فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

دعای حضرت پس از نماز صبح

امام هادی پس از نماز صبح نمی خوابید و به تعقیبات از جمله خواندن دعای ذیل مشغول می شد:
یا کبیر کل کبیر، یا من لا شریک له و لا وزیر، یا خالق الشمس و القمر المنیر، یا عصمة الخائف المستجیر، یا مطلق المکبل الأسیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا جابر العظم الکبیر، یا راحم الشیخ الکبیر، یا نور النور، یا مدبر الامور، یا باعث من فی القبور، یا شافی الصدور، یا جاعل الظل و الحرور، یا عالماً بذات الصدور، یا منزل الکتاب و النور، و الفرقان العظیم و الزبور، یامن تسبح له الملائکة بالابکار و السحور، یا دائم الشبات، یا مخرج النبات بالغدو و الآصال، یا محیی الأموات، یا منشی ء العظام الدارسات، یا سامع الصوت، یا سابق الفوت، یا کاسی العظام البالیة بعد الموت، یا من لا یشغله شغل عن شغل، یا من لا یتغیر من حال الی حال، یا من لا یحتاج الی تجشم حرکة و لا انتقال، یا من لا یمنعه شأن عن شأن، یا من یرد بالصدقة و الدعاء عن اعنان السماء ماحتم و أبرم من سوء القضاء، یا من لا یحیط به موضع و مکان، یا من یجعل الشفاء فیما یشاء من الأشیاء، یا من یمسک الرمق من المرض العمیق بما قل من الغذاء.
یا من یزیل بادنی الدواء ما غلظ من الداء، یا من اذا وعد وفی، و اذا توعد عفا، یا من یملک حوائج السائلین، یا من یعلم ما فی ضمیر الصامتین، یا عظیم الخطر، یا کریم الظفر، یا من له وجه لا یبلی، یا من له ملک لا یفنی، یا من له نور لا یطفی، یا من فوق کل شی ء عرشه، یا من فی البر و البحر سلطانه، یا من فی جهنم سخطه، یا من فی الجنة رحمته، یا من مواعیده صادقة، یا من ایادیه فاضلة، یا من رحمته واسعة، یا غیاث المستغیثین، یا مجیب دعوة المضطرین، یا من بالمنظر الأعلی، و خلقه بالمنظر الأدنی، یا رب الأرواح الفانیة، یا رب الأجساد البالیة، یا ابصر الناظرین، یا اسمع السامعین، یا أسرع الحاسبین، یا احکم الحاکمین، یا ارحم الراحمین، یا وهاب العطایا، یا مطلق الأساری، یا رب العزة، یا اهل التقوی و اهل المغفرة، یا من لا یدرک أمده، یا من لا یحصی عدده، یا من لا ینقطع مدده، اشهد و الشهادة لی رفعة و عدة، و هی منی سمع و طاعة، و بها ارجو النجاة یوم الحسرة و الندامة، انک انت اللَّه لا اله الا أنت وحدک لا شریک لک، و ان محمّداً عبدک و رسولک صلواتک علیه و آله، و انه قد بلغ عنک و أدی ما کان واجباً علیه لک، و انک تخلق دائماً و ترزق، و تعطی و تمنع، و ترفع و تضع و تغنی و تفقر و تخذل و تنصر، و تعفو و ترحم، و تصفح و تتجاوز عما تعلم، و لا تظلم، و انک تقبض و تبسط، و تمحو و تثبت، و تبدأ و تعید، و تحیی و تمیت، و انت حی لا تموت، فصل علی محمّد و آل محمّد، و اهدنی من عندک، وافض علی من فضلک، و انشر علی من رحمتک، و انزل علی من برکاتک، فطالما عودتنی بالحسن الجمیل، و اعطیتنی الکثیر الجزیل، و سترت علی القبیح.
