فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

اتصال به حق و استجابت دعا

یکی دیگر از خصوصیات حضرت امام هادی - علیه السلام - استجابت سریع دعای ایشان بود زیرا خود و پدرانش از منزلت و مکانت والایی نزد خداوند برخوردار بودند؛ مورخان نقل کرده اند که حضرت امام صادق از خداوند درخواستی نمی کرد مگر آنکه بسرعت به اجابت می رسید. (66) درباره حضرت هادی نیز مورخان نمونه های بی شماری ذکر کرده اند که ما در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم:
1 - منصور از عموی پدرش چنین نقل می کند: نزد امام علی هادی رفتم و گفتم: آقای من متوکل مرا به خاک سیاه نشانده و حقوق مرا از بیت المال قطع کرده است، اتهام من اینست که از ملازمان و یاران شما هستم و متوکل این مطلب را می داند. سپس از امام درخواست کرد نزد متوکل واسطه شود و حقوق قطع شده اش را برقرار سازد.
حضرت به او گفت: ان شاء اللَّه بی نیاز خواهی شد. همان شب فرستادگان متوکل در خانه اش را کوفتند و از او خواستند نزد متوکل بیاید، او نیز شتابان به در قصر خلیفه رفت و پرده دار متوکل فتح را دید که بر در ایستاده است. فتح به استقبال او آمد و نسبت به تأخیرش او را سرزنش کرد و او را بر متوکل وارد ساخت. خلیفه با چهره ای گشاده و خنده ای بر لب گفت:
ای ابوموسی! سراغ ما نمی آئی و ما را فراموش کرده ای، چکاری از دستم برایت ساخته است؟....
آن مرد، مشکلات مالی و حقوق و عطایای قطع شده خود را بیان کرد و متوکل فرمان داد دو برابر حقوق و مزایای قبلی به او پرداختند او با خوشحالی قصر را ترک کرده در حال خروج فتح را دید و بسرعت نزد او رفته گفت:
- آیا علی بن محمّد به اینجا آمده است؟
- نه.
- آیا نامه ای نگاشته است؟
- نه.
آن مرد فتح را ترک کرد و به راه افتاد لیکن فتح خود را بسرعت رساند و گفت: شک ندارم که تو از امام هادی خواسته ای برایت دعا کند پس از او بخواه برای من نیز دعا کند....
آن مرد راه خانه حضرت را پیش گرفت و پس از شرفیابی مؤدبانه در برابر امام بر زمین نشست حضرت فرمود: ای ابوموسی! راضی و خشنود به نظر می آیی....
آن مرد با خشوع و فروتنی گفت: آری آقای من از برکت شما به مقصودم رسیدم لیکن به من گفتند که شما نزد متوکل نرفته اید و از او درخواستی نکرده اید....
حضرت با لبخند پاسخ داد: خداوند متعال می داند که ما در کارهای خود جز به حضرتش رجوع نمی کنیم و در سختی جز به او توکّل نداریم لذا تمامی حوائج ما را برآورده می سازد و می ترسیم اگر عدول کنیم او نیز متقابلاً ما را بخود واگذارد....
آن مرد متوجه شد که امام برایش دعا کرده است و مقصود وی از راه دعا به دست آمده است و درخواست فتح به یادش آمد پس گفت: ای آقای من فتح از شما التماس دعا دارد برایش دعا کنید لیکن حضرت خواسته او را رد کرد و گفت:
فتح به ظاهر دوستدار ماست لیکن باطناً با ما نیست، هنگامی برایش دعا خواهم کرد که مخلصانه به طاعت خدا روی آورد و قلباً به رسول اللَّه - صلی اللَّه علیه و آله - و حق ما اهل بیت اعتراف کند....
