردازند و زمین هایی که بازدهی آن خرج مؤونه صاحب زمین می گردد و چیزی زیاد نمی آورد مشمول این حکم و احکام دیگر نمی شود، درباره این حکم میان ما اختلاف شده است و عده ای می گویند:
مقصود از مؤونه مخارج متعلق به زمین و خراج آنست و شامل مخارج خانواده صاحب زمین نیست و باید پس از خارج کردن مخارج زمین و خراج دولتی، خمس آن را پرداخت...
حضرت پاسخ داد: بعد مؤونته و مؤونة عیاله و بعد خراج السلطان...؛ (120) خمس، پس از مؤونه شخص و خانواده خود و خراج سلطان است....
ب - علی بن مهزیار از علی بن محمّد بن شجاع نیشابوری نقل می کند که:
او از امام هادی - علیه السلام - پرسید:
مردی از زمین خود یکصد کرّ (121) گندم به دست آورد، یک دهم آن را یعنی ده کرّ زکات داد و سی کرّ صرف مخارج زمین گشت و شصت کرّ برای او باقی ماند، آیا باز هم چیزی بر او واجب است؟ و آیا دیگران در مال او حقّی دارند؟
حضرت در توقیعی فرمود: لی منه الخمس مما یفضل من مؤونته...؛ (122) یک پنجم از آنچه او از مؤونه خود زیاد می آورد به من تعلق دارد....
فقها به استناد این روایات و مانند آنها خمس را در تمام آنچه از مؤونه سالانه زیاد می آید واجب دانسته اند و در کتب فقهی و رساله های عملیه به تفصیل، آن را نگاشته اند.

زکات

یکی از برنامه های سازنده نظام اقتصادی اسلام تشریع حکم زکات است که با واجب کردن آن به کندن ریشه های فقر و حرمان می پردازد و زندگی مناسبی برای فقرا و مساکین فراهم می کند. از امام هادی پاره ای فروع زکات را پرسیدند و ایشان همه را پاسخ داد که در اینجا برخی از پاسخ ها را می آوریم:

مستحق زکات:

فقها از جمله شرایط مستحق زکات را ایمان دانسته اند و پرداخت آن را به کافر جایز نمی دانند. از جمله دلایل ایشان روایتی است از امام هادی - علیه السلام - که در آن از حضرت سؤال می شود: آیا می توان به مجسّمه - آنانکه خدا را جسم می دانند - زکات داد؟ حضرت پاسخ می دهد:
من قال بالجسم فلا تعطوه من الزکاة، و لا تصلوا وراءه؛ (123) به چنین کسانی زکات ندهید و پشت سر آنان نماز نخوانید.
البته روشن است که اعتقاد به جسمیت خدا خصوصیت ندارد و این منع شامل هر کافر منکر مبدأ و معاد می گردد.
یکی دیگر از شرایط گیرنده زکات - طبق فتوای فقها - آنست که وی واجب النفقه بر زکات دهنده - مثل والدین به بالا و فرزندان به پائین چه دختر و چه پسر - نباشد، امّا کلینی در کافی از اسماعیل بن عمران قمی نقل می کند که گفت: به امام هادی - علیه السلام - نامه ای نوشتم مبنی بر اینکه: چندین دختر و پسر بزرگ دارم آیا می توانم به آنان زکات بدهم؟ حضرت پاسخ داد: ان ذلک جائز لک؛ بلی، اینکار برایت جایز است.
شیخ در تهذیب و استبصار این روایت را مختص به سؤال کننده و افرادی مانند او دانسته است که نمی توانند مخارج عیال خود را تأمین کنند.(124)