اللهم فصل علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجی، و اقلنی عثرتی، و ارحم غربتی، و ارددنی الی افضل عادتک عندی، و استقبل بی صحة من سقمی، و سعة من عدتی، و سلامة شاملة فی بدنی، و بصیرة فی دینی، و اعنی علی استغفارک و استقالتک قبل ان یفنی الأجل، و ینقطع الأمل، و اعنی علی الموت و کربته، و علی القبر و وحشته، و علی المیزان و خفته، و علی الصراط و زلته، و علی یوم القیامة و روعته، و اسألک نجاة العمل قبل انقطاع الاجل، و قوة فی سمعی و بصری و استعمالاً لصالح ما علمتنی و فهمتنی انک انت الرب الجلیل، و أنا العبد الذلیل وشتان ما بیننا، یا حنان، یا منان، یا ذالجلال و الاکرام، صل علی محمّد و آل محمّد الطیبین الطاهرین.... (64)
ای بزرگ هر بزرگ، ای که او را شریک و وزیری نیست. ای آفریننده خورشید و ماه پرتوافکن، ای پناهگاه ترسنده پناه جو. ای رها کننده اسیر دربند، ای روزی ده طفل کوچک، ای درمانگر استخوان شکسته، ای مهربان به پیر بزرگ، ای روشنی روشنی، ای گرداننده امور، ای برانگیزاننده مردگان، ای شفا دهنده سینه ها و دل ها.
ای آفریننده سایه و روشنایی، ای آگاه به درون دل ها، ای نازل کننده کتاب و نور و فرقان بزرگ و زبور، ای آنکه ملائکه او را سحرگاهان و بامدادان تسبیح می کنند، ای همیشه استوار، ای برآورنده گیاهان در چاشتگاه و شامگاه، ای زنده کننده مردگان، ای باز آفریننده استخوانهای پوسیده، ای شنونده هر بانگ، ای پیشی گیرنده بر هر فوت شنونده، ای پوشاننده استخوان های فرسوده پس از مرگ، ای که او را کاری از کاری باز نمی دارد، ای که از حالی به حالی دگرگون نمی شود.
ای آنکه نیاز به دشواری جابجایی ندارد، ای آنکه امری او را مانع امر دیگری نمی شود، ای آنکه با صدقه و دعا قضای حتمی را از اوج آسمان بر می گرداند، ای آنکه او را مکان و جایی در بر نمی گیرد، ای آنکه درمان را در هر چه بخواهد قرار می دهد، ای آنکه توشه و توان بیمار سخت کم خوراک را همچنان حفظ می کند، ای آنکه با اندک دارویی بیماری ریشه دار را از بین می برد، ای آنکه اگر وعده داد وفا می کند و اگر تهدید به عذاب کرد می بخشد، ای آنکه حوایج پرستندگان و خواستاران را در اختیار دارد.
ای پیروز بزرگوار، ای آنکه فنا به ساحتش راه ندارد، ای آنکه مملکتش پایدار است، ای آنکه پرتو نورش کاستی نپذیرد، ای آنکه عرتش قدرتش فراتر از همه چیز است، ای آنکه سلطنت و قدرتش دشت و دریا را را در نوردیده است، ای آنکه خشم و غضب او در جهنم متجلی شده است، ای آنکه در بهشت رحمت اوست، ای آنکه وعده هایش راست است، ای آنکه نعمت هایش والاست، ای آنکه رحمتش واسعه است، ای فریادرس درماندگان، ای پاسخگوی درخواست بیچارگان، ای آنکه در منظر و نگرش والاست و خلقش در منظر پایین، ای پروردگار ارواح نیست شونده، ای پروردگار اجسام پوسیده، ای بیننده ترین بینایان، ای شنونده ترین شنوایان، ای سریع ترین حسابرسان، ای حکیم ترین حکمروایان، ای مهربان ترین مهربانان، ای بخشنده عطایا، ای رهاننده اسیران، ای پروردگار عزت، ای اهل تقوا و آموزش.