دعای ائمه اطهار شامل حال نیکان و مؤمن به خدا و رسول و عارفان به حق اهل بیت می شد امّا کسانی که از مسیر امامت منحرف بودند و رشته طاعت خدا و رسول را در گردن نداشتند مشمول عنایات امامان نمی شدند. آن مرد از امام خواست دعایی به او بیاموزد تا از آن بهره مند شود. حضرت او را به این دعا راهنمایی کرد:
ای پشتیبان من و ای پناهگاه و مرجع و مآل من و ای همه توان و هستی من از تو ای قل هو اللَّه احد، پروردگارا تو را به بهترین آفریدگانت سوگند می دهم که بر آنان درود فرستی... سپس حاجت خود را ذکر می کنی....(67)
2 - در اصفهان شخصی به نام عبدالرحمن می زیست که به تشیع تن داده و به امامت امام هادی معتقد بود، ماجرا و علت شیعه شدن او را پرسیدند پاسخ داد:
من مردی فقیر امّا پر جرأت و زباندار بودم همراه گروهی از همشهری هایم برای دادخواهی به سوی سامرّا حرکت کردیم پس از رسیدن به آن شهر، آهنگ قصر متوکل کردیم و به در قصر رسیده بودیم که از داخل آن دستور احضار علی بن محمّد بن الرضا - علیه السلام - صادر شد. درباره این شخص پرسش کردم گفتند: مردی است علوی که رافضی ها (شیعیان) به امامت او معتقدند و احتمال دارد که متوکل دستور دهد او را بکشند، با خود گفتم: از جای خود تکان نمی خورم تا او را ببینم، اندک زمانی نگذشت که امام - علیه السلام - سواره آمد و مردم برای تجلیل و بزرگداشت حضرت بپا خواستند. همینکه او را دیدم محبتش در دلم جای گرفت و به دعا کردن پرداختم و از خدا خواستم کید متوکل را از او دور کند، حضرت متوجه من شده نزدیک آمد و گفت:
خداوند دعایت را اجابت، عمرت را دراز، دارایی و فرزندانت را زیاد کرد.
لرزه بر اندامم افتاد زیرا حضرت ضمیر مرا خوانده و از نیت من خبردار بود. بر متوکل داخل شدیم، خواسته های خود را برآوردم و بعد راهی اصفهان شدم، از آن پس خداوند گشایشی در زندگیم به وجود آورد و اموالی به من رسید که خواب آن را هم نمی دیدم و الآن تنها در خانه ام یک میلیون درهم دارم و این غیر از اموالی است که خارج از خانه دارم. صاحب ده فرزند نیز شده ام و سنّم از هفتاد سال گذشته است و تمامی اینها از برکت دعای امام - علیه السلام - است.(68)
3 - یکی دیگر از دعاهای اجابت شده حضرت بشرح زیر است:
علی بن جعفر از وکیلان امام هادی بود، او نزد متوکل سعایت کردند لذا دستور داد تا او را حبس کنند، علی مدت ها در سیاهچال های زندان بسر برد و کارد به استخوانش رسید، با یکی از کارگزاران حکومتی صحبت کرد و گفت: اگر بتوانی وسیله آزادی مرا فراهم آوری سه هزار دینار به تو خواهم داد. کارگزار، خود را به عبیداللَّه که از مقرّبان متوکل بود رساند و از او خواست درباره علی بن جعفر وساطت کند، عبیداللَّه پذیرفت و از متوکل درخواست کرد علی بن جعفر را آزاد کند، متوکل از این درخواست برآشفت و گفت:
اگر درباره ات شک داشتم می گفتم رافضی هستی، این مرد وکیل ابوالحسن هادی است و من عزم قتل او را دارم....
عبیداللَّه از پیشنهاد خود پشیمان گشت و به کارگزار ماجرا را گفت، آن مرد نیز علی بن جعفر را از شکست وساطت و تصمیم متوکل بر قتل وی با خبر ساخت. علی بن جعفر در نهایت درماندگی نامه ای به امام نوشت و در آن گوشزد کرد که: آقای من خدا را، خدا را به دادم برسید که می ترسم از حق روی گردان شوم. امام در پای نامه اش چنین نوشت: حال که مشکلت به این حد رسیده است برای تو دعا خواهم کرد و از خدا خواهم خواست گره کارت باز شود، بلافاصله متوکل دچار تب شدیدی شد و بیماری او به شکل حادی درآمد و او دستور داد تمام زندانیان بخصوص علی بن جعفر را آزاد کنند و به عبیداللَّه گفت: چرا نام علی را بر من عرضه نکردی؟ وی پاسخ داد: دیگر هرگز نام او را نخواهم برد، متوکل دستور داد علی را آزاد کنند و از او حلالیت طلبید. علی نیز راه مکه را پیش گرفت و در آن دیار به دستور امام مقیم گشت.(69)
4 - یکی دیگر از دعاهای اجابت شده حضرت به نقل مورّخین چنین است:
احمد بن الخصیب از دشمنان کینه توز امام - علیه السلام - بود و می خواست به ناحق و با زور منزل حضرت را تصاحب کند، امام از این حرکت ناجوانمردانه به خشم آمد و گفت: از خدا می خواهم تا تو را از صفحه روزگار محو کند....
