فهرست کتاب


زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

باقر شریف قرشی‏

امام و احترام به علما

امام هادی - علیه السلام - در بزرگداشت دانشمندان و اندیشمندان می کوشید و به آنها توجهی خاص داشت و آنان را بر دیگر مردم برتر می شمرد زیرا آنان سرچشمه نور و آگاهی در زمین هستند. از کسانی که مورد تجلیل امام قرار گرفت فقیهی بود که با یکی از نواصب و مبغضین اهل بیت به مناظره پرداخته و او را مغلوب ساخته بود، آن فقیه پس از چندی به زیارت امام آمد حضرت که از مناظره او با ناصبی خبردار بود از دیدن وی شادمان شده او را در صدر مجلس نشاند و به گرمی با وی به گفتگو پرداخت. مجلس مملو از علویان و عباسیان بود. بنی هاشم حاضر در آنجا از این توجه خاص امام رنجیده شدند و امام را مخاطب ساخته گفتند:
چگونه او را بر سادات و بزرگان بنی هاشم مقدم می داری؟...
حضرت در پاسخ فرمود: از کسانی نباشید که خداوند متعال درباره شان فرمود: الم تر الی الذین أوتوا نصیباً من الکتاب یدعون الی کتاب اللَّه لیحکم بینهم ثم یتولی فریق منهم و هم معرضون. (54)
آیا ندیدی کسانی را که بهره ای از کتاب آسمانی به آنها داده شده بود، فرا خوانده شدند تا کتاب خدا داور آنان باشد لیکن گروهی اعراض کرده روی گرداندند.
آیا کتاب خداوند متعال را به عنوان داور و حکم قبول دارید؟... همگی گفتند: آری، یابن رسول اللَّه. و امام روش خود را - به استناد آیات قرآن - چنین مدلّل ساخت: آیا خداوند نمی گوید: یا أیها الذین آمنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا یفسح اللَّه لکم - الی قوله - و الذین اوتوا العلم درجات. (55)
ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که در مجالسی به شما گفته می شود جای باز کنید شما نیز جای باز کنید تا خداوند برای شما گشایش دهد... تا آنجا که می گوید: و دانشمندان را درجاتی بالاتر می دهد.
خداوند متعال همانطور که مؤمن را بر غیر مؤمن مقدم می دارد، مؤمن عالم را بر مؤمن غیر عالم برتری داده است. و باز خداوند است که می فرماید: خداوند مؤمنان اهل علم را درجاتی، برتری می دهد آیا خداوند گفته است: خداوند نجیب زادگان و شریفان نسب دار را رفعت می دهد! لیکن حضرت باریتعالی با تأکید می گوید:
هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؛ (56) آیا آنان که می دانند و آنان که نمی دانند با هم برابرند؟.
پس چرا از احترام و تجلیل من نسبت به این عالم که مورد بزرگداشت خدا نیز هست رنجیده شده اید، شکستی که این مرد به آن ناصبی با دلایل و براهین خدا آموخته داد از هر شرافت مبنی بر نسب و تبار، بالاتر و برتر است.
دلایل و حجت های امام، حاضرین را خاموش کرد لیکن یکی از بنی عباس حاضر در جلسه همچنان بر موضع نادرست خویش پافشاری کرد و گفت:
یابن رسول اللَّه! شما این مرد را بر ما مقدم داشتی و ما را پایین تر از او به حساب آوردی در صورتی که او مانند ما نسبی چنین روشن و درخشان ندارد و از صدر اسلام تاکنون آن را که نسبی شریف تر داشته باشد بر دیگران مقدم می دارند...
