فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

روایات حضرت از امام موسی بن جعفر (ع)

امام هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران بزرگوارش از جدش موسی بن جعفر - علیه السلام - نقل می کند که فرمود: خداوند مردم را آفرید و می دانست عاقبت آنان چه خواهد بود، پس آنان را امر کرد و نهی نمود. حضرت باریتعالی به چیزی امر نکرد مگر آنکه راهی برای اطاعت و انجام آن امر به وجود آورد و از کاری نهی نکرد مگر آنکه راه ترک آن را هموار ساخت و هیچیک از آفریدگان را بر معصیت مجبور نساخت بلکه آنان را آزمایش کرد و خود فرمود: لیبلوکم ایکم أحسن عملاً؛ تا شما را بیازماید و دریابد که کردار کدامیک نیک تر و بهتر است.
امام هفتم به گونه ای تردیدناپذیر و غیر قابل جدل جبر را رد کرده است و فساد این عقیده را بیان داشته است. ما نیز در مباحث آینده به این مسأله خواهیم پرداخت.

روایات حضرت از امام رضا (ع)

امام هادی از جدّش امام رضا - علیه السلام - نقل می کند که: روزی ابوحنیفه از نزد حضرت امام صادق خارج می شد که امام هفتم موسی بن جعفر را دید و از او پرسید: ای جوان گناه از کیست؟
حضرت پاسخ داد: از سه صورت خارج نیست: یا اینکه از خداوند متعال است - که نیست - در آن صورت سزاوار کریمی خداوند نیست که بنده ای را بخاطر گناه نکردن معذب نماید.
و یا اینکه مصدر گناه از خدا و بنده باشد - که البته اینهم نیست - در آن صورت شایسته نیست که شریک نیرومند به شریک ضعیف ستم روا دارد.
و یا اینکه گناه منحصراً از بنده صادر شده - که همینطور است - و در آن صورت اگر خداوند کیفر دهد بخاطر گناه بنده است و اگر ببخشد به کریمی و سخاوت خودش است....(101)
امام به گوشه ای مستدلّ، نادرستی جبر و سستی این عقیده را بیان می دارد و روشن می سازد انسان در حیات دنیوی خود مختار است و طبعاً مسؤول انتخاب راه و پیامدهای آن انا هدیناه السبیل امّا شاکراً و امّا کفوراً. (102)
در اینجا روایاتی را که امام هادی - علیه السلام - از پدران خود نقل کرده است به پایان می بریم.

فهم اخبار مشکل را به اهل بیت واگذارید

امام هادی - علیه السلام - شیعیان خود را ملزم ساخته بود تا با احادیث مروی از خاندان رسالت با دقت برخورد کنند؛ هر حدیثی را که دانستند از ایشان است و معنی آن را نیز درک کردند مورد عمل قرار دهند و هر حدیثی که مبهم بود و درک آن مشکل، فهم آن را به ائمه واگذارند و از ایشان توضیح بخواهند و از تصرف بی جا خودداری کنند. این دستور در جواب نامه داود بن فرقد فارسی صادر شده است.
داوود در نامه ای از حضرت می پرسد: درباره احادیثی که از پدران و اجداد شما به دست ما رسیده است مختلف و بعضاً متغایر هستند چه کنیم؟ حضرت پاسخ داد:
ان عملتم انه قولنا فالزموه، و ما لم تعلوه فردوه الینا؛ اگر یقین کردید حدیث مورد نظر از ماست آن را حفظ کنید و اگر ندانستید آن را به ما واگذارید.(103)
حضرت این دستور را صادر می کند تا صحت و سقم صدور حدیث را برای شیعیان بیان کند، و احادیث صحیح را از مجعول و موضوع جدا نماید.