اندک زمانی نگذشت که دست انتقام خدایی او را گرفت و هلاک ساخت.(70)
اینها نمونه های کمی بود از دعاهای به اجابت رسیده حضرت که به وسیله مورّخین نقل شده است. مطلب مهم آنست که دعا به دست انسان و کار او نیست بلکه به دست خداست و این خداوند است که دعای هر که را از بندگان بخواهد مستجاب می کند شکّی در این نیست که امامان اهل بیت از مقام والایی نزد خداوند برخوردارند زیرا آنان به معنی واقعی کلمه مخلصین له الدین بوده اند و حقّ پرستش خداوندی را بجا آورده و مفاهیم اخلاص، عبودیت و ایمان را با تمام وجود مجسّم ساخته اند. خداوند نیز پاداش آنان را داده و نه تنها ایشان را مستجاب الدعوه قرار داده است بلکه مشاهد و مراقد آنان را نیز برکت داده که در آن جایگاه ها، دعاها به هدف اجابت اصابت می کند.
علوم و معارف حضرت
خداوند متعال حضرت امام هادی را سیراب از علم لدنّی فرمود و حضرت را بی هیچ کوشش و تلاش، مرکز حقایق و اسرار خویش قرار داد. علم و دانش حضرت زبانزد خاص و عام بود و کسی را یارای عرض اندام در برابر معارف گسترده حضرت نبود، دانش امام در زمینه ای خاص منحصر نمی گشت بلکه شامل تمام شاخه های معرفت بشری اعم از حدیث، فقه، فلسفه و کلام بود، مرجعیّت و سندیّت امام مورد قبول تمام علمای عصر بود و آنان در مسائل پیچیده و غامض شرعی به ایشان رجوع می کردند و رأی صائب او را نصب العین قرار می دادند.
عجیب آنکه متوکل عباسی سرسخت ترین دشمن امام و اجدادش نیز از این امر مستثنا نبود و هنگام اختلاف آراء، نظر امام را پرسیده و آن را بر دیگر آرا مقدم می داشت که ما مورد آن را در بحث های آینده بیان خواهیم کرد.
بهر حال ما در این بخش به گوشه ای از معارف و حکم حضرت که در زمینه های گوناگون روایت شده و شامل مسائل مختلف اجتماعی و تربیتی می گردد اشاره می کنیم:

حدیث

احادیث منقول از پیامبر اکرم و امامان اهل بیت تنها در زمینه احکام شرعی و دینی نیست بلکه شامل تمامی جنبه های فکری و اجتماعی می گردد و به وجود آورنده بنیادهای اخلاق و معاشرت و برنامه های زندگی است. امام هادی روایات متعددی را از پیامبر اکرم و اجداد گرامی خود نقل کرده است و میراث عظیم فکری آنان را برای ما به یادگار گذاشته است که اختصاراً برخی را مرور می کنیم:

احادیث پیامبر اکرم (ص) به روایت امام هادی (ع)

امام هادی احادیثی چند را به نقل از اجداد خود از پیامبر روایت می کند از جمله این احادیث عبارتند از:
1 - مسعودی می گوید: محمّد بن فرج در محله معروف به سرای غسان واقع در شهر گرگان برایم نقل کرد: ابودعامه به من گفت: به عیادت امام هادی - که بیمار بود و بر اثر بیماری در آن سال وفات کرد - رفتم، همینکه خواستم از حضور حضرت مرخص شوم ایشان فرمودند: ای ابودعامه حقّت بر ما واجب گشت. دوست داری برایت حدیثی بگویم که خشنود شوی؟
گفتم: یابن رسول اللَّه چقدر به احادیث شما نیاز دارم!
حضرت فرمود: پدرم محمّد بن علی از پدرش علی بن موسی از پدرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمّد صادق از پدرش محمّد باقر از پدرش امام سجاد از پدرش سیدالشهدا از پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین برایم نقل کرد که فرمود: پیامبر اکرم به من گفت: یا علی بنویس.