منطق این عباسی، منطقی است سست و بی بنیاد که اسلام بدان کمترین بهایی نمی دهد، اسلام متوجه ارزش های والایی است که هرگز چنین افرادی تصور آن را هم ندارند و به گوششان نخورده است. لذا حضرت طبق اصل قرآنی: وجادلهم بالتی هم احسن (57) و دستور: کلموا الناس علی قدر عقولهم برای قانع کردن وی راه دیگری در پیش گرفت و گفت:
سبحان اللَّه! آیا عباس که از بنی هاشم بود با ابوبکر تیمی بیعت نکرد؟ آیا عبداللَّه بن عباس پدر خلفای عباسی و از خاندان بنی هاشم، کارگزار عمر بن خطاب از بنی عدی نبود؟ پس چرا عمر افراد خارج از خاندان قریش را وارد شورای شش نفره کرد ولی عباس را که هاشمی و قرشی بود وارد شورا ننمود؟!
پس اگر برتر شمردن غیر هاشمی بر هاشمیان نادرست است باید بیعت کردن عباس با ابوبکر و کارگزاری عبداللَّه بن عباس برای عمر را محکوم کنی و اگر آن کار اشکالی نداشت این مورد هم مانند آن روا خواهد بود....
معترض، تاب این استدلالات را نیاورد خاموش گشت و دیگر دم نزد.(58)
حضرت که دیده بود دلایل قرآنی او را قانع نکرد از بیعت جدش عباس با ابوبکر و کارگزاری عبداللَّه بن عباس برای عمر در حالی که این دو خلیفه از نظر نسب به پای عباس و فرزندش نمی رسیدند استفاده کرد و این نمونه کامل الزموهم بما التزموا به است.

عبادت حضرت

هنگام مطالعه سیره ائمه طاهرین و پیشوایان خاندان عصمت و طهارت یک مطلب به وضوح قابل مشاهده است و آنهم توجه شدید ایشان به عبادت، شب زنده داری، تلاوت قرآن و مناجات با پروردگار است. ابوفراس حمدانی به مقایسه میان ائمه و بنی عباس دست زده چنین می گوید:
تمسی التلاوة فی ابیاتهم سحراً - و فی بیوتکم الأوتار و النغم
آوای تلاوت قرآن تا سحر از خانه های ائمه به گوش می رسد. و در خانه های شما - بنی عباس - این ترانه ها و صدای چنگ و رباب است که تا بامداد گوش ها را می خراشد.
امام هادی - علیه السلام - بیش از همه معاصران خود به عبادت و تهجّد می پرداخت و تقوا و پایبندی وی به اصول دیانت زبانزد خاص و عام بود. ایشان تمام نوافل را بجا می آورد و در رکعت سوم نافله مغرب سوره حمد و اول سوره حدید تا انه علیم بذات الصدور و در رکعت چهارم پس از سوره حمد، آخر سوره حجرات را تلاوت می کرد.(59)
نافله ای را نیز به این صورت به حضرت نسبت داده اند که: ایشان در رکعت اول، سوره حمد و یس و در رکعت دوم، سوره حمد و الرحمن را تلاوت می کردند.(60)

دعاهای حضرت در قنوت نمازشان

از امام هادی - علیه السلام - دعاهایی روایت شده که ایشان در قنوت نمازشان می خواندند. نگاهی به این دعاها، اوج انقطاع ایشان را از تعلقّات مادی و شدت اتصالشان را به مبدأ هستی بخش به خوبی نشان می دهد. در اینجا ما پاره ای از این سخنشان فروتر از قرآن و فراتر از سخنان بشر را نقل می کنیم:
الف - اللهم ان مناهل کراماتک بجزیل عطیاتک مترعة، و أبواب مناجاتک لمن أملک مشرعة، و عطوف لحظاتک لمن ضرع الیک غیر متقطعة، و قد الجم الحذار، و اشتدّ الاضطرار، و عجز عن الاصطبار أهل الانتظار، و انت اللهم بالمرصد من المکان، اللهم و غیر مهمل مع الامهال، و اللائذ بک آمن، و الراهب الیک غانم القصد، اللهم لبابک سالم.