ای آنکه پایانش به دست نیاید، ای آنکه نعمتش به شمار نیاید، ای آنکه یاری اش قطع نشود، شهادت می دهم در حالی که شهادت برایم رفعت و توشه است و از من نشانه شنوایی و اطاعت است و بدان وسیله روز پشیمانی و حسرت رستگاری جویم. بدرستی تو خدایی یگانه و تو را شریک نیست و هیچ خدایی جز تو نیست، شهادت می دهم که محمّد بنده و رسول توست، صلوات تو بر او باد. گواهی می دهم که پیامبرت آنچه را که بر او واجب کردی انجام داد و ادای وظیفه نمود و تو پیوسته می آفرینی و روزی می دهی و عطا می کنی و باز می داری و بر می گیری و فرو می گذاری و بی نیاز می گردانی و تهیدست می کنی و یاری می دهی و خوار می گردانی و می بخشی و می آمرزی و از آنچه می دانی در می گذری و ستم نمی کنی و قبض و بسط به دست توست و ثبت می کنی و محو می گردانی. می آفرینی و باز می گردانی و زنده می کنی و می میرانی و خود همیشه زنده ای و مرگ را بر تو چیرگی نیست.
پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و مرا هدایت کن و فضل و مرحمت خود را بر من فرو ریز و مهربانیت را بر من بگستران و برکات خود را بر من فرود آور که مرا با حسنات نیکویت مأنوس ساخته ای و مرا با عطایای گرانقدرت بی نیاز کرده ای و زشتی مرا پنهان نموده ای.
پروردگارا! بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و فرج و گشایشم را نزدیک گردان، از لغزشم در گذر، بر غربتم رحمی کن، و مرا به بهترین عادت هایت نزد من باز گردان، سلامتی ام را جایگزین بیماری نما و زندگیم را فراخی ده و صحت کامل بدنی نصیبم کن، بصیرتی در دینم عطا نما قبل از آنکه اجلم فرا رسد و امیدم قطع گردد به من کمک کن تا از گناهانم استغفار کنم. بر مرگ و سختی آن و وحشت قبر و سبکی میزان و لغزش از صراط و ترس و هراس روز قیامت مرا یاری کن.
پروردگارا! قبل از فرا رسیدن اجل از تو عملی نجاتبخش و نیرویی در چشم و گوش خواهانم، مرا موفق گردان تا از آنچه به من آموخته ای برای مصالح خود استفاده کنم بدرستی تویی پروردگار بزرگ و منم بنده خوار و چه بسیار میان ما فاصله است، ای مهربان، ای پر منت، ای صاحب جلال و کرامت، بر محمّد و آل اطهارش درود فرست....
در دعاهای امامان شیعه - علیهم السلام - صفحات درخشانی از عرفان و توحید به چشم می خورد که انسان را به ایمان و حفظ خود از پلیدی و سقوط در گرداب های گمراهی فرا می خواند.
این دعا کمال معرفت حضرت هادی نسبت به پروردگار و اخلاص نسبت به او را نشان می دهد. در این دعا امام آنچنان که شایسته ذات ربوبی است با خداوند نیایش می کند و او را می ستاید و تمامی کارها را به او ارجاع می دهد و اراده او را بالاتر از همه اراده ها می شناسد و این نهایت یقین و توکّل به خداوند است.

دعای حضرت بعد از نماز عصر

امام هادی - علیه السلام - پس از نماز عصر این دعای شریف را می خواند:
یا من علا فعظم، یا من تسلط فتجبر، و تجبر و تسلط، یا من عزّ فاستکبرنی عزّ، یا من مد الظل علی خلقته، یا من منّ المعروف علی عباده أسألک یا عزیز ذی انتقام، یا منتقماً بعزته من اهل الشرک أسألک بحق ولیک علی بن ابی طالب، و اقدمه بین یدی حوائجی ان تصلی علی محمّد و آل محمّد، و ان تعیننی به علی قضاء حوائجی و نوافلی و فرائضی و بر اخوانی، و کمال طاعتک یا ارحم الراحمین.... (65)
ای آنکه والا گشت و عظیم شد، و ای آنکه چیره گشت و قدرت نمود و قدرت نمود و چیره گشت، ای آنکه عزت یافت پس در عز خود کبریا ورزید.