گفتم: یابن رسول اللَّه چه بنویسم؟
فرمود: بنویس: بسم اللَّه الرحمن الرحیم ایمان آنست که با دل آدمی عجین گردد و کردار و اعمال، مصدق آن باشد. امّا اسلام آنست که بر زبان جاری می شود و شرعیّت ازدواج حاصل می گردد....
ابودعامه می گوید: گفتم: یابن رسول اللَّه به خدا نمی دانم کدامیک بهتر است: متن حدیث یا سند آن؟
امام هادی فرمود: این (حدیث را) صحیفه ای است به املای پیامبر و خط علی بن ابی طالب که نسل به نسل از پدرانمان به میراث برده ایم...(71)
این حدیث شریف به تفاوت میان ایمان و اسلام پرداخته است و فرق آنها را چنین بیان می کند: ایمان آن حالت نفسانی است که ضمیر و قلب انسان را فرا می گیرد و با موجودیت آدمی می آمیزد و نتیجه طبیعی و بیان آن به وسیله اعمال صالحی است که از انسان های مؤمن به خداوند سر می زند و به منصه ظهور می رسد. امّا اسلام با ادای شهادتین به زبان حاصل می گردد و خون، مال و ناموس گوینده آن محترم می شود و دیگر آثار وضعی مترتب بر ادای شهادتین بر آن بار می گردد و حلیّت زناشوئی از آثار آن است.
2 - حسن بن علی از امام هادی به نقل از پدران بزرگوارش نقل می کند که امیرالمؤمنین فرمود: شنیدم پیامبر اکرم می گفت:
در روز حشر منادی فریاد می زند: یا رسول اللَّه! خداوند پاداش اولیا و پیروان تو و اهل بیت بزرگوارت را که برای خاندانت محنت ها کشیدند و با دشمنانت سر ستیز داشتند به تو واگذار نموده است هر طور می خواهی آنان را جزا و پاداش بده و من خواهم گفت: پروردگارا آنان را در بهشت جای ده و این همان مقام محمودی است که خداوند به من وعده داده است....(72)
اهل بیت - علیهم السلام - پرچم اسلام را با سرافرازی به اهتزاز درآوردند و با ستمگران و کجروان به نبرد برخاستند و در تمام حالات مدافع کرامت و حقوق انسانی بودند و هرگز از حقگویی لب فرو نبستند. دشمنان جنایتکار آنان نیز از پای ننشستند و اجساد پاک این خاندان مطهر را آماج ضربات شمشیر و نیزه ساختند و در به شهادت رساندن آنان بر یکدیگر سبقت جستند. خداوند پاداش این خاندان و دوستداران آنان را بهشت قرار داد تا در آن هر گونه بخواهند تصرف کنند. امید آنکه خدای متعال ما را نیز از زمره محبّان خاندان نبوت قرار دهد.
3 - امام هادی - علیه السلام - به سند خود از اجداد و پدران گرامی خویش نقل می کند که پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - فرمود:
خداوند را به سبب نعمت هایی که به شما ارزانی داشته است دوست بدارید، مرا نیز بخاطر دوستی خداوند دوست بدارید و اهل بیت مرا هم دوست داشته باشید....(73)
پیامبر بزرگوار دستور می دهد خداوند را دوست بداریم زیرا او سرچشمه هر نیکی و بخشش است و هستی انسان از اوست همچنانکه دستور می دهد تا حضرتش و اهل بیت گرامیش را دوست داشته باشیم زیرا در حقیقت دوستی آنان دوستی خدا را به دنبال دارد.
4 - امام هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران خویش نقل می کند که پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - فرمود:
روز قیامت من شفاعت چند گروه را به گردن می گیرم: الف - دوستداران و متمسکان به اهل بیت من. ب - مدافعان از اهل بیتم در برابر دشمنی ها. ج - هر کسی حوایج اهل بیت مرا برآورده سازد. ه - هر کس مشکلات آنان را بر طرف کند....(74)
پیامبر بزرگ اسلام بر لزوم دوستی اهل بیت عصمت و طهارت تأکید می ورزید و مهر به آنان را بر هر مسلمانی واجب می دانست زیرا پیروی از آنان امت اسلامی را از هر گونه اختلاف، دوگانگی، تفرقه و انحراف باز می دارد. و ضمانتی است برای سلامت دین و دنیای مسلمانان در تمام ادوار تاریخ.