اللهم فعاجل من قد استن فی طغیانه، و استمرّ علی جهالته لعقباه فی کفرانه، و اطعمه حلمک عنه فی نیل ارادته، فهو یتسرع الی أولیائک بمکارهه، و یواصلهم بقبایح مراصده، و یقصدهم فی مظانهم بأذیته، اللهم اکشف العذاب عن المؤمنین و ابعثه جهرة علی الظالمین، اللهم اکفف العذاب عن المستجیرین، و اصببه علی المغترین، اللهم بادر عصبة الحق بالعون، و بادر اعوان الظلم بالقصم، اللهم اسعدنا بالشکر، و امنحنا النصر، واعذنا من سوء البداء و العاقبة و الحظر... (61)
الف - پروردگارا! آبشخور بخششت دریایی است مملو از هدایای بزرگ و درگاه مناجاتت برای آنکه سعادت پیدا کند والا و ارزشمند است. و نگاه مهربانت همواره به سوی کسی است که به درگاهت دست نیاز دراز کند.
پروردگارا! هراس بر دل ها سایه افکن شد و درماندگی به اوج رسید و منتظران را دیگر توان صبر نمانده است و تو در کمینگاه، ناظر همگانی.
پروردگارا! مهلت دادن تو فراموش کردن نیست و پناهنده به تو در امان است و هر که به تو رو آورد و مقیم آستانت گردد سلامتی و سعادت را در کنار خود خواهد داشت.
پروردگارا! آن را که در طغیان خود غوطه ور است و همچنان بر مرکب جهالت سوار و به سمت کفرانت می تازد فرو کوب، حلم تو دشمنان ما را به طمع واداشته است و آنان می پندارند که به آرزوهای پلید خویش خواهند رسید لذا در راه اولیایت دام می نهند و به آنان آسیب می رسانند و اندیشه های شومی را در خیال فاسد خود می پرورانند.
پروردگارا! عذاب آتش را از مؤمنان دور کرده و در خرمن هستی ظالمان بزن.
پروردگارا! پناهندگانت را از عذاب دور کن و آنان را که بردباری تو فریبشان داده است معذب فرما.
پروردگارا! حق جویان را یاری ده و یاوران ستم را نابود فرما.
پروردگارا! توفیق شکرگزاری به ما عطا کن. ما را پیروزی ده و از سوء عاقبت و حوادث غیر قابل پیش بینی و بداء ناخوشایند حفظ کن....(62)
دعاهای ائمه اهل بیت - علیهم السلام - فقط به جنبه های روحی و معنوی نمی پرداخت بلکه شامل تمامی جلوه های زندگی می گشت. در این دعا زندگی سیاسی، مصائب و مشکلات مردم در زمان خلفای خودکامه عباسی و زورگویی های آنان به خوبی مورد توجه قرار گرفته است. احتمال قوی می رود که حضرت در این دعا متوکل عباسی، طاغوت زمان را که در ستم به علویان بیش از دیگر خلفای عباسی اهتمام داشت مطمح نظر قرار داده باشد.
ب - دعای زیر نیز از جمله دعاهای حضرت است که در قنوت خوانده می شد:
یا من تفرد بالربوبیة، و توحد بالوحدانیة، یا من اضاء باسمه النهار، و أشرقت به الأنوار، و اظلم بأمره حندس اللیل و هطل بغیثه وابل السیل، یا من دعاء المضطرون فأجابهم، و لجأ الیه الخائفون فآمنهم، و عبده الطائعون فشکرهم، و حمده الشاکرون فأثابهم، ما اجل شأنک، و علی سلطانک، و انفذ احکامک، انت الخالق بغیر تکلف، و القاضی بغیر تحیف، حجتک البالغة، و کلمت الدامغة، بک اعتصمت و تعوذت من نفثات العقدة، و رصدات الملحدة، الذین الحدوا فی اسمائک، و ارصدوا بالمکاره لأولیائک، و اعانوا علی قتل انبیائک و اصفیائک، و قصدوا لاطفاء نورک باذاعة سرک، و کذبوا رسلک، و صدوا عن آیاتک و اتخذوا من دونک و دون اولیائک ولیجة و رغبة عنک، و عبدوا طواغیتهم بدلاً منک، فمننت علی اولیائک بعظیم نعمائک، وجدت علیهم بکریم آلائک، و اتممت لهم ما اولیتهم بحسن جزائک حفظاً لهم من معاندة الرسل، و ضلال السبل، و صدقت لهم بالعهود السنة الاجابة، و خشعت لک بالعقود قلوب الانابة فأسألک اللهم باسمک الذی خشعت له السماوات و الارض و احییت به اموات الاشیاء، و امت به جمیع الاحیاء، و جمعت به کل متفرق، و فرقت به کل مجتمع، و اتممت به الکلمات، واریت به کبری الآیات، و ثبت به علی التوابین، و اخرت به عمل المفسدین فجعلت عملهم هباءاً منثوراً تبرتهم تبتیراً... ان تصلی علی محمّد و آل محمّد، و ان تجعل شیعتی من الذین حملوا فصدقوا، و استنطقوا فنطقوا آمنین مأمونین.