ای آنکه بر سر خلق سایه گسترد، ای آنکه با نیکی بر بندگانش منت گذاشت، از تو می خواهم ای عزیز صاحب انتقام، ای آنکه با عزت خویش از اهل شرک انتقام می گیری از تو می خواهم به حق ولیّت علی بن ابی طالب و او را در پیش خواسته هایم قرار می دهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و بدان وسیله بر قضای حاجات خود و انجام نوافل و واجبات و نیکی به برادرانم و بهترین نوع اطاعتت مرا یاری رسانی ای مهربان ترین مهربانان....
امام هادی در این دعا از خدا می خواهد تا بدو کمک کند و او را در برآوردن خواسته هایش، ادای واجبات الهی، و نیکی در حق برادران دینی که از بهترین و برترین طاعات و عبادت هاست یاری رساند.
در اینجا سخن از ادعیه حضرت را که پس از نماز می خواندند به پایان می بریم و دیگر دعاهای ایشان را هنگام سخن از دانش ها و معارفشان بیان خواهیم کرد.

اتصال به حق و استجابت دعا

یکی دیگر از خصوصیات حضرت امام هادی - علیه السلام - استجابت سریع دعای ایشان بود زیرا خود و پدرانش از منزلت و مکانت والایی نزد خداوند برخوردار بودند؛ مورخان نقل کرده اند که حضرت امام صادق از خداوند درخواستی نمی کرد مگر آنکه بسرعت به اجابت می رسید. (66) درباره حضرت هادی نیز مورخان نمونه های بی شماری ذکر کرده اند که ما در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم:
1 - منصور از عموی پدرش چنین نقل می کند: نزد امام علی هادی رفتم و گفتم: آقای من متوکل مرا به خاک سیاه نشانده و حقوق مرا از بیت المال قطع کرده است، اتهام من اینست که از ملازمان و یاران شما هستم و متوکل این مطلب را می داند. سپس از امام درخواست کرد نزد متوکل واسطه شود و حقوق قطع شده اش را برقرار سازد.
حضرت به او گفت: ان شاء اللَّه بی نیاز خواهی شد. همان شب فرستادگان متوکل در خانه اش را کوفتند و از او خواستند نزد متوکل بیاید، او نیز شتابان به در قصر خلیفه رفت و پرده دار متوکل فتح را دید که بر در ایستاده است. فتح به استقبال او آمد و نسبت به تأخیرش او را سرزنش کرد و او را بر متوکل وارد ساخت. خلیفه با چهره ای گشاده و خنده ای بر لب گفت:
ای ابوموسی! سراغ ما نمی آئی و ما را فراموش کرده ای، چکاری از دستم برایت ساخته است؟....
آن مرد، مشکلات مالی و حقوق و عطایای قطع شده خود را بیان کرد و متوکل فرمان داد دو برابر حقوق و مزایای قبلی به او پرداختند او با خوشحالی قصر را ترک کرده در حال خروج فتح را دید و بسرعت نزد او رفته گفت:
- آیا علی بن محمّد به اینجا آمده است؟
- نه.
- آیا نامه ای نگاشته است؟
- نه.
آن مرد فتح را ترک کرد و به راه افتاد لیکن فتح خود را بسرعت رساند و گفت: شک ندارم که تو از امام هادی خواسته ای برایت دعا کند پس از او بخواه برای من نیز دعا کند....
آن مرد راه خانه حضرت را پیش گرفت و پس از شرفیابی مؤدبانه در برابر امام بر زمین نشست حضرت فرمود: ای ابوموسی! راضی و خشنود به نظر می آیی....
آن مرد با خشوع و فروتنی گفت: آری آقای من از برکت شما به مقصودم رسیدم لیکن به من گفتند که شما نزد متوکل نرفته اید و از او درخواستی نکرده اید....
حضرت با لبخند پاسخ داد: خداوند متعال می داند که ما در کارهای خود جز به حضرتش رجوع نمی کنیم و در سختی جز به او توکّل نداریم لذا تمامی حوائج ما را برآورده می سازد و می ترسیم اگر عدول کنیم او نیز متقابلاً ما را بخود واگذارد....