5 - امام هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران گرامی خویش نقل می کند که پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - فرمود:
خداوند متعال می گوید: ای آدمیزاد! با من به انصاف رفتار نمی کنی، من با نعمت هایم به تو محبت می کنم و تو با ناسپاسی و گنهکاری با من کینه توزی می کنی، نیکویی و خیر من به سوی تو سرازیر است و شرّ و بدی تو به طرف من بالا می آید. فرشته ای بزرگوار در هر شب و روز همچنان اعمال قبیح تو را ثبت کرده برایم می آورد، ای آدمیزاد! اگر اوصاف خودت را از دیگری می شنیدی و نمی دانستی که این اوصاف متعلق به کیست بسرعت کینه شخص موصوف را در دل می گرفتی....(75)
این حدیث شریف انسان را به نیکوکاری و دوری از اعمال مبغوض نزد خداوند دعوت می کند و تفسیر آیه شریفه الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح (76) می باشد. خداوند متعال بندگان را طبق اعمالی که در دنیا انجام داده اند پاداش می دهد.
6 - امام هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران گرامی خویش نقل می کند که پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - فرمود:
دخترم فاطمه نامیده شده است زیرا خداوند تبارک و تعالی او و دوستدارانش را از جهنم دور کرده است و میان آنان و دوزخ فاصله انداخته است....(77)
اخبار متواتری از پیامبر اکرم در فضیلت بانوی زنان دو عالم و پاره تن رسول اللَّه فاطمه زهرا - سلام اللَّه علیها - به دست ما رسیده است، از جمله این احادیث، حدیث شریف فوق است که با صراحت اعلام می دارد: خداوند فاطمه زهرا و دوستداران او را از آتش دوزخ بر کنار داشته است.
7 - امام هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران خویش از جدّ بزرگوارش امام محمّد باقر، از جابر بن عبداللَّه انصاری نقل کرده است که می گفت:
در کنار پیامبر اکرم بودم، علی - علیه السلام - نیز در سمت دیگر حضرت قرار داشت که دیدیم عمر بن الخطاب در حالی که مردی را محکم گرفته بود نزد رسول اللَّه آمد، حضرت فرمود: این مرد چه کرده است؟ عمر گفت: یا رسول اللَّه! این مرد از شما نقل می کند که گفته اید: هر کس بگوید: لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه وارد بهشت خواهد شد و این مطلب را اگر مردم بشنوند در انجام اعمال نیک و واجبات کوتاهی خواهند کرد آیا شما چنین گفته اید؟ پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - پاسخ داد: آری، بشرط اینکه به دوستی و امامت این شخص معترف و پایبند باشند و به امام علی امیرالمؤمنین اشاره کرد.(78)
شکی در این نیست که تمسک به ولایت امیرالمؤمنین و اعتراف به منزلت والا و مرتبه بلند امام موجب رهایی از آتش دوزخ است و اخبار بدین مطلب تصریح کرده اند.
8 - امام هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران گرامیش نقل می کند که: امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم این حدیث را نقل می کرد:
یا علی هنگامی که خداوند آدم را آفرید من و تو را از نور خویش خلق کرد و در صلب او قرار داد. این نور، نسل به نسل منتقل شد تا آنکه در صلب عبدالمطلب قرار گرفت، سپس نور من در صلب عبداللَّه و نور تو در صلب ابوطالب مستقر گشت، نبوت جز برای من و وصایت جز برای تو روا نیست و هر کس وصایت تو را منکر گردد نبوت مرا انکار کرده است و هر کس نبوت مرا منکر شود خداوند او را به رو در آتش دوزخ خواهد افکند....(79)
خداوند متعال پیامبر عظیم الشأن محمّد و جانشین او، علی را از یک نور آفرید و آنان پرتوافکن زندگی فکری و اجتماعی گشتند و زمین را از پلیدی های بت پرستی و خرافات جاهلی پاک کردند و مردم را از قیود بندگی رهایی بخشیدند. این دو بزرگوار یک نور و یک روح هستند در دو کالبد، و هر کس ولایت و وصایت علی را انکار کند در حقیقت نبوت پیامبر اکرم را منکر شده است و در آخرت نصیبی نداشته از زمره زیانکاران خواهد بود.