اللهم انی أسألک لهم توفیق اهل الهدی، و اعمال اهل الیقین، و مناصحة اهل التوبة، و عزم اهل البصر، و تقیة اهل الورع، و کتمان الصدیقین حتّی یخافونک، اللهم مخافة تحجزهم عن معاصیک حتّی یعملوا بطاعتک لینالوا کرامتک، و حتّی یناصحوا لک وفیک خوفاً منک، و حتّی یخلصوا لک النصیحة فی التوبة حباً لهم فتوجب لهم محبتک التی اوجبتها للتوابین، و حتّی یتوکلوا علیک فی امورهم کلها حسن ظن بک، و حتّی یفوضوا الیک امورهم ثقة بک.
اللهم لا تنال طاعتک الا بتوفیقک، و لا تنال درجة من درجات الخیر الا بک، اللهم یا مالک یوم الدین العالم بخفایا صدور العالمین طهر الأرض من نجس اهل الشرک، و اخزس الخراصین عن تقولهم علی رسولک الافک.
اللهم اقصم الجبارین و ابر المفترین، و ابد الأفاکین الذین اذا تتلی علیهم آیات الرحمن قالوا: أساطیر الأولین و انجز لی وعدک انک لا تخلف المیعاد، و عجل فرج کل طالب مرتاد انک لبالمرصاد، و اعوذ بک من کل لبس ملبوس، و من کل قلب من معرفتک محبوس، و من نفس تکفر اذا اصابها بؤس، و من واصف عدل عمله عن العدل معکوس، و من طالب للحق و هو عن صفات حق منکوس، و من مکتسب اسم باسمه مرکوس، و من وجه عند تتابع النعم علیه عبوس، اعوذ بک من ذلک کله و من نظیره و اشکاله و امثاله انک علیم حکیم....
ای کسی که در پروردگاری، یکتاست و وحدت حقیقتی را به خود اختصاص داده است.
ای آنکه به نامش روز پرتوافشانی می کند و فروغ می درخشد و به دستورش تیرگی، شب را می پوشاند و از ابر رحمتش سیل به وجود می آید.
ای کسی که درماندگان او را خواستند و پاسخ شنیدند و ترسندگان بدو پناه آوردند و لذت ایمنی را چشیدند و عابدان و شاکران نتیجه عبادت و شکر خود را دریافتند، چه پر شکوه و والا مقام هستی! و چقدر سلطنت و شکوهت فراگیر است و دستورات و اوامرت روا و نافذ، تویی آفریننده بدون دشواری و تویی داوری منصف.
حجت تو رسا و سخنت ستم کوب است، از افسونگران بدکار به تو پناه می آورم، و از ملحدان و تحریف کنندگان نامهایت که در کمین دوستان و پرستندگانت هستند و دامهایشان، به تو اعتصام می جویم.
پروردگارا! ملحدان به کشتی پیامبران و برگزیدگانت کمک کردند و در تلاش بودند تا نور توحیدت را با کتمان حقیقت نبوت خاموش کنند و رسولانت را تکذیب کردند و مانع آیاتت گشتند و غیر از تو و یارانت، کسانی دیگر را به دوستی و سرپرستی خویش انتخاب کردند و طاغوت ها را بجای تو پرستیدند (خداوندا کید آنان را به خودشان برگردان).