آن مرد متوجه شد که امام برایش دعا کرده است و مقصود وی از راه دعا به دست آمده است و درخواست فتح به یادش آمد پس گفت: ای آقای من فتح از شما التماس دعا دارد برایش دعا کنید لیکن حضرت خواسته او را رد کرد و گفت:
فتح به ظاهر دوستدار ماست لیکن باطناً با ما نیست، هنگامی برایش دعا خواهم کرد که مخلصانه به طاعت خدا روی آورد و قلباً به رسول اللَّه - صلی اللَّه علیه و آله - و حق ما اهل بیت اعتراف کند....
دعای ائمه اطهار شامل حال نیکان و مؤمن به خدا و رسول و عارفان به حق اهل بیت می شد امّا کسانی که از مسیر امامت منحرف بودند و رشته طاعت خدا و رسول را در گردن نداشتند مشمول عنایات امامان نمی شدند. آن مرد از امام خواست دعایی به او بیاموزد تا از آن بهره مند شود. حضرت او را به این دعا راهنمایی کرد:
ای پشتیبان من و ای پناهگاه و مرجع و مآل من و ای همه توان و هستی من از تو ای قل هو اللَّه احد، پروردگارا تو را به بهترین آفریدگانت سوگند می دهم که بر آنان درود فرستی... سپس حاجت خود را ذکر می کنی....(67)
2 - در اصفهان شخصی به نام عبدالرحمن می زیست که به تشیع تن داده و به امامت امام هادی معتقد بود، ماجرا و علت شیعه شدن او را پرسیدند پاسخ داد:
من مردی فقیر امّا پر جرأت و زباندار بودم همراه گروهی از همشهری هایم برای دادخواهی به سوی سامرّا حرکت کردیم پس از رسیدن به آن شهر، آهنگ قصر متوکل کردیم و به در قصر رسیده بودیم که از داخل آن دستور احضار علی بن محمّد بن الرضا - علیه السلام - صادر شد. درباره این شخص پرسش کردم گفتند: مردی است علوی که رافضی ها (شیعیان) به امامت او معتقدند و احتمال دارد که متوکل دستور دهد او را بکشند، با خود گفتم: از جای خود تکان نمی خورم تا او را ببینم، اندک زمانی نگذشت که امام - علیه السلام - سواره آمد و مردم برای تجلیل و بزرگداشت حضرت بپا خواستند. همینکه او را دیدم محبتش در دلم جای گرفت و به دعا کردن پرداختم و از خدا خواستم کید متوکل را از او دور کند، حضرت متوجه من شده نزدیک آمد و گفت:
خداوند دعایت را اجابت، عمرت را دراز، دارایی و فرزندانت را زیاد کرد.
لرزه بر اندامم افتاد زیرا حضرت ضمیر مرا خوانده و از نیت من خبردار بود. بر متوکل داخل شدیم، خواسته های خود را برآوردم و بعد راهی اصفهان شدم، از آن پس خداوند گشایشی در زندگیم به وجود آورد و اموالی به من رسید که خواب آن را هم نمی دیدم و الآن تنها در خانه ام یک میلیون درهم دارم و این غیر از اموالی است که خارج از خانه دارم. صاحب ده فرزند نیز شده ام و سنّم از هفتاد سال گذشته است و تمامی اینها از برکت دعای امام - علیه السلام - است.(68)
3 - یکی دیگر از دعاهای اجابت شده حضرت بشرح زیر است:
علی بن جعفر از وکیلان امام هادی بود، او نزد متوکل سعایت کردند لذا دستور داد تا او را حبس کنند، علی مدت ها در سیاهچال های زندان بسر برد و کارد به استخوانش رسید، با یکی از کارگزاران حکومتی صحبت کرد و گفت: اگر بتوانی وسیله آزادی مرا فراهم آوری سه هزار دینار به تو خواهم داد. کارگزار، خود را به عبیداللَّه که از مقرّبان متوکل بود رساند و از او خواست درباره علی بن جعفر وساطت کند، عبیداللَّه پذیرفت و از متوکل درخواست کرد علی بن جعفر را آزاد کند، متوکل از این درخواست برآشفت و گفت:
اگر درباره ات شک داشتم می گفتم رافضی هستی، این مرد وکیل ابوالحسن هادی است و من عزم قتل او را دارم....