9 - امام هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران خویش نقل می کند که پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - به امیرالمؤمنین گفت:
یا علی محبک محبی، و مبغضک مبغضی؛ (80) ای علی دوستدار تو دوستدار من است و دشمن تو دشمن من است....
اخبار متعددی داریم که تصریح می کند: هر کس امام امیرالمؤمنین را دوست داشته باشد پیامبر را دوست داشته است و هر کس بغض امام را در دل داشته باشد به رسول اللَّه بغض ورزیده است. عمده این اخبار از پیامبر اکرم روایت شده است زیرا علی در حقیقت با پیامبر از یک نور است و در مدینه علم حضرت محسوب می گردد و پدر سبطین پیامبر؛ امام حسن و امام حسین و مدافع حضرت در تمام مواقف دشوار و تنگناها بود.
10 - امام علی هادی - علیه السلام - به سند خود از پدران خویش از جد خود امیرالمؤمنین نقل می کند که حضرت رسول اللَّه می فرمود: هر کس که خشنود می گردد که خداوند را در روز حشر با ایمنی کامل ملاقات کند و از هراس بزرگ روز واپسین نباشد، باید تو را یا علی و فرزندانت، حسن، حسین، علی بن الحسین، محمّد بن علی، جعفر بن محمّد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمّد بن علی، علی بن محمّد، حسن بن علی و مهدی، خاتم آنان را دوست بدارد.
یا علی! در آخرالزمان قومی پدیدار خواهند شد که تو و فرزندانت را دوست خواهند داشت و شما را بر پدران، مادران، خواهران و خویشان خود مقدم خواهند داشت. یا علی! مردمان آن زمان، این قوم دوستدار شما را دشمن خواهند داشت در صورتی که اگر دوستشان داشته باشند برایشان بهتر خواهد بود بهترین درودهای خداوند بر این قوم باد، اینان روز قیامت زیر پرچم حمد خواهند بود و به پاداش اعمال دنیایشان گناهان آنان بخشوده خواهند شد و به درجات بالا خواهند رسید....(81)
این روایت به روشنی منزلت رفیع دوستداران امیرالمؤمنین را نزد خداوند نشان می دهد و نتیجه این دوستی را ایمن در روز هراس بزرگ بیان می دارد. خداوند در آن روز موالیان ائمه را به بهترین وجه پاداش نیک می دهد و به درجه اولیای خود می رساند.
این روایت همچنین به صراحت امامت ائمه اثنی عشر را بر امت، پس از پیامبر بیان می کند و آنان را مشعلداران هدایت و راهنمایان مردم به سوی نور معرفی می کند.
11 - امام هادی - علیه السلام - می فرماید: پیامبر اکرم - صلی اللَّه علیه و آله - گفت:
مردم دو گروهند: مردی که راحت کرد و مردی که راحت شد؛ امّا آنکه راحت شد مؤمن است که از رنج دنیا راحت گشت و به سوی رحمت خدا و پاداش کریمانه اش پرواز کرد. و امّا آنکه راحت کرد فاجر و بدکار است که با مرگ خود، مردم، درختان و چهار پایان را از شرّ خود راحت کرد و به سوی کردار خود و نتایج آن از این جهان رفت....(82)
این حدیث به ستایش از مؤمن و منزلت وی پرداخته است هنگامی که مؤمن از دنیا به سرای باقی می شتابد از رنج، اندوه و سختی آن راحت می شود و در پیشگاه خدایی کریم قرار می گیرد که پاداش او را دو برابر می دهد و بر حسنات و درجات وی می افزاید. این حدیث همچنین فاجر را تحقیر کرده و می گوید مرگ او آسایش مردم را از شرّ و دراز دستی ها در پی خواهد داشت حتّی مرگ فاجر را موجب راحتّی درخت و چهارپایان می داند زیرا او سرچشمه شرّ است برای آنان. و پس از مرگ، بدکار باید مکافات عملکرد دنیای خود را ببیند.
این احادیث بعضی از روایاتی بود که امام هادی از جد گرامی خویش رسول اکرم نقل کرده است که بخش عمده آن مربوط به فضیلت این خاندان معصوم و منزّه از هر گونه رجس و پلیدی می باشد.