پروردگارا! با نعمت هایت منّتی بزرگ بر دوستانت گذاشتی و بر آنان بخشش های کریمانه ای کردی و با حفظ آنان از دشمنان پیامبران و راه های گمراهی، بهترین پاداش را به آنان عطا فرمودی و زبان های اجابت پذیر آنان را گویا کردی، و دل های توبه کار، پیوندی استوار با تو یافت.
پروردگارا! تو را سوگند می دهم به اسمی که آسمان ها و زمین برایش خاشع گشتند و به وسیله آن، مردگان را زنده کردی و زندگان را میراندی و پراکنده ها را گرد آوردی و گرد آمده ها را پراکندی و به وسیله آن معجزات و آیات بزرگ را نشان دادی که توّابین دلشان ایمن گشت و پایان کار مفسدان را تباه کردی و آنان را نابود ساختی... تا بر محمّد و آل محمّد درود بفرستی و شیعیانم را از کسانی قرار دهی که امانت ولایت را پذیرفتند و با صداقت پاسدار این ودیعه الهی بودند و زبانشان جز به حق گویا نگشت و آنان را ایمنی جاودانه بخشیدی.
پروردگارا! من برای شیعیانم از تو توفیق اهل هدایت، اعمال اهل یقین خلوص اهل توبه، عزم اهل صبر، تقیّه اهل ورع و کتمان صدّیقین را می خواهم.
پروردگارا! در دل شیعیانم بیمی انداز که آنان را از معصیت کاری باز دارد و به طاعت تو مشغول کند تا آنکه به کرامت تو دست یابند و در جهت رضای تو پند گویند و خالصانه توبه کنند و آنان را محبوب تو قرار دهد همانطور که توّابین مورد محبت تو هستند و تا آنکه با حسن ظن در تمام امور بر تو توکّل کنند و با اعتماد کارهایشان را به تو بسپارند.
پروردگارا! طاعت تو در گرو توفیق است و به هیچیک از مراتب نیکی نتوان رسید جز به وسیله تو.
پروردگارا! ای مالک روز جزا و ای آگاه به نهانی های سینه های عالمیان، زمین را از پلیدی مشرکان پاک بفرما و دهان یاوه گویان و تهمت زنندگان به پیامبرت را ببند.
پروردگارا! جباران و تهمت زنندگان را در هم شکن و نابود کن، و آن تکذیب کنندگان حق را که آیات الهی را داستان ها و افسانه های پیشینیان می دانستند از صفحه روزگار محو کن، وعده ات را تحقق بخش که تو هرگز خلف وعده نمی کنی. و هر حق جوی را گشایش ده که تو در کمینگاهی.
پروردگارا! به تو پناه می آورم از هر پوشش و زنگار حق و هر دلی که از معرفت و شناخت تو دور است و هر انسانی که به هنگام رنج و معصیت کفر ورزد و هر توصیف کننده عدالت که عمل او بر خلاف آن باشد و هر جوینده حق که رفتارش و صفاتش به خلاف حق باشد، از این موارد و مانند آن به تو پناه می آورم و براستی که تو دانا و فرزانه هستی....(63)
امّا در آغاز این دعای شریف به توحید خدا پرداخته و پس از تمجید او از خداوند پناه و عصمت می جوید و در هر سختی و رنجی حق را پناهگاه خود می داند زیرا جز خدا کسی گره گشا نیست و کسی جز او حوادث ناگوار را از امام دفع نمی کند. همچنین حضرت از هر جبار سرکشی که پایبند هیچ عهد و سوگندی نیست و برای خدا، وقار و ارزشی قائل نمی باشد به خداوند پناه می برد.
امّا در این دعا برای شیعیان توفیق و استواری و دوری از شرّ و غرور را می خواهد تا آنان اسوه های خوبی باشند برای سایر مسلمانان در سلوک راه حق. در پایان حضرت اهل شرک و نفاق را که از آیات الهی روی گردان شده اند آنها را به مسخره می گیرد و نفرین می کند.