عبیداللَّه از پیشنهاد خود پشیمان گشت و به کارگزار ماجرا را گفت، آن مرد نیز علی بن جعفر را از شکست وساطت و تصمیم متوکل بر قتل وی با خبر ساخت. علی بن جعفر در نهایت درماندگی نامه ای به امام نوشت و در آن گوشزد کرد که: آقای من خدا را، خدا را به دادم برسید که می ترسم از حق روی گردان شوم. امام در پای نامه اش چنین نوشت: حال که مشکلت به این حد رسیده است برای تو دعا خواهم کرد و از خدا خواهم خواست گره کارت باز شود، بلافاصله متوکل دچار تب شدیدی شد و بیماری او به شکل حادی درآمد و او دستور داد تمام زندانیان بخصوص علی بن جعفر را آزاد کنند و به عبیداللَّه گفت: چرا نام علی را بر من عرضه نکردی؟ وی پاسخ داد: دیگر هرگز نام او را نخواهم برد، متوکل دستور داد علی را آزاد کنند و از او حلالیت طلبید. علی نیز راه مکه را پیش گرفت و در آن دیار به دستور امام مقیم گشت.(69)
4 - یکی دیگر از دعاهای اجابت شده حضرت به نقل مورّخین چنین است:
احمد بن الخصیب از دشمنان کینه توز امام - علیه السلام - بود و می خواست به ناحق و با زور منزل حضرت را تصاحب کند، امام از این حرکت ناجوانمردانه به خشم آمد و گفت: از خدا می خواهم تا تو را از صفحه روزگار محو کند....
اندک زمانی نگذشت که دست انتقام خدایی او را گرفت و هلاک ساخت.(70)
اینها نمونه های کمی بود از دعاهای به اجابت رسیده حضرت که به وسیله مورّخین نقل شده است. مطلب مهم آنست که دعا به دست انسان و کار او نیست بلکه به دست خداست و این خداوند است که دعای هر که را از بندگان بخواهد مستجاب می کند شکّی در این نیست که امامان اهل بیت از مقام والایی نزد خداوند برخوردارند زیرا آنان به معنی واقعی کلمه مخلصین له الدین بوده اند و حقّ پرستش خداوندی را بجا آورده و مفاهیم اخلاص، عبودیت و ایمان را با تمام وجود مجسّم ساخته اند. خداوند نیز پاداش آنان را داده و نه تنها ایشان را مستجاب الدعوه قرار داده است بلکه مشاهد و مراقد آنان را نیز برکت داده که در آن جایگاه ها، دعاها به هدف اجابت اصابت می کند.
علوم و معارف حضرت
خداوند متعال حضرت امام هادی را سیراب از علم لدنّی فرمود و حضرت را بی هیچ کوشش و تلاش، مرکز حقایق و اسرار خویش قرار داد. علم و دانش حضرت زبانزد خاص و عام بود و کسی را یارای عرض اندام در برابر معارف گسترده حضرت نبود، دانش امام در زمینه ای خاص منحصر نمی گشت بلکه شامل تمام شاخه های معرفت بشری اعم از حدیث، فقه، فلسفه و کلام بود، مرجعیّت و سندیّت امام مورد قبول تمام علمای عصر بود و آنان در مسائل پیچیده و غامض شرعی به ایشان رجوع می کردند و رأی صائب او را نصب العین قرار می دادند.
عجیب آنکه متوکل عباسی سرسخت ترین دشمن امام و اجدادش نیز از این امر مستثنا نبود و هنگام اختلاف آراء، نظر امام را پرسیده و آن را بر دیگر آرا مقدم می داشت که ما مورد آن را در بحث های آینده بیان خواهیم کرد.
بهر حال ما در این بخش به گوشه ای از معارف و حکم حضرت که در زمینه های گوناگون روایت شده و شامل مسائل مختلف اجتماعی و تربیتی می گردد اشاره می کنیم: